
محمد جاننثاری پژوهشگر حوزه مدیریت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
مقدمه: چالش بزرگ رهبران در عصر عدم قطعیت
یکی از پیچیدهترین آزمونهای پیش روی رهبران و مدیران در هر سطحی، توانایی «تصمیمگیری در شرایط ابهام» است. در فضایی که فشارهای لحظهای برای حل مشکلات جاری (مانند تورم، تحریم و… ) به شدت زیاد است، وسوسه تمرکز صرف بر «امروز» و غفلت از «فردا» بسیار نیرومند میشود. با این حال، ادبیات علمی تابآوری و مدیریت استراتژیک به ما میآموزد که «بقای مقطعی» با «ماندگاری بلندمدت» تفاوتی اساسی دارد. سازمانها، ملتها و تمدنهایی ماندگار میشوند که بتوانند همزمان در سه بازه زمانی کوتاهمدت (واکنش)، میانمدت (مدیریت تبعات) و بلندمدت (معماری آینده) بیندیشند و اقدام کنند. غفلت از این اصل راهبردی، ما را گرفتار پدیدهای میکند که میتوان آن را «تله زمان حال» نامید؛ وضعیتی که در آن، تصمیمگیرنده برای فرار از درد امروز، فردا را میفروشد.
تحلیل راهبردی: چرا انرژی هستهای یک ضرورت چندلایه است؟
در همین چارچوب است که بیانات حکیمانه رهبر شهید انقلاب در خصوص صنعت هستهای کشور، نه یک اظهارنظر سیاسی، بلکه یک تدبیر عمیقاً استراتژیک و علمی ارزیابی میشود. ایشان با ترسیم نیاز ۲۰ تا ۳۰ هزار مگاواتی به برق هستهای در افق چند سال آینده، دقیقاً «مقیاس زمانی بلندمدت» را به «تصمیمسازی امروز» پیوند زدند. این بیانات را میتوان از منظر سه افق استراتژیک تحلیل کرد:
۱. افق کوتاهمدت (اینجا و اکنون): پذیرش هزینهها برای منافع بلند مدت
در کوتاهمدت، تمرکز بر برنامه هستهای هزینههای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک سنگینی به کشور تحمیل کرده است. تحریمها و فشارهای بینالمللی ذیل پرونده هستهای، مصداق عینی این هزینههاست. یک نگاه سطحی حکم میکند که برای خلاصی از این درد فوری، از این برنامه عقبنشینی کنیم. اما رهبری استراتژیک یعنی پذیرش هزینههای کوتاهمدت برای دستیابی به منافع بلندمدت حیاتی.
۲. افق میانمدت (خنثیسازی تله وابستگی): شکستن اهرم فشار آینده
این دقیقاً همان هشداری است که در بیانات رهبری نهفته است: «آن روزی که احتیاج پیدا کردیم چه کار کنیم؟ برویم در خانه کی؟».
این جمله اشاره به طراحی یک تله استراتژیک از سوی دشمن دارد. هدف از فشار امروز بر سر اورانیوم غنیشده، تنها گرفتن مواد نیست؛ هدف، وابستهسازی ساختاری ایران در تأمین انرژی فرداست.
اگر امروز به بهانه «رفع تحریم» یا «مذاکره»، زیرساخت غنیسازی و فناوری بومی را واگذار کنیم، چند سال بعد که با بحران کمبود برق مواجه شدیم و نیروگاههای ما به سوخت نیاز پیدا کردند، در حالی که سوخت فسیلی جوابگوی مصرف نیست، آنگاه قدرتهای خارجی همان اورانیومی که امروز از ما گرفتهاند را با قیمت و شروط سیاسی سنگین به ما خواهند فروخت. این همان «وابستگی راهبردی» است که در میانمدت، امنیت ملی را فلج میکند.
۳. افق بلندمدت (معماری قدرت پایدار): تضمین حیات و توسعه ملی
بر اساس دادههای علمی و روندهای جهانی، منابع فسیلی رو به پایان هستند و هزینههای زیستمحیطی استفاده از آنها سرسامآور است. انرژی هستهای در افق ۲۰ تا ۵۰ ساله، تنها منبع پایدار، پاک و قابل اتکا برای تأمین برق پایه کشور است. ۳۰ هزار مگاوات برق هستهای یعنی تضمین چرخش چرخهای صنعت، رفاه خانوارها و استقلال شبکه برق در دهههای آینده.
تصمیم به حفظ و تقویت چرخه سوخت هستهای، یک استراتژی فراکتال است؛ یعنی سرمایهگذاریای که ارزش آن نه امروز، که در مقیاس بزرگتر زمان (نسل بعدی) برداشت خواهد شد. از دست دادن این ظرفیت به دلیل فشارهای مقطعی، مصداق بارز غفلت از آینده است.
امروز در جریان گفتگوهای بینالمللی، صحبت از محدودسازی یا خروج ذخایر غنیسازی شده ایران است. چنین اقدامی در لفافه «اعتمادسازی»، یک شکست استراتژیک جبرانناپذیر محسوب میشود. چرا؟
دارایی «زمانبر» و «پرهزینه» برای تولید مجدد (مانند فناوری غنیسازی یا اورانیوم ۶۰ درصد)، هرگز نباید با امتیازاتی معامله شود که «برگشتپذیر» و «کوتاهمدت» هستند (مثل رفع برخی تحریمهای موقتی).
نظریه بازیها نشان میدهد که طرف مقابل به دنبال ایجاد «معمای زندانی» است: ما را ترغیب کند تا به نفع کوتاهمدت عمل کنیم (کاهش فشار)، در حالی که آنها برنامه بلندمدت خود (سلب قدرت بازدارندگی و استقلال انرژی ایران) را پیش میبرند.
اگر ذخایر استراتژیک هستهای را واگذار کنیم، ۱۰ سال دیگر که خواستیم نیروگاه اتمی بوشهر یا سایر نیروگاهها را راهاندازی کنیم، مجبوریم با التماس، مجوز خرید سوخت از همان کشورهایی بگیریم که امروز ما را تحریم کردهاند. این یعنی واگذاری کلید قفل به زندانبان.
نتیجهگیری: دوام تمدنی در گرو تصمیمهای امروز
بیانات رهبر حکیم انقلاب اسلامی، تجلی کامل یک مدیریت استراتژیک چندلایه است. ایشان به ما میآموزند که یک ملت زنده و پویا، هم باید «درد امروز» را حس کند و هم «گرسنگی فردا» را پیشبینی کند. سیاستگذاری صحیح آن است که:
۱. نیازهای قطعی بلندمدت (مانند امنیت انرژی) را شناسایی کند.
۲. هزینههای کوتاهمدت (فشارهای دیپلماتیک) را برای تأمین آن بپذیرد.
۳. مراقب تلههای میانمدت (وابستگی آتی) باشد.
نسل امروز مدیران و سیاستگذاران کشور باید مراقب باشند که تحت فشار سنگین تحریم و عملیات روانی دشمن، داراییهایی را از دست ندهند که تضمینکننده عزت و استقلال نسلهای فرداست. انرژی هستهای نیاز امروز نیست، ضرورت حیاتی فردایی است که اگر امروز برای آن نسازیم، فردا باید بهای گزاف «ساختن» یا «خریدن» آن را با ذلت بپردازیم. حفظ چرخه سوخت و توان غنیسازی، صرفاً یک قدرت فنی، بلکه یک ضمانتنامه برای حاکمیت ملی ایران در قرن آینده است.
پیوست: بیانات امام شهید خامنهای (رحمت الله علیه) در تاریخ 28 بهمن 1400
«همین مسئلهی انرژی هستهای که دنیا روزبهروز دارد به انرژی هستهای وابستهتر میشود، ما هم دیر یا زود نیاز مبرم پیدا میکنیم به انرژی هستهای صلحآمیز. امروز اگر چنانچه به فکر نباشیم، امروز اگر دنبال نکنیم، فردا دیر خواهد بود، دستمان خالی خواهد بود. آن وقتی که دنیا مسلّط بر تمام زوایای این مسئله باشد، آن روز برای ما حرکت کردن و پیش رفتن مشکل خواهد بود. لذا شما ملاحظه کنید ببینید جبههی دشمن روی مسئلهی انرژی هستهای ما چه تکیهی ظالمانهای دارد میکند! تحریم، به خاطر انرژی هستهای که میدانند هم صلحآمیز است. حالا اسم میآورند که [ایران] تا تولید بمب، فلان قدر فاصله دارد! اینها حرفهای مهمل و بیمعنا است؛ خودشان میدانند که ما دنبال این قضیّه نیستیم، دنبال سلاح هستهای نیستیم، ما دنبال بهرهمندی صلحآمیز از [انرژی] هستهای هستیم؛ این را فهمیدهاند، تشخیص میدهند. نمیخواهند ملّت ایران به این پیشرفت بزرگ و چشمگیر علمی دست پیدا کند و فشار میآورند، چون ملّت فردا به این احتیاج خواهد داشت و میخواهند این حرکت استمرار پیدا نکند. اگر ما در این مسائل مربوط به آینده و مربوط به بلندمدّت، امروز کوتاهی کردیم، فردا مشکل خواهیم داشت. در قضایای برجام، در سال ۹۴ و ۹۵، ایرادی که بنده میگرفتم این بود که یک نکاتی باید در برجام رعایت میشد که مشکلات بعدی پیش نیاید؛ اعتراض من عمدتاً به این بود؛ من میگفتم این نکات را باید در نظر بگیرید، در تذکّرات هم آن را مکرّر [میگفتم]. خب بعضی از اینها در نظر گرفته نشد، مورد توجّه قرار نگرفت، این مشکلات بعدی پیش آمد که همه مشاهده میکنند. بنابراین، نگاه کردن به آینده و آماده شدن برای آینده مهم است.»



