
محمدجواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
تحلیل جامع پویاییهای ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران در مقطع زمانی چهار دهۀ اخیر، مستلزم غور دقیق در مؤلفۀ بنیادین «مقاومت» و همسنجی متعاقب آن با چارچوب مفهومی «پادشکنندگی» (Antifragility) است. تلقی از مفهوم مقاومت، خصوصاً در بطن گفتمان رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، از معنای صرفِ «ایستادگی منفعلانه» در قبال فشارهای بیرونی فراتر رفته و حاوی ابعاد عمیق معنوی و توحیدی است که آن را از مدلول متعارف واژۀ «Resistance» متمایز میسازد و در برابر عوامل مختلکننده به آن قابلیتهایی منحصربهفرد میبخشد. نوشتار حاضر، ضمن تبیین این تمایزات اساسی و ریشهیابی ماهیت فعال و پیشروندۀ مقاومت، فرایند تبدیل بحرانهای تحمیلی را از جانب نظام استکباری به فرصتهایی برای تقویت و تعمیق قابلیتهای جمهوری اسلامی ایران، براساس پارادایم نظری پادشکنندگی، بررسی میکند و درنهایت، وضعیت کنونی و چشمانداز آتی را ارزیابی خواهد کرد.
۱. مفهوم مقاومت در گفتمان آیتالله خامنهای: تعریفی فراتر از پایداری صرف
تعریف رهبر معظم انقلاب اسلامی دربارۀ مفهوم «مقاومت»، حاکی از تبیین راهبردی کلان در مواجهۀ جمهوری اسلامی با «نظام استکباری» و قدرتهای هژمونیک غربی است. این تعریف بهلحاظ عمق و گسترۀ معنایی، بهمراتب از دلالت صرف «مقاومت» (Resistance) که صرفاً بهمعنای ثبات و تسلیمنشدن در برابر فشار است، فراتر میرود. در ادبیات رایج روابط بینالملل، «Resistance» غالباً بهمعنای ایستادگی بازیگری ضعیفتر در برابر بازیگر قویتری بهکار میرود که بر رشد یا بهرهبرداری از فشار دلالت نمیکند. این درحالی است که از منظر ایشان، مقاومت به این معناست که «فردیت (انسان) مبادرت به انتخاب مسیری نماید که آن را طریق حق و صواب تشخیص میدهد و در این مسیر متعاقباً گام بردارد؛ بهگونهای که موانع موجود از انصراف او از ادامۀ این طریق و توقفش ممانعت کند.»[i] این تبیین، در جوهر خود، متضمن مؤلفۀ «حرکت مستمر و پویایی فعال» است که نهتنها بهمعنای نپذیرفتن شکست است، بلکه بر قابلیت عبور از موانع و ادامۀ حرکت بهسوی اهداف غایی، حتی در اوضاع نامساعد تأکید میورزد.
نقطۀ ثقل این نگرش همانا «ماهیت فعال و پیشروندۀ مقاومت» است که آن را از انفعال متمایز میسازد. این مفهوم مطلقاً بر «سکون و انفعال و انتظار نتایج و حوادث» دلالت نمیکند؛ بلکه بهمعنای «ایستادگی قاطع، مقاومت بیوقفه، ثبات محاسبات صحیح و دقیق خویش در مواجهه با خدعهگریهای خصم است؛ صبر (در اینجا) بهمعنای پیگیری مداوم اهداف ترسیمشده و حرکت با روحیهای پویا و تداومبخشیدن به آن»[ii] تلقی میشود. این توصیف بهطور ضمنی به قابلیت «سودجستن از وضعیتهای آشوبناک» و تبدیل چالشها به نقاط قوت اشاره میکند. علاوهبراین، در این گفتمان مفهوم مقاومت بهصورتی عمیق با مبانی دینی و توحیدی تداخل یافته است. آموزههای قرآنی نظیر «وَ لِرَبِّکَ فَاصبِر» (اشاره به صبر و استقامت در راه خداوند) و «وَ استَقِم کَما اُمِرت» (اشاره به لزوم پایداری و استقامت در مسیر الهی)، مبیّن جنبههای معنوی و اتکا به امداد غیبی الهی است. این «توکل و استقامت الهی»، پایداری را به عملی عبادی و هدفمند بدل میسازد که درنهایت، پیروزی را تضمین کرده و به نظام و جامعۀ مقاومتکننده، نوعی «استحکام روحی» و «قدرت تابآوری درونی» میبخشد که فراتر از محاسبات صرفاً مادی است؛ بدانسان که ایشان تصریح میفرمایند: «در صورتی که این ثبات قدم و مقاومت با عنصر عقلانیت، تدبیر و مشورت همراهی گردد… یقیناً نصرت و پیروزی حاصل خواهد شد.»[iii] این ثبات قدم در اعتقاد به مسیر حق و اعتماد به نصرت الهی ریشه دارد.
۲. چهار دهه مواجهه با بحرانهای تحمیلی و تهاجم با هدف براندازی
از برهۀ زمانی پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ایالات متحده و دولتهای غربی با هدف بنیادین براندازی و تغییر ماهیت نظام سیاسی در ایران، توطئهها، فشارها و بحرانهای مختلفی علیه این کیان سیاسی انجام دادهاند. این راهبرد از حمایت از گروههای مخالف و تجزیهطلب در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی آغاز گردیده و در دهۀ ۶۰ شمسی به تحمیل جنگی هشتساله با حمایت همهجانبه از رژیم بعثی عراق انجامید. پس از آن، این راهبرد به اعمال گستردهترین و بیسابقهترین رژیمهای تحریمی اقتصادی در دهههای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ شمسی، اعمال فشار دیپلماتیک همهجانبه در مجامع بینالمللی، عملیات جنگ روانی و سایبری مستمر با هدف ایجاد نارضایتی عمومی و تضعیف انسجام ملی و همچنین اقدامات تروریستی علیه دانشمندان هستهای و مراکز حیاتی گسترش یافته است. هدف غایی این فشارهای سیستماتیک و چندوجهی، به زانودرآوردن نظام، القای نارضایتی فراگیر در سطح جامعه و ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت و درنهایت، فروپاشی از درون یا براندازی از طریق مداخلات خارجی بوده است. تحریمهای «شرطی» که با این وعدۀ مشروط همراه میگشتهاند که در صورت انجام اقدامات خاصی از سوی ایران (نظیر محدودیتهای بیشتر در برنامۀ هستهای یا تغییر سیاستهای منطقهای) رفع خواهند شد، نمونهای شاخص از این فشارها هستند که با نیت تغییر رفتار یا حتی تغییر بنیادین ساختار نظام طراحی گردیده و همواره در القای ناامیدی در میان مردم میکوشیدهاند.
۳. جمهوری اسلامی ایران در بطن بحرانها: صیانت از کیان و افزودن بر قابلیتها
در مواجهه با این هجمۀ مداوم و بیامان، جمهوری اسلامی ایران با درپیشگرفتن «برنامهریزی استراتژیک و هدفمند» و اتکا بر پارادایم «مقاومت»، نهتنها به صیانت از موجودیت خویش موفق گردیده، بلکه در ابعاد متعددی، قابلیتها و توانمندیهای خود را افزایش داده است. این رویکرد صرفاً «برنامهریزی دفاعی منفعلی» نبوده، بلکه «فعالسازی ظرفیتهای ذاتی»، «اقتباس از تجربیات حاصل از چالشها» و «تبدیل تهدیدات به فرصتها» را نیز دربرگرفته است. این فرایند موجب شده تا هر فشاری، بهجای تضعیف به موتور محرکهای برای رشد و نوآوری بدل گردد. نمونههای متعددی از این فرایند را در چهار دهۀ اخیر میتوان پیگیری کرد که ابعاد مختلف آن در گزارشها و تحلیلهای بینالمللی نیز منعکس شده است:
مواجهه با ترور و ناآرامیهای داخلی: در دهۀ ۱۳۶۰ شمسی، جمهوری اسلامی با موج وسیعی از ترور سران انقلاب و دولتمردان (نظیر شهادت شهیدان رجایی و باهنر)، ترورهای خیابانی سازمانیافته توسط گروهکها و شورشهای تجزیهطلبان در مناطق مرزی مواجه گردید. این حملات که با هدف ایجاد بیثباتی و فروپاشی نظام از درون صورت میگرفتهاند، بهجای تضعیف به تقویت انسجام ملی و استحکام بنیانهای امنیتی منجر شد. تجربۀ این دوره نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را توسعه داده، سازماندهی نیروهای مردمی را تقویت کرده و قابلیتهای نظام را در مقابله با تهدیدات داخلی افزایش داده است. این چالشها درواقع به «آزمایش مقاومت درونی» نظام و تصفیۀ نیروهای وفادار از نفوذیها مبدل گشت.
دفاع مقدس و جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق: هشت سال جنگ تحمیلی با حمایت همهجانبه قدرتهای جهانی از رژیم متجاوز بعثی، یکی از بحرانهای تحمیلی بزرگ بر جمهوری اسلامی بود. این جنگ در اوج ضعف نظامی و اقتصادی ایران پس از انقلاب، با هدف نابودی نظام نوپا آغاز شد. اما نتیجۀ آن، برخلاف انتظار دشمنان، به «خودکفایی در بخش صنایع دفاعی» انجامید. محدودیتهای اعمالشده بر فروش تسلیحات و فناوریهای دفاعی به ایران، بهجای تضعیف قوای دفاعی مانند کاتالیزوری برای بومیسازی و توسعۀ تکنولوژیکی در صنایع دفاعی عمل نمودند. این اجبار به خوداتکایی به طراحی و تولید انواع موشکهای بالستیک و کروز با دقت بالا، سامانههای پدافند هوایی پیشرفته و مجموعهای از پهپادها با قابلیتهای شناسایی، تهاجمی و انتحاری منجر گردیده است. خودکفایی در عرصۀ تولید این سامانههای بومی پس از وضع تحریمها، از نمونههای بارز این «پادشکنندگی» محسوب میگردد و قدرت بازدارندگی منطقهای ایران را بهطور چشمگیری ارتقا بخشیده است. این جنگ همچنین همبستگی ملی و ارادۀ جمعی را برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور تقویت کرد.
دیپلماسی مقاومت و بسط شبکههای منطقهای: فشارهای منطقهای و تلاشهای هدفمند برای منزویکردن ایران در منطقۀ خاورمیانه، به شکلگیری و تقویت «شبکۀ متحدان منطقهای» موسوم به «محور مقاومت» (شامل گروههایی نظیر حزبالله در لبنان، انصارالله در یمن و حشد الشعبی در عراق) منجر گردیده است. این تحول نهتنها به ارتقای قدرت بازدارندگی ایران منتج شده، بلکه با ایجاد عمق استراتژیک و نفوذ در نقاط حساس منطقهای به ایران اجازه داده است تا در برابر سیاستهای یکجانبهگرایانه، وزنۀ تعادلبخش محسوب گردد. این دیپلماسی، بر خلاف دیپلماسیهای مرسوم، براساس اشتراکات ایدئولوژیک و منافع امنیتی متقابل شکل گرفته و در برابر فشارهای خارجی مقاومت نشان داده است.
قابلیت انطباق اقتصادی و توسعۀ داخلی: اگرچه تحریمهای اقتصادی فشار سنگینی بر بنیانهای معیشتی جامعه تحمیل نمودهاند و چالشهایی نظیر تورم و کاهش ارزش پول ملی را پدید آوردهاند، اقتصاد ایران مکانیزمهای خاصی را برای انطباق با این اوضاع توسعه داده است. این انطباقپذیری شامل رشد «اقتصاد غیررسمی» و شکلگیری زنجیرههای تأمین بومی در مواجهه با محدودیتهای بینالمللی و همچنین تأکید فزاینده بر «تولید داخلی» و «اقتصاد مقاومتی» در بخشهای مختلف صنعتی و کشاورزی بوده است که رهبری معظم به آن اشاره کرده و آن را ثمرۀ تحریمها در راستای تکیهبر توانمندیهای بومی برشمردهاند. این فشارها بهجای فروپاشی، در مواردی به خودکفایی در برخی اقلام استراتژیک و کاهش وابستگی به واردات منجر گردیده است.
مواجهه با تلاش برای براندازی از طریق انقلابهای مخملی: در دهۀ اخیر، جمهوری اسلامی ایران با تلاشهایی مواجه شد که برای براندازی از طریق «انقلابهای مخملی» و «فتنههای داخلی» با حمایت خارجی صورت میگرفتند. این تلاشها با تمرکز بر ایجاد شورشهای خیابانی و ایجاد شکاف اجتماعی، بهجای موفقیت در هدف براندازی، به «افزایش هوشمندی نظام در مواجهه با جنگ نرم» و «تقویت سامانههای پدافند غیرعامل فرهنگی و اجتماعی» منجر شد. نظام از این تجربیات برای توسعۀ مدلهای مقابله با عملیات روانی و بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی برای حفظ آرامش و امنیت داخلی استفاده نموده است.
۴. تحلیل مسیر تاریخی ایران بر مبنای چارچوب نظری پادشکنندگی
نظریۀ «پادشکنندگی» (Antifragility) نسیم نیکلاس طالب[iv]، ابزار تحلیلی قدرتمندی برای بررسی مسیر تاریخی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحرانهای مختلف را ارائه میکند؛ همانگونه که طالب تبیین میکند، سیستمهای پادشکننده صرفاً در برابر شوکها و آشوبها آسیب نمیبینند، بلکه از آنها فایده برده و قابلیتهایشان تقویت میشود. این ویژگی، جمهوری اسلامی ایران را از سیستمهای «شکننده» (که در مواجهه با تنشها تضعیف میشوند و به ورطۀ فروپاشی درمیآیند) و حتی از سیستمهای صرفاً «مقاوم/تابآور» (Resilient/Robust) که در برابر تنشها استقامت نموده و پس از شوک به وضعیت اولیه بازمیگردند، متمایز میسازد. سیستمهای مقاوم صرفاً به پایداری بسنده میکنند؛ درحالی که پادشکننده از دل نوسانات و بینظمیها، قویتر بیرون میآید.
مسیر تاریخی جمهوری اسلامی از منظر پادشکنندگی، حاکی از این واقعیت است که ایران توانسته است بحرانها را به مثابه «تنشهای کنترلشده»ای بنگرد که به تقویت «سیستم ایمنی» طبیعی آن منجر گردیده است. تجربیات حاصل از ترورها، جنگ تحمیلی، تلاشهای نفوذ و فتنههای داخلی، همگی بهجای فروپاشی یا صرفاً بقا، به ارتقای توانمندیهای دفاعی، دیپلماتیک و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران منجر شدهاند. سازوکارهای «سودجستن از آشوب» از این قرارند:
- تنوع (Redundancy): در حوزههای گوناگون بهجای اتکای صرف به منابع، تسهیلی برای ایجاد تنوع در منابع و راهحلها صورت پذیرفته است. برای مثال، در مواجهه با تحریمهای نفتی، تلاش برای توسعۀ بخش غیرنفتی و بازارهای صادراتی جایگزین، یا تنوع در شرکای تجاری، نمایانگر این راهبرد است. همچنین توسعۀ قابلیتهای دفاعی در بخشهای موشکی، پهپادی و پدافندی بهجای اتکای صرف به یک شاخه، نمونهای از تنوع در پاسخدهی به تهدیدات است.
- تغییرات تدریجی (Optionality): جمهوری اسلامی ایران در عمل اثبات کرده است که بهجای برنامهریزیهای کلان و انعطافناپذیر، بهسمت آزمایش راهحلهای کوچک، متعدد و بازگشتپذیر (گزینههای متعدد) و تعدیل آنها بر اساس بازخورد حرکت میکند. این رویکرد به سیستم امکان میدهد تا با کمترین هزینه، بهترین مسیر را در اوضاع متغیر بیابد و از تجربیات گذشته، حتی تجربیات شکست، برای بهبود عملکرد آینده استفاده کند.
- عدم تمرکز (Decentralization): ساختار مقاومت مردمی (مانند بسیج) در سطوح گوناگون و توسعۀ ظرفیتهای مقاومت در میدانهای منطقهای و در مواجهه با تحریمهای هوشمند، به سیستم انعطافپذیری مضاعفی در برابر شوکها قابلیت تصمیمگیریها را اعطا نموده است. این تمرکزنداشتن موجب میشود که اختلال در یک نقطه، به فروپاشی کلی سیستم منجر نگردد و قابلیت بازتولید قدرت را در سطح گستردهتری فراهم آورد.
این ویژگیها در کنار روحیۀ «استقامت» و «توکل» که از ارکان بنیادین مفهوم مقاومت در گفتمان حضرت آیتالله خامنهای محسوب میگردند، بستر لازم را برای ظهور و بروز پادشکنندگی مهیا ساختهاند. اتکا به مبانی معنوی به سیستم مقاومت «انگیزه و ارادهای پایدار» میبخشد که در برابر تحلیلهای صرفاً مادی، تابآورتر است و امکان بهرهبرداری فعال از فشارهای وارده را فراهم میسازد.
۵. ارزیابی وضعیت «جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا به ایران» و چشمانداز آتشبس کنونی
با اتکا به چارچوب نظری پادشکنندگی، وضعیت جاری «جنگ تحمیلی» (شامل ابعاد نظامی، اقتصادی، سایبری، اطلاعاتی و روانی) از سوی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به جمهوری اسلامی ایران و همچنین ارزیابی چشمانداز آتشبسهای مقطعی یا دورههای کاهش تنش را میتوان تحلیل و بررسی کرد.
«جنگ اخیر با اسرائیل»، نمونهای برجسته از «امکان پادشکنندگی ایران» است. پس از این تقابل، جمهوری اسلامی ایران نهتنها «سرمایۀ اجتماعی خود را بازیابی کرد» (نشانهای از انعطافپذیری و قابلیت بسیجکنندگی) بلکه «نقاط ضعف دفاعی خصم را آشکار ساخت» (نشانهای از یادگیری و بهبود از طریق تنش و قابلیت تحلیل و بهرهبرداری از اطلاعات حاصل از تقابل). این امر نشانگر آن است که حتی درگیریهای نظامی محدود نیز میتوانند به تقویت قابلیتهای ایران، شناسایی آسیبپذیریهای طرف مقابل و بهینهسازی راهبردهای آتی منجر شوند. این رویدادها به مثابه «تنشهای سازنده» عمل میکنند که سیستم پادشکننده از آنها برای تقویت و بهینهسازی بهره میبرد. نمونههای دیگری از این تقابل شامل «جنگ سایبری» است که به تقویت توانمندیهای دفاع سایبری ایران و ایجاد پدافندهای فعال در این حوزه منجر گردیده یا «تهدیدات نظامی» که به توسعۀ سامانههای موشکی و پدافندی بومی برای مقابله با هرگونه تجاوز احتمالی انجامیده است.
از منظر پادشکنندگی هرگونه «فشار» یا «بحران» آتی، خواه در قالب نظامی، تحریمی، یا دیپلماتیک، قابلیت آن را دارد که به مثابه «فرصتی برای یادگیری و تقویت» سیستم درنظر گرفته شود. چشمانداز آتشبس کنونی یا هرگونه وقفه در تنشها، صرفنظر از جزئیات و دلایل سیاسی آن، محلی برای «بازسازی، ارزیابی دقیق و تقویت» بنیانها خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران میتواند برای رفع آسیبپذیریها (با هدف افزایش تابآوری جامعه در برابر شوکهای آتی) و افزایش تنوع راهبردی (بهمعنای عدم تعهد کامل به مسیری واحد و حفظ گزینههای متعدد برای واکنش به تغییرات محیطی تا در هر وضعیتی، توانایی انتخاب بهترین و مؤثرترین پاسخ وجود داشته باشد) از این مقطع زمانی بهره ببرد.
لذا پیشبینی میشود که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به تجربۀ تاریخی خویش و ماهیت پادشکنندۀ «مقاومت» در گفتمان رهبری، از هرگونه وقفه یا کاهش تنش، برای بازسازی و تقویت بنیههای خود در راستای تحقق اهداف بلندمدتش بهرهبرداری نماید. این امر دلالت بر آن دارد که هرگونه آتشبس یا توقف در نبرد سخت، بهمعنای پایان چالشها نبوده، بلکه مقطعی زمانی به منظور آمادهسازی برای مراحل آتی قلمداد میگردد و میتواند به ارتقای قابلیتهای آیندهساز منجر شود. عنصر «سرعت بازیابی» در این نبرد مرحلهبهمرحله برای طرفین مخصوصاً ایران بسیار حائز اهمیت است.
[i] بیانات در مراسم سیامین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله) 14/03/1398
[ii] سخنرانی نوروزی خطاب به ملت ایران 3/1/1399
[iii] همان
[iv] Taleb, Nassim Nicholas. Antifragile: Things That Gain from Disorder. United Kingdom, Random House Publishing Group, 2012.



