اسلایدریادداشتها

آزمون بزرگ؛ فرصت‌ها و تهدیدهای جنگ در تربیت نسل آینده

رامین صداقت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

جنگ، پدیده‌ای که همواره تاریخ بشر را با خون و آتش نوشته است، این بار به عنوان یک هشدار جدی در افق‌های آینده کشورمان خودنمایی می‌کند. جنگ میان جمهوری اسلامی ایران با قدرت‌های استکباری به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل، این احتمال را به ذهن متبادر می‌کند که نسل کودک و نوجوان امروز، شاهد و حتی بازیگر اصلی صحنه‌ای است که کم‌شباهت به دوران دفاع مقدس نیست. دوران کودکی و نوجوانی، حساس‌ترین زمان برای شکل‌گیری شخصیت، باورها و هویت فردی و اجتماعی است. بنابراین، چنین جنگی، یک رویداد صرفاً نظامی نیست؛ بلکه یک «بحران تربیتی» و در عین حال یک «فرصت تربیتی» عظیم به شمار می‌رود. در این یادداشت بر آنیم تا دو روی سکه این ماجرا را بررسی کنیم و ببینیم جنگ  چه تهدیدهایی را متوجه آینده‌سازان این مرز و بوم می‌کند و چه فرصت‌هایی را برای ساختن نسلی سربلند فراهم می‌آورد.

تهدیدها: سایه‌های سنگین بر روح و روان نسل نو

بدترین تاثیر جنگ، بدون شک، آسیب‌های روانی و جسمی است که بر کودکان و نوجوانان وارد می‌شود. در جنگی با دشمنانی چون آمریکا و اسرائیل که سابقه‌ای درخشان در استفاده از سلاح‌های پیشرفته و غیرمتعارف دارند، فضای روانی جامعه تحت فشار شدید قرار می‌گیرد. نخستین تهدید، «اضطراب و استرس ناشی از ناامنی» است. کودکانی که باید در آرامش بازی کنند و درس بخوانند، با صدای آژیر خطر و اخبار بمباران‌ها یا حملات سایبری روبه‌رو می‌شوند. این فضای ملتهب می‌تواند منجر به اختلالات استرس پس از سانحه، افسردگی، شب‌ادراری و کاهش تمرکز در آن‌ها شود.

دومین تهدید، «عادی‌سازی خشونت» است. وقوع درگیری‌های نظامی، خشونت را از صفحه تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای به واقعیت خیابان و محله تبدیل می‌کند. دیدن صحنه‌های دردناک، آوارگی و مجروحان، حس همدلی را در کودکان تضعیف کرده و آن‌ها را به سمت پرخاشگری و بی‌تفاوتی نسبت به درد دیگران سوق می‌دهد. این مسئله می‌تواند بنیان‌های اخلاقی جامعه را که بر پایه مهربانی و رحمت استوار است، متلاشی کند.

سومین تهدید جدی، «آسیب‌های آموزشی و توقف رشد علمی» است. جنگ به معنای اولویت یافتن بودجه‌های نظامی بر بودجه‌های عمرانی و آموزشی است. مدارس ممکن است تخریب شوند یا به پادگان تبدیل گردند. معلمان و مربیان ممکن است به جبهه‌ها بروند و دانش‌آموزان مجبور به ترک تحصیل یا همکاری در امور لجستیکی شوند. این وقفه در آموزش، نسل آینده را از دستیابی به دانش روز و فناوری‌های نوین محروم کرده و شکاف علمی میان کشورمان و پیشرفته‌ترین کشورهای جهان را بیشتر می‌کند. در عصر حاضر که جنگ ترکیبی و سایبری مطرح است، دشمن با هدف قرار دادن زیرساخت‌های ارتباطی، سعی در انزوای فرهنگی و علمی نسل جوان دارد.

 

چهارمین تهدید، «تضعیف بنیان خانواده» است. جنگ پدران را به سمت میدان نبرد می‌برد و مادران را به مدیریت بحران و سختی‌های معیشتی وادار می‌سازد. این تغییر نقش‌ها و گاهی فقدان سرپرست خانواده، ثبات روانی کودکان را به هم می‌ریزد. کودکانی که در جنگ بزرگ می‌شوند، ممکن است دچار نوعی احساس گناه، بی‌پناهی یا خشم پنهان شوند که در بزرگسالی بروز می‌یابد و ساختار اجتماعی جامعه را تهدید می‌کند.

فرصت‌ها: کیمیای سختی و طلوع خورشید مقاومت

با وجود تمام این تهدیدها، نگاهی به تاریخ و فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی به ما می‌آموزد که «مصلحت» در دل «مصیبت» نهفته است. جنگ با دشمنان متکبر، اگر با هوشمندی و مدیریت صحیح فرهنگی همراه باشد، می‌تواند به بزرگترین کلاس درس تربیتی برای نسل کودک و نوجوان تبدیل شود.

نخستین و مهم‌ترین فرصت، «تقویت هویت ملی و دینی» است. در دوران صلح و رفاه، گاهی مفاهیم ارزشی مانند استقلال، آزادی و شهادت برای نسل جدید رنگ می‌بازند و به شعارهایی توخالی تبدیل می‌شوند. اما وقتی تهدید خارجی محسوس می‌شود، کودکان و نوجوانان با پرسش‌های اساسی روبرو می‌شوند که ما چه کسانی هستیم و دشمن چه می‌خواهد؟ پاسخ به این پرسش‌ها، آن‌ها را با تاریخ پرافتخار ایران، ایستادگی گذشتگان و ارزش‌های والای اسلام آشنا می‌کند. جنگ با آمریکا و اسرائیل، که نماد استکبار و ظلم هستند، فرصتی است تا مفهوم «استضعاف» و «مقاومت» در وجود نسل نهادینه شود. این نسل یاد می‌گیرد که آزادی و عزت به بهای نان و آب نیست، بلکه محصول خون شهدا و ایثار پدران است.

دومین فرصت، «رشد مسئولیت‌پذیری و بلوغ اجتماعی» است. شرایط بحرانی، کودکان و نوجوانان را از حالت انفعال خارج کرده و آن‌ها را به مشارکت فعال وامیدارد.

در دوران دفاع مقدس، دیدیم که چگونه نوجوانان ۱۳ و ۱۴ ساله، فراتر از سن خود رفتار کردند و مسئولیت‌های سنگینی را بر عهده گرفتند. جنگ پیش‌رو نیز می‌تواند بستری باشد تا نسل جوان، اعتمادبه‌نفس پیدا کند، خلاقیت‌های خود را برای حل مشکلات به کار گیرد و یاد بگیرد که برای حفظ جامعه، باید از «من» بگذرد و به «ما» بیندیشد. این مسئولیت‌پذیری، سرمایه‌ای ارزشمند برای مدیریت کشور در آینده است.

سومین فرصت، «همبستگی و انسجام اجتماعی» است. جنگ، ناراحتی‌های کاذب و اختلافات طبقاتی و قومی را رنگ می‌بازد و همه را زیر یک پرچم متحد می‌کند. برای کودکان و نوجوانان، دیدن اینکه همه مردم فارغ از قومیت و مذهب برای دفاع از کشور کنار هم ایستاده‌اند، درسی بزرگ در «وحدت» است. این وحدت، می‌تواند سرمایه اجتماعی عظیمی را برای سال‌های پس از جنگ ایجاد کند که مانع از نفوذ دشمن و توطئه‌های تجزیه‌طلبانه می‌گردد.

چهارمین فرصت، «تقویت روحیه جهاد و ایثار» است. در فرهنگ اسلامی، جهاد به معنای تلاش در راه خدا و دفاع از حق است. جنگ با دشمنان خدا، فرصتی است تا مفاهیم حماسی قرآن و سیره ائمه اطهار (ع) به صورت عملی برای نسل جوان تبیین شود. وقتی کودک می‌بیند که چگونه یک جوان برای دفاع از ناموس و کشور، از جان خود می‌گذرد، الگوی او از قهرمانان ساختگی هالیوودی تغییر کرده و به قهرمانان واقعی اسلام و ایران تبدیل می‌شود. این تغییر الگو، ضامن سلامت اخلاقی و معنوی جامعه در برابر تهاجم فرهنگی غرب است.

نتیجه‌گیری: نقش مربیان و خانواده در مدیریت بحران

در نهایت، باید گفت که جنگ با آمریکا و اسرائیل، یک «امتحان الهی» سخت برای ملت ایران است. این که این امتحان به شکست یا پیروزی منجر شود، به نحوه مدیریت ما، به ویژه والدین، معلمان و رسانه‌ها بستگی دارد. اگر ما بتوانیم با تکیه بر فرهنگ عاشورا و بصیرت‌افزایی، تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم، نسل آینده‌ای را تحویل خواهیم داد که از آهن نیز  سخت‌تر  است؛ نسلی که نه تنها از پس بازسازی کشور برمی‌آید، بلکه پرچم عدالت‌خواهی را در جهان به دست خواهد گرفت. اما اگر غفلت کنیم و اجازه دهیم جنگ، روح و روان فرزندانمان را نابود کند، بیهوده نیست که می‌گویند «شکست در جنگ، از شکست در صلح بهتر است.

بنابراین، امروز وظیفه ما آماده‌سازی ذهنی و معنوی کودکان و نوجوانان است. آن‌ها باید بدانند که دشمن چه نقشه‌هایی دارد و چرا باید با ایمان، دانش و همبستگی، در برابر آن بایستند. جنگ ممکن است جسم‌ها را زخمی کند، اما اگر درست هدایت شود، روح‌ها را جاودانه می‌سازد.

 

 

 

منابع فارسی

دهقان،احمد. (۱۳۹۵). سفر به گرای ۲۷۰ درجه. تهران: انتشارات انتشارات صدرا و مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

کلانتری، ع. (۱۳۸۱). روانشناسی جنگ: آسیب‌های روانی اجتماعی و راهکارهای درمانی. تهران: انتشارات سروش.

منابع انگلیسی

American Psychological Association. (2020). Publication manual of the American Psychological Association (7th ed.). https://doi.org/10.1037/0000165-000

Bronstein, I., & Montgomery, P. (2011). Psychological distress and school attendance among children living in conflict zones: A cross-sectional study. Conflict and Health, 5(1), 1-8. https://doi.org/10.1186/1752-1505-5-2

Masten, A. S., & Narayan, A. J. (2012). Child development in the context of disaster, war, and terrorism: Pathways of risk and resilience. Annual Review of Psychology, 63, 227-257. https://doi.org/10.1146/annurev-psych-120710-100356

 

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا