وضعیت قرمز در نظام هشدار و اطلاعرسانی جنگی
محمدصابر اسدی پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فرهنگی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

محمدصابر اسدی پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فرهنگی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
دسترسی به اطلاعات، نیازی غریزی
صدای انفجار میآید، هر کس در اولین فرصت به دنبال راهی است تا بفهمد این صدا از کجاست؟ نگران عزیزانش است، میخواهد بهینه ترین راه برای عبور و مرور خود را تنظیم کند؟ یا اینکه صرفاً کنجکاوی ناشی از پیامدهای متراکم این انفجارها در آینده، او را نگران کرده است. در هر حال و در حقیقت در شرایط جنگ و بحران، نیاز دسترسی به اطلاعات واقعی جزء نیازهای غریزی و اثبات شده انسان است. اما پاسخگویی به این نیاز واقعی اگر به درستی تدبیر نگردد، زمینه برای دشمنان و حتی سودجویان فراهم خواهد شد.
اینکه عدهای این امکان را مییابند که با هدف ارعاب مردم به محلههای مختلف بروند و به غلط اعلام لزوم تخلیه کنند؛ اینکه بعد از صدا یا خبر انفجار، در گروههای محلی شبکههای اجتماعی تقاضا برای آگاهی از محل اصابت اوج میگیرد و جولانگاه شایعات میشود؛ اینکه فارغ از محدوده انفجار، خیابانهای مواصلاتی اصلی اطراف آن، درگیر ازدحام و ترافیک شدید میشوند و کار را برای رسیدن نیروهای امنیتی و امدادی سخت میکنند؛ اینکه فشار به شبکه مخابراتی برای تماسهای مردم با یگدیگر بیش از حد توان میشود و در نهایت اثر روانی و اضطراب تحمیل شده بر افراد و پیامدهای آن، به دلیل ناآگاهی از اتفاقی که افتاده، همه و همه زمانی اتفاق میافتد که تدبیر درستی در اطلاع رسانی در جنگ صورت نمیگیرد.
اطلاع رسانی، رکن اصلی پدافند مردمی
از نظر امنیتی درست است که افشای اسرار کشور در منابع خبری و اطلاعاتی نباید صورت گیرد و ظهور قابلیتهای هوش مصنوعی و تقاطع گیری از دادههای پراکنده نیز لزوم توجه و حراست از اطلاعات مهم را بیش از پیش کرده است، اما درعین حال، تشویش اذهان جامعه و رسوخ رعب و القای پیشبینی ناپذیری اتفاقات، به طور گسترده نیز میتواند منجر به تحلیل بنیه روانی جامعه گردد. اینکه مدام مردم را مخاطب نهی رسانهای قرار دهیم و بر پویش «نمیدانم» تمرکز کنیم، مسئله حل نمیشود، چون همانطور که گفته شد، نیاز یک نیاز واقعی و غریزی است.
اگر واقعاً حضور و حمایت میدانی مردم در خیابانها را بدیل و حتی مهمتر از حملات موشکی دقیق نیروهای مسلح میدانیم و خواهان استمرار جریان زندگی حماسی مردم در امتداد این نبرد وجودی هستیم، باید هر چه سریعتر نسبت به حل چالش اطلاع رسانی منسجم و دقیق در جبهه داخلی توجه کرده و برای آن راهکارهای مشخص ارائه دهیم.
در طول این چند روز گذشته، تنها شاهد سامانههای پیامکی بودیم که در مقایسه با شبکههای مجازی با تأخیر نسبتاً زیادی اقدام به اطلاع رسانیهای کلی و ملی کردهاند و گویی خبری از سیستمهای هشدار سریع روی موبایل یا حتی همان الگوی سنتی هشدار موشک بارانها و بمبارانهای دفاع مقدس که صدای آژیر از رادیوها و دستگاههای تعبیه شده در سطح شهر پخش میشد و حداقل چند ده ثانیه قبل از انفجار، مردم را برای آن آماده میکرد نیست.
مروری بر تجربه جنک اوکراین
در آغاز جنگ در اوکراین، سیستم اطلاعرسانی حمله هوایی به یکی از مشکلات اصلی تبدیل شد. در بسیاری از مناطق شهرها و روستاهای مختلف، مردم نمیتوانستند صدای آزیر هشدار حمله هوایی را بشنوند. علاوه بر این، نظارت دائمی بر پیامهای منطقهای در شبکههای اجتماعی (مثل تلگرام و وایبر) تقریباً غیرممکن بود. به همین دلیل ایدهای برای ایجاد یک ابزار جایگزین قابل اعتماد ارائه شد که فوراً هشدارهایی را از سیستم دفاع مدنی در تمام مناطق اوکراین ارسال کند و بتواند مردم را در مورد خطر هشدار دهد. در این برنامه در قالب یک اپلیکیشن هوشمند مخصوص تلفن همراه، کاربر میتواند هر منطقهای از اوکراین را انتخاب کند و آلارمها را فقط برای یک منطقه یا جامعه منطقهای خاص دریافت کند.
اگر آمریکا برای دفع حملات پهپادی ایران دست به دامان اوکراین شده است، شاید بد نباشد ایران نیز از تجربه اوکراین در اطلاعرسانی حملات هوایی روسیه استفاده کند. مدل اطلاعرسانی اوکراین ترکیبی از هشدارهای سنتی (آژیر شهری) و ابزارهای دیجیتال (اپلیکیشن و پیامرسانها) است. این سیستم توانسته تا حد زیادی زمان واکنش مردم را افزایش دهد و جان بسیاری را نجات دهد، اما در عین حال با چالشهایی مانند عادی شدن هشدارها، اضطراب اجتماعی و آشفتگی اطلاعات در فضای مجازی نیز روبهرو است.
همانطور که گفته شد، غیر از مسئله اطلاع رسانی قبل از حمله، مسئله اطلاع رسانی پس از حمله و مدیریت بحران نیز مطرح است. اولین اقدام اوکراین ایجاد ضوابط مشخص قانونی در اعمال سانسور است که طبق یک ماده قانونی کیفری، انتشار تصاویر محل اصابت، دود، یا عملکرد پدافند هوایی تا ۳ ساعت برای غیرنظامیان و تا زمانی که مقامات رسمی اعلام نکنند، ممنوع است. البته جهت مراقبت اذهان از اخبار جعلی لازمه این سانسور، انتشار سریع اما کلی اخبار توسط یک واحد تخصصی ارتباطات استراتژیک در جنگ است. در مرحله بعد؛ آن چه اهمیت دارد مدیریت ترافیک و خدمات شهری است که آن چه در اوکراین تدبیر شده این است که اپلیکیشنهای مسیریابی شهری بلافاصله پس از حمله، بدون مشخص کردن دقیق محل اصابت، مسیریابی ها را بروز رسانی کرده و مسیرهای اصلی منتهی به محل اصابت را مسدود نشان میدهند.
پیشنهاداتی برای ساماندهی نظام اطلاعرسانی حملات دشمن
حال به نظر میرسد براساس مسئله ای که بیان شد و آن چه از تجربه اوکراین گفته شد پیشنهادات سیاستی زیر در جنگ رمضان باید مورد تدقیق عملیاتی قرار گیرد:
- ایجاد یک سیستم هشدار چندلایه شامل آژیرهای شهری، اپلیکیشن موبایل، پیامک اضطراری، رسانههای رسمی و شبکههای اجتماعی رسمی، در سطح شهرها نیازی اولیه و اساسی است. حکومت باید یک سامانه یکپارچه هشدار ملی طراحی کند که بتواند به صورت همزمان از چند کانال هشدار را به مردم منتقل کند. حداقل کارکرد این سیستم، هشدار اعلام آغاز خطر و پایان خطر است، تا مردم در وضعیت اضطراب دائمی باقی نمانند.
- اطلاع رسانی رسمی و سریع محل کلی حمله. حقیقت این است که وقتی اطلاعرسانی رسمی و سریع باشد، شایعات کمتر گسترش پیدا میکند. به عبارت دیگر تنها را مقابله با اخبار جعلی و اضطراب ناشی از آن در مردم و پیامدهای آن. سرعت در ارائه اطلاعات صحیح و رسمی است.
- همانطور که گفته شد یکی از مهمترین نیازهای مردم پس از حمله، دانستن وضعیت شهر است. لذا شهرداریها باید یک پروتکل اطلاعرسانی شهری پس از بحران داشته باشند که در آن وضعیت ترافیک، لزوم تخلیه، وضعیت خدمات شهری (آب و برق و گاز)، مراکز امدادرسانی و مراکز اسکان موقت مشخص باشد و از طریق شبکه های ارتباطی و نرم افزارهای مسیریاب به سرعت آن را به مردم آن شهر منتقل کنند.



