
علی شیرین صحرایی پژوهشگر حوزه سیاستگذاری در آموزش و پرورش در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
دیشب که پیام تازهمنتشر شده رهبری را مطالعه کردم، فکر میکردم یک پیام تجلیل و تبریک مرسوم و معمولی باشد. اما بند اول پیام تمام تصوراتم را بهم زد. پیامهای این روزهای رهبری سوم انقلاب اسلامی تا حدی خلا حضور ایشان را هم پر میکنند. پیام دیروز به مناسبت روز معلم و روز کارگر بود. در ابتدا با اینکه از مقام کارگر و معلم یاد میکنند ولی به درستی کارگر را یکی از خروجیهای کار معلم میدانند. نگاه بلندمدت و سرمایهگذاری بر آموزش و پرورش را هر مدیری درک نمیکند. کما اینکه سالها نگاه هزینهبودگی به آموزش و پرورش آفتهای بسیاری برای این رکن پیشرفت داشته است. اگر تصمیمگیری درستی بر نهاد آموزش حاکم باشد، میتواند چرخهای نظام اقتصادی را هم جور دیگری به حرکت درآورد. البته که رهبر شهیدمان هم سالها تاکید بر این نگاه دقیق داشتهاند.
وقتی به جمله «معلمان موثرترین حلقه در نبرد فرهنگی هستند … به منزله ستون فقرات فرهنگ هستند.» رسیدم، با خود گفتم دیگر شاهبیت این پیام را جستهام. با وجود این همه نهادهای فرهنگی متنوع و مفصل رهبری معلمان را موثرترین حلقه در نبر فرهنگی عنوان کردند. در مورد این جملات باید فکر و بررسی بسیار شود. همزمان با این نکته توجه میدهند که معلم باید جایگاه خود را درک کند و آن را چیزی فراتر از یک شغل ببیند. ضمن اینکه بلافاصله بعد از آن حمایت از این قشر را هم ضروری میدانند.
جلوتر که میروم جمله دیگری نظرم را جلب میکند. انگار شاهبیت اصلی اینجا بوده است. «باید تعامل خانوادههای دانشآموزان و دانشجویان در اداره مدارس و دانشگاهها، بیشتر از پیش فراهم شود.» جدای از این بحث که با ذکر تربیت از ابتدای تولد توسط خانواده و سپس آموزش عمومی و عالی، مقوله تربیت را یک امر بهم پیوسته میدانند، نکته ویژه دلالتهای سیاستگذاری در حوزه آموزش و پرورش است. دقت ایشان به این نکته که والدینی که وظیفه اصلی را در قبال تربیت فرزندشان دارند نباید با سپردن آنها به مدرسه غافل از فرآیند تربیتشان شوند، ستودنی است. یعنی در یک بند اولین مربیان را پدر و مادر عنوان میکنند و سپس کنشگری والدین را مدرسه و دانشگاه ضروری میدانند. حال باید نگاه را فراتر برد و به مشارکت والدین در نظام تعلیم و تربیت کشور و بلکه مردمیشدن آموزش و پرورش پرداخت. سالها است که دعوای بین دوگانه حاکمیتزدایی و تمرکزگرایی در این حوزه اجازه عرض اندام به ایدههای مردمی و مشارکتی را نداده است. اما رهبری با مطرح کردن کنشگری مهم به نام خانواده دوباره توجه فعالین تعلیم و تربیت را به مشارکت مردم سوق میدهند. به خصوص که این روزها مردم حاضر در میدان نقشآفرینی شاید آمادهتر از هر زمان دیگری برای شانهدادن زیر بار مسئولیت تربیت نسل آینده باشند. باید انرژی آزادشده نقشآفرینی را از صرف حضور شبانه در خیابان به سوی میدانهای مختلف سوق دهیم. میدان نبرد فرهنگی به گفته مقام معظم رهبری مدرسه و دانشگاه است که جمعیت پرشمار مردمی که درگیر این فضا هستند ظرفیتی بیمانند را در اختیار سیاستگذاران و اندیشمندان این حوزه قرار میدهد. باید راههای مشارکت مردم در نظام تعلیم و تربیت کشور به دست آمده و در اختیار جامعه قرار گیرد تا فضای تعامل بیشتر از پیش فراهم گردد.



