
محمدعلی فلاحی پژوهشگر سیاست خارجی فرامنطقهای در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
پیش درآمدی بر هویتهای متخاصم
درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، اگرچه در سطح تاکتیکی با موشکها و پهپادها تعریف میشود، اما در لایههای عمیقتر خود ماهیتی هویتی دارد که ریشه در کهنالگوهای تاریخی، مذهبی و تمدنی دو سوی منازعه دارد. این نوشتار درصدد است تا با رویکردی پدیدارشناسانه و با تکیه بر جامعهشناسی تاریخی، نشان دهد که چگونه «کینه خیبری» به مثابه یک حافظه جمعی بازگشته، در قامت یک عامل ساختاریافته در هندسه راهبردی این جنگ ظاهر شده است. در این میان، خاطره شکست تاریخی یهودیان از مسلمانان در خیبر، نه به مثابه یک روایت صرفاً تاریخی، بلکه به عنوان «ناخودآگاه راهبردی» عمل میکند که محاسبات دو طرف را در موقعیت کنونی شکل میدهد.
خیبر؛ نقطه عطف در هویت جمعی یهود و اسلام
نخستین گام در فهم لایههای هویتی جنگ کنونی، بازگشت به واقعه خیبر در سال هفتم هجری قمری است. خیبر، مجموعه دژهای مستحکم یهودیان در شمال شبهجزیره عربستان بود که پس از چندین نبرد، سرانجام به دست سپاه اسلام و با رشادت امام علی (ع) فتح شد. در روایتهای تاریخی، آنچه خیبر را از یک نبرد صرفاً نظامی فراتر میبرد، نمادین شدن آن در هویت دو جامعه است. از منظر مسلمانان، خاصه شیعیان، فتح خیبر تجلی «ولایت» و «شجاعت ایمانی» است؛ لحظهای که حضرت علی (ع) دروازه دژ را از جا میکند و هیمنه نظامی-اقتصادی یهودیان را در هم میشکند.
اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، تأثیر این واقعه بر حافظه جمعی یهودیان است. در روایتهای یهودی، خیبر به مثابه «شکستی وجودی» بازتاب یافته است؛ نه صرفاً یک شکست نظامی، بلکه فروپاشی آخرین مرکز قدرت مستقل یهودی در جزیرةالعرب. جامعهشناسی تاریخی یهود نشان میدهد که خیبر در حافظه جمعی این قوم، به «زخمی باز» تبدیل شده که بازتولید آن در دورههای مختلف تاریخی، همواره با بازگشت به سیاستهای مقابلهجویانه علیه اسلام همراه بوده است. از این منظر، آنچه امروز به عنوان «تنفر صهیونیستی» از اسلام سیاسی و خاصه از شیعه مشاهده میشود، در لایههای عمیقتر خود ریشه در همان حافظه تاریخی دارد؛ خاطره از دست دادن هژمونی در برابر شمشیر امام علی (ع).
بازگشت خیبر به صحنه راهبردی
جنگ کنونی ایران و اسرائیل، نخستین باری نیست که نماد خیبر در تقابل دو طرف بازتولید میشود. از دههها پیش، گفتمان مقاومت اسلامی با توسل به روایت خیبر، تلاش کرده است تا «شکستناپذیری» رژیم صهیونیستی را روایتزدایی کند. شعار «خیبر، خیبر یا یهود، جیش محمد سیعوده» در راهپیماییهای مقاومت، صرفاً یک شعار هیجانی نیست، بلکه بازتولید یک کهنالگوی هویتی است که به جامعه هدف این پیام را منتقل میکند که «شکست تاریخی تکرار خواهد شد».
اما آنچه در جنگ دوم ایران و اسرائیل اهمیت مضاعف یافته، این است که اسرائیل نیز به صراحت وارد بازی بازتولید خیبر شده است. تحلیل گفتمان مقامات امنیتی و نظامی اسرائیل در ماههای منتهی به جنگ، حاکی از آن است که تهدید ایران برای این رژیم، نه در سطح هستهای یا موشکی، بلکه در سطح «هویتی» تعریف میشود. برای اسرائیل، ایران نه یک تهدید ژئوپلیتیک عادی، بلکه «وارث مدعی خیبر» است؛ کشوری که در گفتمان رسمی خود، نابودی اسرائیل را نه به مثابه یک هدف سیاسی، بلکه به عنوان «وعده الهی» و بازگشت به خیبری دیگر تعریف میکند.
شیعه و بازتولید هویت خیبری
در لایه شیعی منازعه، موضوع ابعاد عمیقتری مییابد. در روایت شیعی، فتح خیبر نه یک رویداد تاریخی منفرد، بلکه بخشی از «تداوم ولایت» است. امام علی (ع) در این روایت، نه صرفاً یک فاتح نظامی، بلکه نماد «عدالت خواهی» و «مقاومت در برابر زورگویی» است. آنچه برای تحلیلگران ژئوپلیتیک غربی نامرئی میماند، این است که در ناخودآگاه جمعی شیعیان، مقابله با اسرائیل پیوندی ناگسستنی با «احیای سنت علوی» دارد. از این منظر، هرگونه عقبنشینی در برابر اسرائیل نه یک محاسبه تاکتیکی، بلکه «خروج از مسیر ولایت» معنا میشود.
این پیوند هویتی، معادلات راهبردی را دگرگون میکند. در تحلیلهای مرسوم غربی، جنگ به مثابه محاسبه عقلانی منافع ملی تعریف میشود، اما در میدان واقعی، هویتهای تاریخی با قدرت بیشتری عمل میکنند. شواهد میدانی نشان میدهد که در جبهه مقاومت، بازتولید روایت خیبر، ظرفیت «هزینهپذیری» را به طور قابل توجهی افزایش داده است. برای نیروهای مسلح ایران و گروههای متحد آن، تقابل با اسرائیل در چارچوب «تکرار خیبر» تعریف میشود؛ روایتی که در آن «پیروزی» قطعی و «وعده الهی» فرض گرفته شده است.
خیبر معکوس؛ پروژه رژیم صهیونیستی برای بازتعریف هویت
در سوی مقابل، رژیم صهیونیستی نیز در سالهای اخیر به این نتیجه رسیده است که بقای آن، مستلزم «بازتعریف هویتی» و «تغییر سرنوشت تاریخی» است. آنچه در ادبیات راهبردی اسرائیل به «معادله خیبر معکوس» تعبیر میشود، تلاشی برای تبدیل «شکست تاریخی» به «پیروزی جبرانی» است. از این منظر، نسلکشی در غزه و لبنان، و سپس گسترش جنگ به ایران، نه صرفاً اقدامات نظامی، بلکه بخشی از پروژهای هویتی برای «بازسازی هیمنه از دست رفته» است.
اسرائیل با اتکا به برتری تکنولوژیک و حمایت همهجانبه آمریکا، تلاش میکند تا «هیمنهای» را که در خیبر فرو ریخت، با هیمنهای تازه جایگزین کند. اما آنچه این پروژه را با چالش اساسی مواجه میسازد، ساختار هویتی مقاومت است. در خیبر، شمشیر امام علی (ع) با هیمنه مستحکم یهودیان روبهرو شد و آن را در هم شکست. امروز، بمبهای هوشمند و جنگندههای نسل پنجم، اگرچه زیرساختها را نابود میکنند، اما با «هویت» و «حافظه جمعی» که در اعماق تاریخ و ایمان ریشه دوانده، ناتوان از مقابلهاند. این همان نقطهای است که تحلیلگران غربی به دلیل تکیه بر رویکردهای اثباتگرایانه، از درک آن عاجزند.
نتیجهگیری: جنگ هویتها و آینده منطقه
جنگ دوم ایران و اسرائیل را نمیتوان در چارچوب مفاهیم کلاسیک ژئوپلیتیک، مانند موازنه قدرت یا دیپلماسی اجبار، فهم کرد. این جنگ، در لایه بنیادین خود، «تقابل دو حافظه جمعی» است؛ حافظهای که شکست خیبر را به مثابه زخمی باز در خود نگه داشته، در برابر حافظهای که خیبر را نماد پیروزی ایمان بر هیمنه میداند. اسرائیل تلاش میکند تا با پروژه «خیبر معکوس» این حافظه را بازتعریف کند، اما در این مسیر با واقعیتی روبرو میشود که در ویتنام، عراق و افغانستان نیز خود را نشان داد: برتری تکنولوژیک نمیتواند جایگزین «هویت» و «ایمان» شود.
آنچه منطقه را در سالهای آینده شکل خواهد داد، نه صرفاً موشکها و پهپادها، بلکه «پیروزی یک روایت» بر دیگری خواهد بود. از منظر جامعهشناسی تاریخی، خیبر الگویی را عرضه کرد که در آن «هیمنه ظاهری» در برابر «ایمان و شجاعت» تاب نمیآورد. اگر این الگو در جنگ کنونی نیز تکرار شود، نه به معنای تکرار عینی وقایع تاریخی، بلکه به معنای شکست پروژهای است که میخواهد با قدرت سخت، سرنوشت هویتی را تغییر دهد. در این میان، شیعه با اتکا به میراث علوی خود، در موقعیتی قرار گرفته که میتواند باز هم نشان دهد «کانالذین من قبلکم اشد منکم قوه و اکثر اموالاً و اولاداً»؛ قدرتی که بر هیمنه استوار باشد، در برابر هویتی که بر ایمان استوار گشته، سرانجام فرو میریزد.
و این همان پیامی است که از خیبر تا امروز، در طول چهارده قرن، همچنان پابرجاست: هیمنهها میآیند و میروند، اما هویتهایی که با ایمان و عدالت گره خوردهاند، تاریخ را از آن خود میکنند.



