
مهدی خسروی پژوهشگر حوزه سرمایه اجتماعی و افکار عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
پس از آغاز جنگ رمضان و شهادت رهبر معظم انقلاب شاهد حضور خودجوش و انقلابی مردم در میادین سراسر کشور بودیم. حضوری که نه صرفاً برای سوگواری بلکه برای حمایت و پشتیبانی از کشور در شرایطی بود که احتمال حضور عناصر خودفروخته برای برهم زدن امنیت در داخل کشور نیز وجود داشت. ولی صرف فروکاستن این پدیده به این نوع تحلیل چه بسا منجر به نادیده گرفتن ابعاد عمیق و مبنایی تر این رویداد شود. اگر بنیان این پدیده مورد توجه قرار نگیرد امکان دارد در فهم ماهیت آن دچار کژتابی شده و قرائت سطحی از آن داشته باشیم. در این بین که تلاش برای تحلیل این حضور گسترده مردمی افزایش یافته بیان خود رهبر شهید به شدت مورد توجه قرار گرفت. خود ایشان قبل از شهادتشان در روز ۱۲ بهمن فرمودند که: «اگر چناچه حادثهای برای کشور پیش بیاید خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد، برای مقابله با حوادث و این مردم هستند که کار را تمام خواهند کرد» (خامنهای،12/11/1404). طبعا شناختی که از مقام معظم رهبری وجود دارد و با توجه به سابقه درخشان ایشان در تمامی حوزهها نمیتوان استفاده از واژه مبعوث شدن و بعثت را صرفاً بیان ادبی در نظر گرفت. رهبر شهید انقلاب که فردی حکیم و متفکر بودند قطعاً با توجه به ابعاد و زوایای مفاهیم مدنظر خود از واژگان بهره میبردند و بهره گرفتن از واژه مبعوث شدن مردم نیاز به موشکافی و تبارشناسی این نظر دارد.
مفهومشناسی بعثت در اندیشه رهبر شهید
بعثت طبق بیان خود رهبر شهید به معنای برانگیختگی است. برانگیختگی که منجر به تحرک شود و بر خلاف روند عادی زندگی روزانه به شور، تلاش و فعالیتی خاص منتهی شود. این شور و شوق به تحرک، زمانی شکل میگیرد که انسان متوجه شود این جریان معمولی زندگی صد در صد اطمینان بخش نیست و باید جریان دیگری را جست و جو کرد تا به هدف متعالی که در نظر دارد نایل آید(خامنهای، 1397). در حالی که مقام معظم رهبری واژه بعثت را در بیانات خود در باب مبعوث شدن حضرت پیامبر اکرم(ص) به کار بردهاند، لازمه بعثت را دو سطح از برانگیختگی میدانند. اول این که یک بیداری و تحولی در خود پیامبر به وقوع بپیوندد و ثانیا به تبع آن پیامبر در برانگیختن مردم و جامعه برای رسیدن آن هدف عالی سعی و کوشش کند. پس به کار بردن این واژه برای مردم حاکی از شکل گیری روندی است که نه تنها نشان دهنده برانگیختگی درونی ملت است بلکه این مردم هستند که در حال رهبری صحنه موجود می باشند. وظیفهای که تا قبل از آن به عهده امام یا نائب امام بود در زمان فعلی به خاطر عدم دسترسی به ایشان بر دوش مردم قرار گرفته است و تا به امروز که نزدیک به ۶۰ روز از آغاز جنگ و شهادت رهبر معظم انقلاب گذشته است نیز توانستهاند به خوبی به این وظیفه عمل کنند.
بعثت مردم به مثابه سرمایه اجتماعی
این نوع تحلیل با چارچوب نظریههای رایج درباره مشارکت سیاسی و سرمایه اجتماعی سازگار نیست؛ به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران غربی و حتی جامعهشناسان ایرانی نتوانستهاند آن را درست فهم یا تبیین کنند. یکی از شخصیتهای شناخته شده داخلی که همواره با ارائه نظرات خاص در مرکز توجهات افراد و محل رجوع ایشان بودهاست در مصاحبهای که جدیدا از وی منتشر شد گفت که گمان نمیکرد جمهوری اسلامی تا این حد بتواند مقاومت کند در حالی که در گذشتهای نه چندان دور همین شخص معتقد بود که در صورت حمله به ایران یک تیر چراغ برق نیز سالم باقی نخواهد ماند. باید به این نکته اشاره کرد که نظریههای موجود معمولاً مشارکت سیاسی را وابسته به شرایط اقتصادی، ساختارهای سیاسی یا سطح آگاهی و آموزش شهروندان میدانند و آن را در قالب ایفای نقش برای تعیین سرنوشت، بیان مطالبات یا تأثیرگذاری بر تصمیمات حکومت تعریف میکنند. حتی رویکردهای لیبرال نیز مشارکت را در چهارچوب پیگیری منافع شخصی در حوزه عمومی میفهمند و آن را عمدتاً به حضور در انتخابات یا کنشهای جمعی محدود میکنند. این چارچوبهای نظری، مشارکت در شرایط جنگی را نهایتاً به حضور در میدان نبرد یا کمکهای مالی فرو میکاهند. اما با این معیارها چگونه میتوان حضور مستمر و نزدیک به ۶۰ روزه مردم ایران را توضیح داد؟
در سوی دیگر نظریاتی در حوزه سرمایه اجتماعی مطرح میشود که صرف شکلگیری روابط بین مردم و همکاری موثر برای رسیدن به اهداف جمعی را برای توضیح شکلگیری این نوع از سرمایه کافی میداند(دلاویز و همکاران، 1399؛ به نقل از پاتنام ۲۰۰۲). در حالی که نه صحبتی از سنخ آن اهداف مطرح میشود و نه تلاشی برای معنادهی به آن صورت میگیرد. همچنین نظریه دیگری نیز در این حوزه مورد توجه است که سرمایه اجتماعی را حوزه رواج اعتماد در بین مردم میداند(دلاویز و همکاران، ۱۳۹۹؛ به نقل از فوکویاما، ۱۹۹۵). ولی سؤالی در این بین مطرح می شود که آیا حضور گسترده و مداوم ملت ایران درحالی که شواهدی از وجود تهدید علیه جان این مردم وجود دارد، قابل فهم و ارزیابی در چارچوب این نظریات میباشد؟ آیا مردم ایران صرفا در پی جلب منافع اختصاصی خود هستند؟ در یک پاسخ کلی باید گفت که این نوع حضور صرفاً در چارچوب نظریات غربی قابل فهم و ارزیابی نیست.
بعثت مردم در قرآن
رهبر شهید انقلاب شخصیتی قرآنمحور بودند و سخنانشان را بر مفاهیم قرآنی استوار میکردند. از آنجا که قرآن بیان حکمت الهی و تبیان برای هر چیزی است، متفکر مسلمان با رجوع به آن میتواند برخی ابعاد این پدیده را بهتر درک کنند. قرآن جوامع انسانی را متأثر از اراده و اختیار افراد میداند و طبق بیان قرآن تحول در انسانها منجر به تغییر و تبدل در جامعه می شود (انّ اللَّه لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم). البته باید خاطر نشان کرد که قرآن برای صحبت در باب جماعتهای انسانی از واژگان قوم یا امت استفاده کردهاست. توجه به واژه امت در شرایط فعلی دارای اهمیت ویژهای میباشد. طبق نظر متفکرین و مفسرین تفاوت واژه قوم با امت در این است که امت به مجموعهای از انسانها دارای هویت یکسان اطلاق می شود که دارای هدف واحد و متعالی هستند و سمت وسوی حرکت این به سمت رشد و تکامل است. علاوه بر این نظرات اندیشمندانی چون مرحوم علامه طباطبایی(رض) و شاگرد فقیدشان شهید مطهری (ره) در باب جامعه مبنی بر این است که امت دارای یک هویت مستقل، آثاری از خود برجای میگذارد که قابل فروکاستن به تک تک افراد نیست. پس باید توجه کرد که هویت شکلگرفته امت را صرفا به مجموعه افراد تقلیل ندهیم . به بیان دیگر انسانهایی که در کنار هم، امت را تشکیل میدهند دارای یک روح واحدی هستند که آثار آن قابل تقلیل به رفتار تک تک افراد جامعه نیست.
رهبری مردم
همچنین این امت برای رسیدن به آن هدف متعالی و مقدس نیاز به یک راهبر دارد که به عنوان امام آن امت وظیفه خطیر راهنمایی مردم را به عهده گیرد. در این موقف است که امت حاضر در جامعه ایرانی در زمانی که رهبر جامعه به عنوان نائب امام به شهادت رسیده و ارتباط خود را تا حدی با رهبر جدید منقطع میبیند، تعالی یافته و با اتحادی بیمانند که حاکی از شکلگیری روح جمعی ملت است، با حضور در صحنه و با ایمانی راسخ در حال هدایتگری شرایط میباشند. این هدایتگری صرفا محدود به اجتماعات شبانگاهی نشده بلکه تا حدی در حال هدایتگری عرصه رسمی سیاستورزی نیز می باشد. به نحوی که هر نوع تصمیمی در باب جنگ اتخاذ میشود، مردم حاضر در خیابان در جهت تایید و مخالفت با آن به آن واکنش نشان دادهاند. در قضیه بازگشایی موقت و محدود تنگه هرمز بعد از آتشبس شاهد مطالبهگری مردم در صحنه بودیم، به نحوی که یا خواستار اعمال محدودیت مجدد بودند و یا تلاش میکردند که علت این تصمیم را درک کنند. گرچه پس از مدتی به خاطر برخی دلایل مجدداً محدودیتهای شدیدی بر تنگه اعمال شد ولی قطعا این سطح از مطالبهگری مردم نیز موثر بوده. حتی در عرصه سیاست خارجی نیز ملت ایران به جد از گروه مذاکرهکننده پیگیر اجرا شدن شروط رهبری هستند. ذکر مواردی از این قبیل مجال دیگری می طلبد ولی باید به این نکته نیز اشاره کرد که سیاستمداران نیز در این شرایط خود را پاسخگوی مردم میدانند به نحوی که بعد از هر نوع تصمیمی در قالب انتشار پیام و حضور در گفتوگو تلویزیونی با مردم سخن گفته و آنان را از شرایط آگاه میکنند. به قطع میتوان گفت مردم حاضر در صحنه به قدری رشد کردند که نه تنها ترسی از شهادت و مرگ در این میدان ندارند بلکه با تشکیل زنجیرههای پیوسته انسانی و حضور در مناطقی که به طور مستقیم توسط دشمن پست و دنیّ این ملت تهدید به بمباران شده نصاب تازهای برای همبستگی و اتحاد به وجود آوردهاند.
مردم قبل از بعثت
جامعه ایرانی نیز قبل از این بعثت شرایط دیگری داشت که منجر به فهم متفاوتی از وضعیت جامعه شده بود جامعهای که میزان مشارکت در انتخاباتهای اخیر در آن کاهش داشته و همین باعث شده بود متفکرنمایانی این نحو کنشگری را نشاندهنده کاهش مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی ایران فهم کنند ولی امروز توضیحی در باب شرایط ندارند. حضور گسترده ملت ایران در خیابانها منجر شده که آن فقیه عالیقدر و عالم روشن ضمیر در نزد ملت احساس حقارت کرده و مردم را بزرگزاده و پیامبرزاده خطاب کند(جوادیآملی، 1405). این نحوه بیان از سوی ایشان حاکی از فهم اصیل و واقعبینانه شرایط موجود با توجه به آموزههای اسلام میباشد که سطح دیگری از تحلیل را برای مخاطبان به ارمغان میآورد. همچنین قبل از آغاز جنگ رمضان در جامعه احساس نارضایتی از شرایط معیشتی شکلگرفته بود و حتی این عامل در شکلگیری اغتشاشات دی ماه سال گذشته نقش داشته، حال آن دغدغه و مسئله اولویت خود را در میان مردم از دست داده و با توصیه رهبری به همکاری و همیاری مردم با یکدیگر، اذهان به سطح دیگری از اهداف رهنمون شده است. علاوه بر آن، حضور گسترده مردم در قالب جمع خانوادگی در خیابانها هویت انقلابی را در میان نسل جدید بازتولید کردهاست. نسلی که گمان میرفت ارزشهای دینی و انقلابی خود را از دست داده ولی امروز شاهد حضور گسترده این گروه سنی در اجتماعات هستیم. حضور جدی و چشمگیر بانوان که چه بسا از نظر کمی نیز از مردان بیشتر هستند پدیدهای قابل توجهاست، بانوان و مادرانی که به گمان نگارنده این سطور محرک اصلی حضور فرزندان و همسران خود در اجتماعات سراسری میباشند. این نحو از نقشآفرینی به شکل حضور خانوادگی در میادین و یا به شکل فراهم آوردن مقدمات حضور خود را نمایان ساخته است. باید اشاره کرد که با وجود تلاشهای رسانهای دشمن از زمان فتنه زن، زندگی، آزادی برای تغییر هویت بانوان ایرانی، حضور آنان با عقاید و پوششهای مختلف در حمایت از کشور، نشاندهنده شکست این تلاش هاست. جنگ فعلی نشان داد که اکثریت ملت ایران، فارغ از اختلافات فرهنگی و عقیدتی، تهدید موجودیت ایران را خط قرمز خود دانسته و در برابر دشمن متحد خواهند بود.
هویت تمدنی ملت ایران
علاوه بر سابقه تاریخی تمدنی ملت ایران، این روح اسلام در کالبد فرهنگ ایرانی بود که منجر به ایستادگی در برابر جریان استکبار شد. انقلاب اسلامی برای ایرانیان به عنوان نقطه عطفی در بازیابی هویت دینی و فرهنگی تمدن ایرانی در برابر تفکر غرب موثر واقع شد، تفکری که سالها همه ابعاد هویتی ایرانیان را مورد پرسش قرار داده بود. ولی حال ملت ایران در نقطهای ایستاده است که با این کنشگری خود در عرصه جنگ اعجاز همگان را برانگیخته است. نظام سیاسی که بر مبنای حضور مردم و مشارکت آنان در همه عرصهها شکل گرفته، حال پس از ۴ دهه از عمر خود همچنان از همان مسیر در حال تقویت مشروعیت خود می باشد.
نتیجهگیری
در این یادداشت تلاش شد که از اهمیت این حضور میدانی و فهم مبنای شکلگیری این بعثت نکاتی بیان شود. حضوری مداوم و پرشور مردم که یادآور سالهای منتهی به انقلاب ۵۷ است نه در جهت تغییر این نظام سیاسی بلکه حفاظت و حراست از آن میباشد. نکته حائز اهمیت در باب این تجمعات و حضور مداوم مردم، لزوم حمایت بی حد و حصر از این اقدام جمعی میباشد. مردمی که با توجه به شرایط سخت معیشتی و وجود برخی نارضایتیها به طور خودجوش در میدان حضور یافتهاند تا از این تمدن و خاک دفاع کنند باید مورد حمایت قرار گیرند. صداهایی که به نحوی در تلاش هستند تا حرکت مردمی را محدود کنند و یا آن را دچار تشتت و تفرقه کنند باید نادیده گرفته شوند تا این مردم مبعوث شده صحنه را به مقصد نهایی خود برسانند. بیان رهبر شهید است که فرمود: اگر در برابر جاذبههای شیطانی مقاومت کردید و استقامت ورزیدید آن وقت قله را فتح خواهید کرد، قله حاکمیت دین خدا، حاکمیّت حق، حاکمیّت عدل، به قلّهی رسیدن به مقصود و غرض از خلقت انسانی که عبارت از تکامل انسان و کمال بشری باشد خواهید رسید؛ کاری که از بعد از زمان رسول خدا تا امروز انجام نگرفته(خامنهای،15/06/1402).
در نهایت باید گفت ملت برانگیخته شده نه تنها نتیجه کارزار فعلی را مشخص خواهند کرد بلکه ویرانیهای فعلی جنگی نیز مانعی برای رشد تمدنی ایران نخواهد بود. با توجه به سابقه تاریخی ملت ایران در طول قرنها، فرهنگ پویا و فعال اسلامی به همراه ایمان به اسلام عاملی برای بازسازی کشور خواهد بود. استکبار دست از تلاش برای تضعیف این ملت برنخواهد داشت ولی تمدن ایرانی که از چالشهای متعددی گذر کردهاست از این گردنه نیز به اذن خدای متعال و اراده مردم گذرخواهد کرد.
منابع
- خامنهای، سیدعلی(1397): طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، قم: موسسه ایمان جهادی(صهبا)
- خامنهای، سیدعلی، (12/11/1404)، بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
- خامنهای، سیدعلی، (15/06/1402)، بیانات در پایان مراسم عزاداری اربعین حسینی
- هیوود، اندرو(1397): سیاست، ترجمه عبدالرحمن عالم، تهران:نشر نی
- دلاویز، محسن و مرتضوی اصل، سید خدایار و سینایی، سید عطاء الله(1399): تامل تطبیقی در مفهوم سرمایه اجتماعی در دیگاه پاتنام و فوکویاما، فصلنامه علمی جامعه شناسی سیاسی ایران، سال سوم، شماره چهارم،2306- 2288
- سردارنیا، خلیل اله (1387): ضرورت مشارکت سیاسی نسل سوم جوانان در ایران، نقد تشکلهای مشارکتی و پیشنهاد مدل کارآمد، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره ۴۱، شماره۲، صص 179- 195
- جوادیآملی، عبدالله، (11/01/1405)، پیام خطاب به شهید رهبران و رهبر شهیدان، مردم بزرگ و بزرگوار، عزیزان رزمنده نیروی هوایی، دریایی و زمینی و مسئولان و نیروهای خدماتی



