اسلایدرمصاحبه و گفتگو

ابعاد راهبردی جنگ و ضرورت‌های پایان آن

گفتگو با دکتر محمدمهدی اسماعیلی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران / وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت شهید رئیسی

گفتگو با دکتر محمدمهدی اسماعیلی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران / وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت شهید رئیسی

 

 

سلام و عرض ادب خدمت شما آقای دکتر؛

وقوع جنگ یک تحول عظیم میدانی است که ابعاد مختلفی دارد و سطوح زندگی اجتماعی را دستخوش تحولاتی می‌کند. جنگ اخیر که تحت عنوان جنگ رمضان از آن یاد می‌شود از سوی دشمن آمریکایی-صهیونی به ملت ایران تحمیل شد و حوادث مختلفی متعاقب آن رخ داد. به اذعان بسیاری از کارشناسان، ایرانِ پس از جنگ با ایران پیش از جنگ در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی، منطقه‌ای و بین‌المللی تفاوت‌های معناداری خواهد داشت.

از سوی دیگر می‌دانیم ما در عصر روایت‌ها زندگی می‌کنیم و واقعیت‌های اجتماعی با فیلتر روایت وارد ذهن مخاطبین می‌شود. از همین جهت ما به روایتی دقیق و صحیح از این جنگ نیاز داریم که بتواند در چارچوبی کلان، علل شروع جنگ و ریشه‌های آن و همچنین نقطه بهینه پایان جنگ را توضیح دهد. بر همین اساس شاید بتوان چنین ادعا کرد که جنگ روایت‌ها یکی از مکمل‌ها مهم و ضروری نسبت به جنگ میدانی است و نباید از آن غافل شد؛ چراکه می‌تواند دستاوردهای واقعی را نیز مخدوش سازد.

به عنوان سوال اول، روایت شما از جنگ اخیر چیست و در ارائه روایت باید به چه عناصری توجه کرد؟

بسم‌الله الرحمن الرحیم. خدمت شما خیر مقدم عرض می‌کنم. شهادت رهبر عزیز انقلاب را تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم با انتخاب ولی فقیه جدید که از تربیت یافتگان مکتب امامین انقلاب هستند، مسیر انقلاب با قدرت ادامه داشته باشد و پیش برود.

ببینید، در رابطه با جنگ اخیر نیاز است ابتدا به مقدمه‌ای اشاره می‌کنم. این جنگ یک روایت ظاهری و یک روایت واقعی دارد. روایت ظاهری حول و حوش همان چیزی که رفت‌وآمدهای دیپلماتیک پیرامون آن صورت گرفته است و طرف مقابل بهانه‌هایی را در مورد آن بیان کرده است و امسال سه کنش نظامی علیه کشورمان به اجرا درآورده است.

در روابط بین‌الملل، جنگ آخرین صورت تأمین منافع است. یعنی شما از صورت همکاری وارد صورت رقابت می‌شوید؛ از رقابت ممکن است وارد منازعه شوید. جنگ بالاترین درجه خصومت میان دو بازیگر است که به درگیری خشونت‌آمیز منجر می‌شود. ما سال 1404 سه بار این تجربه را با غربی‌ها جلو برده‌ایم:

اول) جنگ 12 روزه بود که در خرداد ماه آغاز شد و با ترور دانشمندان و فرماندهان ما آغاز شد و در روز دوازدهم که بر اساس نظرسنجی‌های معتبر بین‌المللی، علائم عمومی شرایط جبهه جنگ به نفع جمهوری اسلامی بود پایان یافت. اما با این حال ما نقطه‌ای برای پایان جنگ نگذاشتیم و پرونده این موضوع باز ماند. حدود 30 سردار و دانشمند و بیش از هزار شهروند ما به شهادت رسیده بودند و خسارات سنگینی نیز به کشور و سایت‌های هسته‌ای ما وارد شده بود. در مقابل هم ما به صورت حیثیتی وارد شده بودیم و خساراتی به آن‌ها وارد کردیم و آسیب‌پذیر شدند اما جنگ بدون یک قرارداد تمام شد.

تأثیر فقدان نقطه روشن برای پایان جنگ چه بود؟ کشور در 9 ماه منتهی به جنگ رمضان در وضعیت نه جنگ، نه صلح قرار داشت که به لحاظ اقتصادی دچار یک عقب‌گرد فوق‌العاده شدیم. به عنوان مثال من خاطرم هست در پایان دولت شهید رئیسی رشد مسکن به 7.7 رسیده بود اما در این 9 ماه اخیر، رشد مسکن از منفی 8 نیز عبور کرد. خب مسکن پیشران و مولد اقتصاد است اما به دلیل سایه جنگ ناکارآمد شد.

دوم) در دی‌ماه بخش داخلی این نزاع صورت‌بندی شد که آقای شهید ما از تعبیر کودتا برای آن استفاده کردند که هم عوامل داخلی داشت و هم خارجی. نزدیک به 3 هزار نفر در خیابان‌های ما از موافقین و مخالف، شهید یا کشته شدند که عدد بزرگی است و از جنگ 12 روزه بیشتر شد. این مسئله نیز تلنگری به حوزه انسجام اجتماعی ما بود. از سوی دیگر زمینه‌سازی برای حمله نظامی بود که ترامپ هم گفت کمک خواهد رسید.

سوم) جنگ رمضان بود.

بهانه نیز قدرت هسته‌ای و موشکی بود. از کشوری که در معرض چنین خطراتی قرار دارد و همه دنیا کمر به نابودی تو بسته‌اند می‌خواهی که سلاحش را تحویل دهد! معلوم است که یک امر بهانه‌جویی است. حال روایت واقعی جنگ چیست؟

اسماعیلی: روایت واقعی جنگ، روایت یک جنگ تمدنی و وجودی است.

روایت واقعی جنگ، روایت یک جنگ وجودی بین جمهوری اسلامی به نمایندگی از جریان معترض به قواعد حاکم بر نظام جهانی و آمریکا که در عریان‌ترین حالت تاریخی خود در بیان خواسته‌های استعماری قرار دارد. شخصیت حیوان‌صفتی در آنجا در رأس حکومت قرار گرفته است که دستش در پرونده جزیره بدنام اپستین َآشکار است. هر جای دنیا چنین افشاگری‌هایی رخ می‌داد، نه تنها خودش بلکه چند نسلش در حوزه عمومی به انزوا می‌رفتند اما امروز با 74 میلیون رأی آمریکایی در رأس آن کشور است. پس این یک جنگ تمدنی نیز به‌شمار می‌رود. نتانیاهو و همکارانش نیز این جنگ را یک جنگ آخرالزمانی برای خودشان می‌دانند.

اینکه آقای شهید ما سال‌ها می‌گفتند مسئله هسته‌ای بهانه است و این‌ها با اسلامیت ما مشکل دارند امروز عیان شده است. پس روایت واقعی و حقیقی این است که این جنگ یک جنگ تمدنی و وجودی است و طرف مقابل با تمام برآوردهایش به این جمع‌بندی رسیده است که باید جمهوری اسلامی را از بین ببرد. مگر در هیچ قاعده‌ی سیاسی، خط قرمزی بالاتر از نفر اول یک کشور هست؟ ما رهبر انقلاب را تنها نفر اول ایران نمی‌دانیم بلکه یک مرجع تقلید بودند و 100‌ها میلیون شیعه در جای جای جهان مقلد ایشان بودند و در واقع جایگاه ایشان فراتر از مرزهای سیاسی و دولت-ملت تعریف می‌شود. این شخصیت را در روز روشن با خانواده خودش به شهادت رساندند و با افتخار نیز اعلام کردند. این نهایت جنگ وجودی است.

اینکه خیابان خلوت نمی‌شود؛ ظهر تشییع جنازه شهدا می‌رویم و شب میادین. ظهر روز قدس می‌رویم و شبش زیر باران مراسم احیاء را برگزار می‌کنیم. این نشان می‌دهد فضای روانی فوق‌العاده‌ای به لحاظ تاب‌آوری اجتماعی در اختیار جمهوری اسلامی قرار گرفته است. فضای افکار عمومی کشور آماده ادامه جنگ است. این را هم شرایط میدان و هم همراهی افکار عمومی نشان می‌دهد. الحمدالله رهبر کشور انتخاب شدند و کشور به یک ثباتی رسیده است.

من به فرماندهان و تصمیم‌گیران عزیز عرض می‌کنم، امروز بهترین شرایط برای جمهوری اسلامی است که خودش را از این وضعیت خارج کند. کدام وضعیت؟ یک اینکه سایه جنگ را باید از کشور دور کرد. کشور اگر می‌خواهد پیشرفت کند نباید زیر سایه جنگ باشد. ما این تجربه در 9 ماه گذشته داشتیم که واقعا صدمه زد. این وضعیت باید تمام شود و نقطه پایان جنگ توسط ایران تعیین شود.

اسماعیلی: در دفاع مقدس هشت‌ساله فاصله روایت عمومی مردم با روایت مسئولین زیاد بود / ما امروز به یک روایت مشترک و عمومی در مورد پایان جنگ میان مردم و مسئولین نیاز داریم.

زمان جنگ تحمیلی هشت ساله مردم در خیابان‌ها شعار می‌دادند: «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم» اما مسئول جنگ که مرحوم آقای هاشمی بود، می‌گفت: «جنگ، جنگ تا یک پیروزی». در انتهای جنگ هم آقای هاشمی نامه‌های آقای خاتمی، مسئول تبلیغات جنگ، آقای روغنی زنجانی و مهندس موسوی، مسئول اقتصاد کشور و آقای محسن رضایی، مسئول نظامی را برای امام برد و شرایط را تبیین کرد و در نهایت به پایان جنگ منتهی شد. در نهایت آن چیزی که برای مردم به عنوان هدف از جنگ ترسیم شده بود، با هدف تصمیم‌گیران خیلی متفاوت بود. ما در این جنگ، باید تلاش کنیم روایت عمومی و مشترکی میان مسئولین و مردم داشته باشیم و نقاط اصلی آن نیز امروز بسیار روشن است. شهادت رهبر انقلاب و انتخاب حاج‌آقا مجتبی و بیانه خوبی که ایشان در ترسیم ادامه جنگ صادر فرمودند، فضای عمومی را در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار داده است.

امروز جمهوری اسلامی ایران باید سه یا چهار شرط مهم را قرار دهد و جنگ را ما به نقطه پایان برسانیم. اجازه ندهیم کار از طریق واسطه‌گری‌های کشورهایی نظیر عمان، ترکیه، برزیل و … صورت بگیرد. اگر بخواهیم از این حلقه عبور کنیم بدون اینکه خواسته‌های ما تأمین شود، فایده ندارد. خواسته‌های ما چیست؟ تضمین برای پایان جنگ؛ رفع تحریم. مردمی که امروز کف خیابان هستند و مقاومت می‌کنند باید به صورت ملموس حس کنند که پایان جنگ به حذف تحریم منتهی می‌شود و کشور به شرایط عادی اقتصادی بازمی‌گردد.

الان یقه کار دست جمهوری اسلامی است؛ تنگه را بسته است، پایگاه‌های آمریکایی‌ها در منطقه را زیر ضرب برده است، دست ما به خوبی تل‌آویو و حیفا می‌رسد و وضعیت در اختیار ماست و اینجا نباید دچار اشتباه محاسباتی شویم. مردم حاضر هستند جنگ ادامه پیدا کند اما باید نقطه روشنی برای پایان آن ترسیم شود. روایت جنگ در واقع با روایت نوع توقع ما از پایان جنگ شکل می‌گیرد.

اسماعیلی: شروط ما برای پایان جنگ باید شامل این موارد باشد: 1. پایان تحریم؛ 2. پرداخت غرامت؛ 3. تضمین امنیتی برای عدم شکل‌گیری جنگ جدید؛ 4. عذرخواهی رسمی بین‌المللی.

اهداف قابل دستیابی همین موارد است: 1. پایان تحریم، 2. پرداخت غرامت به جمهوری اسلامی. چون غرامت سنگینی به ما وارد شده است و مراکز مهم نظامی و بعضا اقتصادی ما مورد هجوم قرار گرفته است. ما خرمشهر و آبادان را بیش از سی است که نتوانسته‌ایم آنطور که لازم است سرپا کنیم. برخی خسارت‌ها باید جبران شود. 3. تضمین امنیتی برای عدم شکل‌گیری جنگ جدید و 4. عذرخواهی رسمی. سازمان ملل و شورای امنیت حتی یک موضع هم برای شهادت نفر اول جهان تشیع و ایران. مگر می‌شود چنین چیزی؟ شما بالاترین و عالی‌ترین مقام دینی جامعه شیعی در عالم را به شهادت برسانید و رسما برعهده بگیرید اما هیچ واکنشی به آن نشان داده نشد. باید این شروط به مردم گفته شود و برای آن‌ها تبیین شود و مردم به یک اشتراک ذهنی برسند تا کار تصمیم‌گیران کشور نیز به مراتب راحت‌تر خواهد بود.

شما به فاصله روایت مسئولین و روایت مردم و خواسته‌های ایشان اشاره کردید. به نظر شما در وضعیت کنونی، این فاصله چگونه است؟

در زمان حیات قائد شهید متأسفانه این موضوع زیاد دیده می‌شد که سیاست اعلامی با سیاست اعمالی توسط بدنه اجرایی تفاوت دارد. خود رهبری نیز این موضوع را بارها سر برجام و موضوعات دیگر مورد اشاره قرار دادند که از خطوط قرمز عبور صورت گرفته است. آن‌وقت برخی آقایان در کشور می‌گفتند امضای کری تضمین است. شما دیدید تحریم‌ها علیه ایران در خود همان دولت آمریکا صورت گرفت. وحشی‌ای مثل ترامپ پیدا شد که در نهایت از آن خارج شد.

در وضعیت کنونی نیز حاج‌آقا مجتبی صریح در بیانیه خود به بسته ماندن تنگه هرمز اشاره کردند اما برخی از مسئولین ما نظیر سفیر ما در هند مصاحبه کرده و گفته است که هند می‌تواند کشتی‌هایش را از تنگه خارج کند. این در حالی است که ما می‌دانیم این کشور متأسفانه همکاری‌های بسیار نزدیکی با صهیونیست‌ها دارد. از سوی دیگر بیشترین مصرف‌کنندگان نفت مگر کدام کشورها هستند؟ چین و هند و آمریکا هستند. اگر شما به یکی از این کشورها اجازه عبور نفتکش بدهید قیمت کنترل می‌شود. قیمت نفت اگر به بالای 130 دلار برسد در خود آمریکا اجازه ادامه جنگ به ترامپ داده نمی‌شود. جامعه سرمایه‌داری آمریکا، تحمل بنزین گالنی 10 دلار را ندارد و حتما در برابر دولت قرار می‌گیرد.

اسماعیلی: تنگه هرمز مهم‌ترین برگ برنده ما در این جنگ است و در صورت استمرار مسدود ماندن آن، آمریکا یا مجبور به پذیرش خواسته‌های ما می‌شود یا دیوانگی خود را به حداکثر می‌رساند و حمله زمینی به خارک یا جزایر دیگر می‌کند که به تلفات سنگین انسانی منجر می‌شود و لذا در هر صورت به نفع ماست.

تنها نقطه تعیین کننده جنگ برای ما، تنگه هرمز است. ما امروز هزینه آن را داده‌ایم و ایستاده‌ایم و این را باید ادامه دهیم. ادامه دادن با خاص‌خرجی‌ها جور درنمی‌آید. شاید فردا برخی بگویند چین هم شریک راهبردی است و باید اجازه عبور دهیم! پس دو سوم نیاز نفت منطقه تأمین شد. پس نمی‌توان اینگونه باید تنگه برخورد کرد.

جمهوری اسلامی باید از برگه برنده تنگه هرمز استفاده کند و کوتاه نیاید. من به عنوان معلم علوم سیاسی دانشگاه تهران به شما عرض می‌کنم اگر ما سر تنگه هرمز بایستیم آمریکایی‌ها دو کار بیشتر نمی‌توانند انجام دهند؛ 1. مجبور می‌شود و خواسته‌های ما را بپذیرد؛ 2. دیوانگی خودش را به حداکثر برساند و به ما حمله نظامی زمینی کند و مثلا بخواهد وارد خارک شود. هر نقطه زمینی که آمریکا وارد ایران شود، به منزله پذیرش کمِ کم 1000 تابوت. شما می‌دانید تحمل حتی یک تابوت هم در آمریکا بسیار سخت است چه برسد به 1000 تابوت. بستن هرمز در هر صورت در نهایت سودش به ماست.

ما باید از این برگ برنده استفاده کنیم و به نظرم حاج‌آقا مجتبی در پیام اولشان خیلی هوشمندانه و صریح و بدون لکنت به این هدف راهبردی جنگ اشاره کردند. اگر روزی ما نگران این بودیم که آقا را شهید می‌کنند یا جنگ می‌شود و سبب محافظه‌کاری ما می‌شد، امروز کنار رفته است. به برکت خون شهدا افکار عمومی هم ما را همراهی می‌کند و مخالفین و براندازین هم مجبور به سکوت شدند و فضای عمومی در اختیار جریان حزب‌الله است. اینکه امروز مردم ما ببینند آنچه حاکمیت می‌گوید با آنچه انجام می‌دهد یکی است، مهم‌ترین ابزار تاب‌آوری اجتماعی است. اگر احساس شود که میان سیاست اعلامی با اعمالی فاصله وجود دارد مردم دلسرد می‌شوند و ثمره خون شهید پایمال می‌شود.

شما به چند شرط برای پایان و نقطه بهینه جنگ اشاره کردید. به صورت مشخص اگر بخواهید نقطه بهینه پایان جنگ را از منظرهای مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و غیره ترسیم کنید، به چه عناصری می‌پردازید؟

اسماعیلی: اگر جنگ در نقطه بهینه‌ای که ما می‌خواهیم به پایان نرسد برای ما آفاتی دارد؛ 1. دشمنی علنی‌تر کشورهای منطقه؛ 2. همه برگه‌های برنده خود را رو کرده‌ایم اما نتیجه نگرفتیم؛ 3. افزایش مخاطرات امنیتی ناشی از فتنه داخلی یا جنگ خارجی.

من ابتدای به وجه سلبی آن می‌پردازیم یعنی اگر این جنگ در نقطه خوبی به پایان نرسد چه آفاتی برای ما دارد؟ اول اینکه ما دشمنی کشورهای منطقه را برای خود خریده‌ایم و این کشورها برای دشمنی‌های علنی‌تر با ما بهانه دارند. دوم اینکه همه برگه‌هایی که داشتیم را رو کردیم و نتوانستیم پیروز شویم. ما 47 سال بود که تهدید به بستن تنگه هرمز می‌کردیم و امروز بستیم. به قول عوام اگر نتوانیم از آن استفاده کنیم، دیگر این کلاه ما پشمی نخواهد داشت! سوم اینکه ما هر لحظه باید منتظر یک فتنه یا جنگ جدید باشیم.

اما نقطه بهینه، به لحاظ سیاسی باید برتری سیاسی جمهوری اسلامی در منطقه تضمین شود. امروز ما 17 پایگاه آمریکا در منطقه را زده‌ایم و اهداف هم به نتیجه رسیده است. حتی افکار عمومی جهان اسلام و جهان عرب به نفع جمهوری اسلامی است چون دارد با اسرائیل می‌جنگد. این به اذعان خودشان است. اسرائیل نقطه نفرت مشترک همه جهان اسلام است. ما داریم با تل‌آویو می‌جنگیم و این برای ما بزرگ‌ترین مشروعیت را برای جنگ فراهم کرده است. اگر ما می‌خواستیم صرفا با پایگاه‌های آمریکا در منطقه بجنگیم، این مشروعیت را نداشت. من شما را به جنگ اول عراق با کشورهای غربی ارجاع می‌دهم. صدام پس از اشغال کویت بلافاصله به حیفا و تل‌آویو موشک زد. کشته‌هایی هم گرفت اما اسرائیل حتی فشنگ هم به سمت عراق شلیک نکرد چراکه می‌دانستند اگر اسرائیل وارد جنگ با عراق شود کل مشروعیت نزاع بین آمریکا سر بهانه با کویت از بین می‌رود. حالا ما این مشروعیت را داریم و باید از آن استفاده کنیم.

اسماعیلی: اسرائیل نقطه نفرت مشترک همه جهان اسلام است و اینکه ما امروز با تل‌آویو می‌جنگیم برای ما در افکار عمومی جهانی مشروعیت ایجاد کرده است که باید از آن استفاده کنیم.

مقاصدی هم که من گفتم حداقلی است. ما سرمایه‌ای بالاتر از آقا نداشتیم که از دست دادیم و جبرانش برای ما خیلی سنگین است. نظم عمومی کشور مبتنی بر یک اشارت ایشان بود. البته ما اعتقاد داریم دست شهدا باز است اما مگر شخصیتی مثل آقا پس از سده‌ها تکرار می‌شود؟

در وضعیت امنیتی باید به وضعیت عدم جنگ برسیم و سایه جنگ از کشور برداشته شود. در وضعیت اقتصادی باید تحریم‌ها برداشته شود. بالاخره باید این شمشیر از گردن ما برداشته شود. اینکه جریان انتقال مالی ما قفل باشد و نفت نتوانیم بفروشیم برای ما خسارت است و نباید ادامه پیدا کند.

این جنگ بایستی شرایط آینده ما را تأمین کند؛ یا کشور به جاده پیشرفت باز می‌گردد یا خدای‌نکرده همین وضعیت با افزایش مخاطرات بیشتر. جنگ اگر در نقطه‌ای که امروز آمریکا قرار دارد تمام شود و دستاورد خاصی برای ما نداشته باشد، یعنی کمتر از دو ماه دیگر باید منتظر نوسانات شدید ارزی باشیم و از منظر اجتماعی نیز بدنه اجتماعی را دست خواهیم داد. امروز خداوند متعال به ما این فرصت بی‌نظیر را داده است که بتوانیم شرایط خودمان را تغییر دهیم. ما هیچگاه نمی‌توانستیم ابتدائا وارد یک جنگ شویم اما امروز دشمن به ما حمله کرده و در بالاترین سطح به ما آسیب زده است و فضای جبران برای ما مهیا است.

امروز مردم اصلی و پایه‌کار این انقلاب همین‌هایی هستند در میادین و خیابان‌ها حضور دارند. بخش عمده‌ای از مردم نیز تابع بهبود شرایط عمومی کشور هستند و بنابراین در این جنگ این امکان وجود دارد که رضایتمندی نزدیک به 80 درصد جامعه ایران را فراهم کنیم. جمهوری اسلامی می‌تواند حوزه تأثیرگذاری و افزایش مشروعیت عمومی خودش را در جنگ افزایش دهد.

شما به کشورهای منطقه اشاره کردید و فرمودید که اگر در نقطه بهینه جنگ را به پایان نرسانیم، دشمنی آن‌ها با ما علنی‌تر خواهد شد. یکی از انتقاداتی که پیش از این جنگ به دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وارد می‌شد این بود که نمی‌تواند ائتلاف‌های پایدار منطقه‌ای در سطوح سیاسی، اقتصادی، امنیتی و غیره بسازد. به نظر شما ما بعد از این جنگ باید به سمت ایجاد ائتلاف‌های پایدار منطقه‌ای حرکت کنیم یا خیر؟ به صورت کلی چه راهبردی را باید در قبال کشورهای منطقه اتخاذ کنیم؟

شرایط آینده را پایان این جنگ مشخص می‌کند. همین امروز که ما با هم صحبت می‌کنیم دو حرف کاملا متفاوت شنیده می‌شود. برخی می‌گویند کشورهای عربی بعد از جنگ به سراغ کارسازی برای اخذ غرامت از ایران می‌روند. اگر بخواهند گشاده‌دستانه حساب کنند، عدم نفع‌هایشان را نیز درنظر می‌گیرند. برخی دیگر در این سو اعتقاد دارند که آن‌ها هستند که باید به ما غرامت دهند. جمع میان نقطه مشترک این دو خیلی سخت است و آن چیزی که تعیین کننده است، شرایط دست بالای جنگ است.

اسماعیلی: دولت‌های حاشیه خلیج فارس پس از جنگ به سمت افزایش بودجه نظامی و بازدارندگی علیه ایران حرکت خواهند کرد.

من حقیقتش دورنمای خیلی روشنی برای ائتلاف‌های منطقه‌ای -حداقل با جنوب خلیج فارس- نمی‌بینم. دولت‌هایی که در این کشورها بر سر کار هستند حتما بعد از جنگ به سمت افزایش بودجه‌های نظامی‌شان می‌روند و به افزایش بازدارندگی‌شان مقابل ایران فکر خواهند کرد. عملا هضم این ذهنیت دشمنی و رقابت با ایران کاری نیست که با پیمان صلح یا نظایر آن پدید بیاید و زمانبر خواهد بود.

تاریخ هم نشان داده است که نمی‌توان به این پیمان‌ها و ائتلاف‌ها امیدوار بود. پس از حمله آمریکا به عراق و آزادسازی کویت، بهترین شرایط تاریخی برای ما فراهم بود که با این کشورها وارد اتحادیه‌های منطقه‌ای شویم. چراکه اثبات شده بود که ایران خطری برای آن‌ها نبوده است و این عراق بوده که خطر جدی بود. کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله همین کویت به عنوان مهم‌ترین حامی صدام مورد تجاوز قرار گرفت و اشغال شد و گفت که استان نوزدهم است. در آن زمان آقای هاشمی رئیس جمهوری بود که فردی عملگرا به‌شمار می‌رفت و در لبنان فشار آورد که حزب‌الله گروگان‌های آمریکایی را آزاد کند و در حالی که دستاویز مهمی برای امتیازگیری بود، هیچ امتیازی نگرفتند. از سوی دیگر آقای هاشمی با ملک عبدالله در عربستان روابط شخصی و خانوادگی داشت. آن رفت‌وآمدها نتوانست به پیمان‌های مشترک امنیتی-نظامی برساند.

پس از این جنگ روابط ما با روسیه و چین را چطور ارزیابی می‌کنید؟

این دو کشور در چارچوب منافع خود تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند. فروپاشی دولت در ایران به سود آن‌ها نیست و متضرر خواهند شد. البته هنوز توقعات ما از این کشورها برآورده نشده است و موضع‌گیری‌های آن‌ها خیلی مبهم است. به نظر می‌رسد چون روابط با اسرائیل و کشورهای منطقه را حفظ کرده‌اند، مجبور به موضع‌گیری‌های کلانی که چیزی از آن بیرون نمی‌آید. لذا ما ابتدائا این گله را داریم اما این دو متحد راهبردی ما بعد از جنگ هستند.

البته ما هم نمی‌توانیم در شرایط کنونی توقع زیادی از آن‌ها داشته باشیم چون هنوز به سطحی از قدرت نظامی و اقتصادی نرسیده‌اند که بتوانند مقابل آمریکا بایستند. روسیه که خود در اوکراین درگیر است و چین هم فضای اقتصادی شکنندگی در مقابل آمریکا دارد. بنابراین هم ما و هم چین و روسیه پس از جنگ مجبوریم پیمان راهبردی خود را پس از جنگ تقویت کنیم. ما هم نیاز داریم علی‌رغم اینکه تلخی برخی از بی‌مهری‌ها در مذاقمون نشسته است، اما باید همکاری‌ها را ادامه دهیم. البته من بخشی از موضوع را متوجه دستگاه سیاست خارجی خودمان نیز می‌دانیم که در طول سالیان گذشته در انتخاب سفیر و سطح روابط، توجه لازم را نداشته‌اند.

اسماعیلی: باید با چین و روسیه پیمان‌های مشترک بر سر موضوعاتی نظیر دلارزدایی را جلو ببریم.

ما با این کشورها می‌توانیم بر سر پروژه‌های مشخصی نظیر دلارزدایی در بریکس و شانگهای همکاری داشته باشیم و پیمان‌های دوجانبه یا چندجانبه را جلو ببریم. این جنس کارها واقعی است.

به نظر شما مهم‌ترین میراث قائد شهید برای ایران، برای آینده ایران، برای حکمرانان ما چیست؟

در مورد جایگاه قائد شهید نیاز به زمان داریم. هر چه زمان بگذرد، عظمت ایشان روشن خواهد شد. یک شمه‌ای از عظمت قائد شهید ما همین وضعیت کشور پس از شهادت ایشان است. خب علاوه بر ایشان، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه، دبیر شورای دفاع و جمعی دیگر از فرماندهان به شهادت رسیده بودند. مقامات رسمی ما امکان برگزاری جلسه و حضور نداشتند اما کشور 10 روز سرسختانه مقاومت کرد. به نظرم هرکس می‌خواهد امام خامنه‌ای را بشناسد، همین دوره پایان حیات ظاهری ایشان را و پس از آن تا تعیین رهبر جدید را مطالعه کند. ایشان تربیت مردم مهم‌ترین دستاوردش بود.

اسماعیلی: در مورد میراث قائد شهید زمان خیلی از چیزها را روشن خواهد کرد اما به نظرم تربیت مردم مهم‌ترین دستاورد ایشان است.

حاج‌آقا مجتبی نیز در ابتدای پیام اول خودشان به آیه 107 سوره بقره «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» اشاره کردند. راستش من که ابتدا شنیدم تعجب کردم چرا این آیه را استفاده کرده‌اند. بعد ایشان توضیح دادند که بسیار فوق‌العاده بود و فرمودند فکر نکنید من این آیه را برای خودم گفتم بلکه برای مردم گفتم. یعنی قائد شهید سطح شعور و آگاهی و بصیرت مردم را آنقدر افزایش داده است که توانستند جای امام شهیدشان فضا را مدیریت کنند.

به صورت مشخص فرمودند شما کشور را رهبری کردید…

احسنت. این بزرگترین میراث امام شهید ماست. البته امام شهید حوزه امنیت، استقلال، دانش و غیره را نیز رشد بالایی دادند اما همه در ذیل یک اَبَرگفتمانی به نام رشد و تربیت سیاسی مردم اتفاق افتاده است. نرم‌افراز و فناوری که سبب دوام انقلاب اسلامی شده است، ارتباط با مردم است. ایشان برخلاف پروتکل‌های امنیتی خود دیدارهای متعدد با مردم را در دو ماه اخیر افزایش دادند. شاید هشت یا نه دیدار عمومی با مردم برگزار کردند این در حالی است که دیدارهای روتین ماه‌های گذشته تعطیل شده بود. ایشان برای صحبت با مردم همه پروتکل‌ها را کنار گذاشت. اگر رهبر شهید آن جمله معروف اباعبدالله که مثلی لایباع مثل یزید را در سخنرانی خود نقل نکرده بودند و تکلیف سازش‌ناپذیری را روشن نکرده بودند معلوم نبود فردای شهادت آقا چه اتفاقی می‌افتد. دست مردم را پر کردند برای ادامه کار.

ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا