
نفیسه بابائی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
مقدمه
دردوران جنگ، رسانه یکی از ابزارها و ستون های اصلی در میدان نبرد است رسانه نه تنها وقایع و رویدادها را روایت میکند بلکه نقش تعیین کننده و بسزایی در همراه کردن افکار عمومی مردم جهان و نتیجه جنگ به نفع کشورمان را داراست
امروز دیگر مرزهای جغرافیایی به وسیله رسانه و جریان اطلاعات در هم تنیده شده است ،دیگر جنگیدن در میدان های نظامی بدون مدیریت درست در میدان های نرم رسانه ای نتیجه ای ندارد نقش رسانه فقط به اطلاع رسانی و خبر محدود نمیشود بلکه رسانه یک میدان نبرد اطلاعاتی است
ابعاد مختلف و حیاتی رسانه
رسانه؛ خط مقدمِ وحدت و انسجام ملیدر زمان جنگ است
اولین هدفِ دشمن ایجادِ شکاف در اراده ملی ماست. تفرقه، بدبینی و ناامیدی، سلاحهایی هستند که دشمن برای سست کردنِ پایههای مقاومتِ ملت مان به کار گرفته است. در اینجا، رسانهها مسئولیت دارند تامانند «بافت پیوندی» عمل کنند.رسانه با بازتابِ ایثارگریها، رشادتها و همبستگیِ اقشار مختلف، روحیه مقاومت را در جامعه تقویت میکند. وقتی مردم از طریق رسانه تصویرِ یکپارچگیِ هموطنان خود را میبینند، حسِ «تنهایی» و «ترس» جای خود را به حسِ «غرور» و «تعلق» میدهد. رسانه باید بتواند با استفاده از روایتهای صادقانه و همدلانه، جامعه را حول محورِ منافعِ عالی کشور و نظام جمهوری اسلامی متحد نگه دارد و از تبدیل شدنِ اختلافاتِ سلیقهای به شکافهای سیاسیِ مخرب جلوگیری کند
نبرد در میدانِ «جنگ شناختی
دشمنان ما تلاش میکنند تا با انتشارِ اخبارِ جعلی ، بزرگنماییِ شکستهای کوچک و کوچکنماییِ پیروزیهای بزرگ، ذهنیتِ مردم را نسبت به واقعیتِ جنگ مخدوش کنند.در چنین شرایطی، رسانه ملی و رسانههای جریان اصلی باید «مرجعیت خبری» خود را با سرعت و دقت حفظ کنند. اگر رسانه داخلی در ارائه روایتِ های خود از رویدادها کند باشد، فضای خالیِ اطلاعاتی توسط اخبارِ دشمن پُر خواهد شد. رسانه باید «پیشدستانه» عمل کند؛ یعنی قبل از آنکه شایعهسازان، روایتِ خود را در فضای مجازی قالب کنند، حقیقتِ ماجرا را به شکلی مستند و قابل باور به مخاطب ارائه دهد. این یعنی رسانه باید همواره یک گام از دشمن جلوتر باشد
مدیریتِ بحران و جلوگیری از هراسِ عمومی
یکی از بزرگترین آسیبهای جنگ، «وحشتِ همگانی» است. هراس، میتواند از هر بمبی قوی ترعمل کند میتواند فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و شهری را فلج کند. رسانه در زمان جنگ باید لحنی آرامبخش و در عین حال واقعگراداشته باشدو از هیجاناتِ کاذب جلوگیری کند.این به معنای این نیست که رسانه باید حقایق تلخ را پنهان کند؛ بلکه هنرِ رسانه در این است که حقایق را در چارچوبی ارائه دهد که امید و روحیهِ ایستادگی را در مخاطب زنده نگه دارد. رسانه باید به مردم آموزش دهد که چگونه در شرایط بحرانی (مثل حملات هوایی یا کمبودهای احتمالی) رفتار کنند دستورالعملهای ایمنی، اخبارِ مربوط به خدماتِ امدادی و آگاهیبخشی نسبت به اقداماتِ دشمن، بخشی از این وظیفه است
دیپلماسیِ رسانهای؛
رسانه در زمان جنگ، ابزارِ دیپلماسی عمومیِ یک کشور است. در حالی که نیروهای نظامی مان در مرزها میجنگند، رسانههای ما باید در صحنه بینالمللی بجنگند.رسانه ها وظیفه دارند صدایِ مظلومیت و حقانیتِ ملتِ مان را به گوشِ جهانیان برسانند.رسانهها باید با تولید محتوا به زبانهای مختلف، مستندسازیِ جنایاتِ آمریکا و رژیم صهیونیستی، و تحلیلهای دقیقِ حقوقی و سیاسی، افکار عمومیِ جهان را نسبت به ماهیتِ تهاجمِ دشمن روشن کنند.برای کسبِ حمایتِ های بینالمللی و یا حداقل بیطرف کردنِ فشارِ رسانههای جهانی علیه کشورمان، خواهان یک دیپلماسیِ رسانهایِ هوشمند است. رسانهها باید بتوانند روایتِ «قاتل-مقتول» را به نفعِ خود تغییر دهند و مشروعیتِ اقدامِ نظامی دشمنانمان را زیر سوال ببرند
رعایتِ اصولِ اخلاقی و ملاحظاتِ امنیتی رسانه
در زمان جنگ با یک «لبه تیغ» مواجه است؛ از یک سو باید شفاف باشد و اعتمادِ مخاطب را جلب کند، و از سوی دیگر، نباید به ابزاری برای جاسوسیِ دشمن تبدیل شود. افشای محلِ استقرار نیروها زمانِ عملیاتها، یا خساراتِ دقیقِ ناشی از حملاتِ دشمن، میتواند مستقیماً جانِ مدافعانِ کشور را به خطر بیندازد.اصولِ اخلاقیِ رسانه اینطور حکم میکند که در زمان جنگ، اولویتِ اول «امنیتِ ملی» باشد. رسانههای حرفهای بایددر زمان جنگ، با دستگاههای نظامی و امنیتی هماهنگ شوند تا اطلاعاتی را که «حیاتی» محسوب میشود، درز ندهند. این همکاری، به معنایِ سانسورِ حقیقت نیست، بلکه «مدیریتِ انتشار» برای حفظِ جانِ مردم و رزمندگان مان است
سوادِ رسانهای
رسانه نمیتواند به تنهایی بارِ جنگِ روانی را به دوش بکشد؛ مخاطب نیز باید مسلح به سلاحِ «سوادِ رسانهای» باشد.باز هم رسانهها در زمان جنگ وظیفه دارند به مردم آموزش دهند که هر خبرِ فضای مجازی را باور نکنند.رسانه باید به مخاطب بیاموزد که چگونه منبعِ خبر را شناسایی کند، چگونه تحلیلهای جهتدار و درست را تشخیص دهد و چرا نباید هر شایعهای را بازنشر کند. وقتی مردم آگاه شوند، خود به «سدِ دفاعی» در برابر اخبارِ جعلی تبدیل میشوند. در واقع اگر رسانه ها در این زمینه درست عمل کنند جامعهای منتقد و هوشمند تربیت میشود که در برابرِ جنگِ شناختیِ دشمن واکسینه شده است
نقش مهم رسانه در همراه سازی افکار عمومی مردم جهان
در جهانِ به هم پیوسته امروز که اطلاعات با سرعتی فراتر از نور در شبکههای اجتماعی و خبرگزاریهای جهانی منتشر میشود، «نبرد و تلاش برای جلب افکار عمومی مردم جهان» به اندازه نبرد در میدانهای نظامی اهمیت پیدا کرده است . وقتی کشورمان درگیر جنگ میشود پیروزی فقط با تسلط بر خاک کشورمان محقق نمیشود؛ بلکه پیروزی واقعی زمانی رخ خواهد داد که بتوانیم «روایت جنگ» را در سطح بینالمللی مدیریت کنیم و وجدانِ بیدارِ جهانیان را با خود همراه سازیم. این همان جایی است که رسانه باید به عنوان قدرتمندترین اهرمِ دیپلماسی عمومی و جنگِ روایتها وارد عمل شود
برای همراه کردن افکار عمومی مردم جهان، رسانه باید از دایره محدودِ«گزارشگری داخلی خارج شود و با زبانی جهانی و استراتژیک،شروع به حرکت کند
قدم اول
انسانیسازیِ و عبور از کلیشهها
اولین قدم برای همراه کردن افکار عمومی، بازگشت به انسانیت است. جنگ اغلب در گزارشهای سردِ خبری به اعداد، ارقام و نقشههای استراتژیک خلاصه میشود. اما برای اینکه یک مخاطب در گوشهای از دنیاباکشوری که در جنگ است همزاد پنداری کند، باید «چهره» و «داستان» ببیند
رسانهها باید بر روایتِ زندگیهای انسانی تمرکز کنند. قصهی مادری که فرزندش را از دست داده، دانشآموزی که کلاس درسش ویران شده، یا پزشکی که زیر بمباران عمل جراحی انجام میدهد،این تصاویر قدرتِ عاطفیِ بسیار بیشتری از بیانیههای سیاسی دارد. وقتی رسانه، دردِ مشترکِ بشری را در بستر جنگ به تصویر میکشد، دیوارهای ملیت و مذهب فرو میریزد و مخاطبِ جهانی، بهجای دیدنِ «یک کشورِ بیگانه»، «انسانهایی» را میبیند که بیگناه در حال رنج کشیدن هستند
قدم دوم
بهرهگیری از روایتگریِ تصویری و چندرسانهای
در عصرِ هوش مصنوعی و بمبارانِ اطلاعات، متنهای طولانی کمتر خوانده میشوند. قدرتِ رسانه در جنگ برای جذب افکار عمومی، در «تصویرِ گویا» نهفته است. یک عکسِ تأثیرگذار از صحنه نبرد یا یک ویدئوی کوتاه از لحظه بازسازی یک خانه ویران شده با کمک مردم، میتواند دهها مقاله تحلیلی را شکست دهد
رسانههای ما باید با تولید محتوای چندرسانهایِ خلاقانه (مستندهای کوتاه، اینفوگرافیکهای تعاملی و ویدئوهای وایرال)، حقیقتِ جنگ را به زبانی جهانی ترجمه کنند. این محتوا باید به گونهای باشد که حتی اگر مخاطب زبانِ اصلی ما را نمیفهمد، با دیدن تصاویر و نمادها، پیام را درک کند.تصویر، زبانِ مشترکِ تمام انسانهاست؛ رسانهاگر بتوانند روایتِ تصویریِ منسجم و صادقانه از وضعیتِ جنگ را ارائه دهد، نیمی از راهِ جلب افکار عمومی را پیموده است
قدم سوم
شکستنِ انحصارِ خبری
یکی از بزرگترین چالشها برای کشور ما که درگیر جنگ است، وجودِ رسانه های کشورهای غربی است که معمولاً روایتِ های خود را بر اساسِ منافعِ بلوکِ قدرت تحمیل میکنند. رسانههای داخلی یا همسو باید برای مقابله با این جریان، به جایِ «واکنشِ صرف»، «کنشگریِ فعال» داشته باشند
این یعنی رسانه های داخلی ماباید با استناد به اسنادِ غیرقابل انکار، حقوقِ بینالملل و شواهدِ عینی، روایتها و اخبار جعلی رسانه های غربی به خصوص رژیم صهيونيستي را زیر سوال برند و آن ها را به چالش بکشانند.استفاده از تحلیلگران مستقلِ بینالمللی، خبرنگارانِ آزاد و فعالانِ اجتماعیِ جهانی که دیدگاههای منصفانهتری دارند، میتواند اعتبارِ روایتِ رسانه های ما را نزدِ افکار عمومی دنیا افزایش دهد. رسانه باید «ضد روایت» بسازد؛ یعنی نشان دهد که آنچه رسانههای بزرگ میگویند، بخشی از حقیقت یا حتی دروغی سازمانیافته است.
قدم چهارم
تأکید بر اصولِ حقوقی و اخلاقیِ جهانی
افکار عمومی جهان به شدت نسبت به مفاهیمی چون «عدالت»، «حقوق بشر»، «دفاع مشروع» و «کودککشی» حساس است. رسانه ی ما باید بتوانداین جنگِ تحمیلی را در چارچوبِ مفاهیمِ جهانی تعریف کند.به جای تمرکز بر شعارهای ایدئولوژیک که ممکن است در خارج از مرزهای کشورمان درک نشود، رسانه باید بر «اصولِ جهانی» تکیه کند. اینکه چگونه دشمن، قوانینِ بینالمللی را نقض میکند، چگونه مراکزِ غیرنظامی مدارس، بیمارستانهارا هدف قرار میدهد و چگونه حقوقِ اولیه بشر را زیر پا میگذارد. وقتی رسانه موفق شود جنگ را به عنوانِ «تقابلِ حق و باطل» یا مظلومیتِ یک ملت در برابرِ بی عدالتی ها تعریف کند، حمایتِ افکار عمومیِ جهانی حتی مردمِ کشورهای متحدِ دشمن راهم میتوان به دست میآورد.
قدم پنجم
فعالسازیِ «دیپلماسیِ شهروندخبرنگار
در دنیای امروز، رسانه دیگر فقط در دستِ خبرگزاریها نیست. هر شهروند با یک گوشی موبایل، یک رسانهی بالقوه است. برای همراه کردنِ افکار عمومی جهان، باید از این ظرفیتِ عظیم استفاده کرد.رسانه باید بسترهایی فراهم کند که صدایِ شاهدانِ عینیِ جنگ به گوشِ دنیا برسد. ویدئوهای شهروندان از واقعیتهای روزمره جنگ، که بدون فیلتر و با صداقت منتشر میشود، بیش از هر برنامه خبریِ رسمیِ تلویزیونی، باورپذیر است. هشتگسازیهای هوشمندانه، کمپینهای مجازی در توییتر و اینستاگرام، و دعوت از اینفلوئنسرهای جهانی برای شنیدنِ صدایِ مردمِ جنگزده، بخشی از استراتژیِ نوینِ رسانهای برای جهانی کردنِ پیامِ جنگ است
قدم ششم
ثبات در روایت و پرهیز از تناقض
یکی از نقاطِ ضعف در جنگهای رسانهای، تناقضگویی است. اگر رسانه در گزارشهای خود ثبات نداشته باشد یا ادعاهایی مطرح کند که بعداً تکذیب شود، بزرگترین سلاحِ خود یعنی «اعتبار» را از دست میدهد.افکار عمومیِ جهانی، زمانی با ما همراه میشوند که احساس کنند رسانهی ما «صادق» است. حتی اگر وضعیتِ جنگ سخت باشد، روایتِ صادقانه از سختیها، در کنارِ نشان دادنِ ایستادگی، بسیار مؤثرتر از گزارشهای پیروزیِ اغراقآمیز است. واقعگرایی در کنارِ امیدبخشی، کلیدِ حفظِ اعتمادِ مخاطبِ جهانی است.
قدم هفتم
ایجادِ ائتلافهای رسانهای بینالمللی
هیچ رسانهای به تنهایی نمیتواند با امپراتوریهای رسانهایِ جهانی مقابله کند. برای همراه کردنِ افکار عمومی، نیاز به ایجادِ شبکهای از همکاران در سراسرِ دنیاست. رسانه های ما باید با خبرگزاریها، نشریاتِ مستقل و وبسایتهای خبری در کشورهای همسو یا کشورهای بیطرف در آسیا، آمریکای و آفریقا ارتباط بگیرند و اطلاعاتِ دستِ اول و مستنداتِ خود را در اختیار آنها قرار دهند. وقتی خبری از طریقِ چندین رسانه از کشورهای مختلف منتشر شود، ضریبِ نفوذِ آن در افکار عمومی جهان به شدت افزایش مییابد
نتیجهگیری
رسانه باید بداند که مخاطبِ جهانی، درگیرِ مسائلِ روزمره خود است و برای جلبِ توجه او، باید پیامِ ما به اندازهی کافی قوی، تکاندهنده و انسانی باشد.پیروزی در میدانِ جنگِ رسانهای، مستلزمِ هوشمندی، صبر، صداقت و استفاده از تمامِ ابزارهایِ مدرنِ ارتباطی است. رسانهای که بتواند دردِ یک ملت را به «دردِ مشترکِ بشریت» تبدیل کند، نه تنها افکار عمومی را همراه میکند، بلکه میتواند سرنوشتِ جنگ را نیز تغییر دهد. چرا که در دنیای امروز، هر قدر فشارِ افکار عمومیِ جهانی بر سیاستمدارانِ کشورهای متخاصم بیشتر شود، هزینهی ادامه جنگ برای دشمن افزایش یافته و زمینه برای صلح و پیروزیِ نهایی فراهمتر میشود. رسانه، صدایِ ملت در صحنهی جهانی است؛ صدایی که اگر درست تنظیم شود لرزه بر اندام دشمنان ما خواهد انداخت ان شاءالله



