اسلایدریادداشتها

پارادایم گذار از امنیت دریایی به امنیت سرزمینی؛ جایگاه ایران در بازطراحی زنجیره‌های تأمین پسا‌بحران

علی خوانساری پژوهشگر حوزه تعاملات سیاسی فرامنطقه در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

مقدمه

برای بیش از نیم‌قرن، نظم نوین جهانی بر پایه دکترین دریا‌محوری و دسترسی بی‌قیدوشرط به آب‌های آزاد بنا شده بودکترین‌های اقتصادی نظیر تولید بهنگام[1] با فرض امنیت مطلق گلوگاه‌های دریایی، زنجیره‌های تأمین خود را از شرق آسیا تا قلب اروپا گستردند. اما بحران‌های پیاپی در هارتلند آبی جهان از انسدادهای تصادفی در کانال سوئز تا تنش‌های نظامی در تنگه هرمز و باب‌المندب نشان داد که امنیت دریایی به شدت شکننده و آسیب‌پذیر است. امروزه جهان با واقعیتی عریان روبرو شده است. دریا دیگر نه یک فضای امن و ارزان، بلکه به یک گلوگاه پرریسک تبدیل شده که توازن عرضه و تقاضا در بازارهای جهانی را با هر جرقه‌ای به مرز فروپاشی می‌کشاند.

از کارایی به سمت تاب‌آوری

در ادبیات نوین اقتصاد سیاسی، شرکت‌های چندملیتی از استراتژی تمرکز بر کارایی به سمت تنوع‌بخشی ساختاری حرکت کرده‌اند. قدرت‌های بزرگ دریافته‌اند که تکیه بر زنجیره‌های تأمین تک بعدی (دریامحور)، به معنای پذیرش یک آسیب‌ پذیری سیستماتیک است. امروزه، اولویت امنیت ملی کشورها از کاهش هزینه‌ها به سمت تضمین دسترسی تغییر یافته است؛ تغییری که مسیرهای زمینی را از یک مکمل حاشیه‌ای، به ستون فقرات جدید تجارت جهانی تبدیل می‌کند.

بحران اخیر در خلیج‌فارس و دریای عمان ثابت کرد که حتی پیشرفته‌ترین ناوگان‌های نظامی نیز قادر به تضمین ۱۰۰ درصدی جریان کالا در برابر تهدیدات ناهمتراز نیستند. اینجاست که جغرافیای خشکی بار دیگر به عنوان جایگزینی مطمئن و مکمل برای جغرافیای دریا مطرح می‌شود. برای بازیگرانی نظیر چین، هند و روسیه، یافتن مسیرهایی که از نفوذ و اشراف مستقیمِ نیروی دریایی ایالات متحده خارج باشد، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقاست.

ایران؛ از بن‌بست دریایی تا چهارراه راهبردی

در این بازطراحی بزرگ زنجیره‌های تأمین، ایران در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار گرفته است. اگرچه موقعیت دریایی ایران در خلیج‌فارس، ابزار بازدارندگی قدرتمندی فراهم کرده، اما مزیت نسبی پایدار کشور در آینده، در جای دیگری نهفته است: نقش‌آفرینی به عنوان پل ارتباطی خشکی میان شرق و غرب.

کریدور شمال-جنوب [2](INSTC) و پروژه‌های اتصالی شرق به غرب، تنها مسیرهای ترانزیتی ساده نیستند؛ بلکه ابزارهایی برای گره زدن امنیت منافع جهانی به ثبات داخلی ایران هستند. زمانی که کالای هندی یا چینی از طریق ریل و جاده ایرانی به قفقاز، روسیه یا اروپا می‌رسد، امنیت خاک ایران به بخشی از امنیت اقتصادی آن کشورها تبدیل می‌شود. این دقیقا همان نقطه‌ای است که ژئوپلیتیک تهدید به ژئوپلیتیک فرصت تغییر جهت می‌دهد. ایران می‌تواند با سرمایه‌گذاری بر روی زیرساخت‌های ریلی و نوسازی ناوگان جاده‌ای، خود را به عنوان ضامن تاب‌آوری زنجیره تأمین جهانی معرفی کند.

بازدارندگی در عصر زنجیره‌های ارزش

باید درک کرد که بازدارندگی در قرن بیست و یکم، صرفا با کلاهک‌های جنگی تأمین نمی‌شود. بازدارندگی نوین در توانایی یک کشور برای مختل کردن یا تضمین کردن جریان ارزش نهفته است. ایران با تکیه بر جغرافیای سرزمینی خود، می‌تواند پارادوکس امنیت-ناامنی در دریا را به نفع خود مدیریت کند. به این معنا که ضمن حفظ توانمندی برای ایجاد هزینه در مسیرهای دریایی رقیب، همزمان باید مسیرهای زمینی جایگزین و امنی را در داخل مرزهای خود به جهان پیشنهاد دهد. این استراتژی دوگانه، ایران را از یک بازیگر چالش‌گر به یک بازیگر سیستمی تبدیل می‌کند که حضورش برای ثبات اقتصادی رقبای بزرگ نیز ضروری است.

نتیجه‌گیری و پیشنهاد راهبردی

عبور از سیادت دریایی به سمت امنیت سرزمینی، نیازمند تغییر در دکترین دیپلماسی اقتصادی ایران است. ما باید از نگاه صرف به بنادر به عنوان مبدأ و مقصد، به سمت شبکه‌سازی ریلی و جاده‌ای فرامرزی حرکت کنیم.

تحقق این بازتعریف استراتژیک، نیازمند آن است که دستگاه دیپلماسی و نهادهای اقتصادی کشور، فراتر از پیگیری پروژه‌های عمرانی، سه پیش‌ران ژئوپلیتیک را در دستور کار قرار دهند:

  1. تکمیل فوری شریان‌های حاکمیتی: نهایی‌سازی حلقه‌های مفقوده ریلی (نظیر محور رشت-آستارا و چابهار-زاهدان) نباید صرفا یک پروژه عمرانی دیده شود، بلکه باید به عنوان تثبیت خط لوله قدرت در جغرافیای ایران نگریسته شود.
  2. تأسیس هاب های پشتیبان: ایجاد مناطق آزاد لجستیکی در مرزهای خشکی که ایران را از یک معبر ساده، به انبار استراتژیک و مرکز توزیع زنجیره‌های تأمین جهانی تبدیل کند.
  3. معماری ائتلاف‌های ترانزیتی: گذار از توافقات دوجانبه به سمت پیمان‌های چندجانبه‌ی تاب‌آوری با قطب‌های نوظهور اقتصادی؛ تا امنیت خاک ایران با منافع حیاتی چندین قدرت جهانی گره بخورد

[1] Just-in-Time

[2] International North-South Transport Corridor

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا