اسلایدریادداشتها

آسیب‌شناسی واکنش جامعه سینمایی نسبت به جنگ: تحلیل کنشگری هنرمندان در بزنگاه بحران ملی

با تمرکز آسیب‌شناسی  و ترس و سکوت و شکاف اجتماعی میان جامعه و اهالی سینما

علی محمدی پژوهشگر حوزه هنرهای نمایشی و سینما در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

سینما در جوامع مختلف نه فقط صرف یک صنعت فرهنگی یا رسانه هنری بلکه یک میدان اجتماعی نیز هست، میدانی مهم که در بازنمایی، نقد و همراهی با جامعه، هویت ملی و بحران‌های کشور موثر است. و جامعه سینمایی ایران در دوره‌های جنگ و بحران ملی از دفاع مقدس گرفته تا تنش‌های منطقه‌ای و تحریم‌های بین‌المللی و حالا نبرد ایران و آمریکا واکنش‌هایی چندلایه نشان داده است، بررسی سالیان اخیر این کنشگری نشان میدهد جامعه سینمایی در برابر بحران‌های کشور معمولا ترکیبی از سکوت، ترس، کنش نمادین، نقد غیرمستقیم و گاه وطن‌پرستی فرهنگی را اتخاذ کرده است. مطالعات جامعه‌شناسی هنر و سینما نشان می‌دهد که این واکنش‌ها نه صرفاً حاصل موضع‌گیری‌های فردی، بلکه نتیجه تعامل چهار سطح ساختاری هستند، نخست ساختار اجتماعی درون سینمایی دوم فشارهای روانی و اجتماعی از سوی مخاطب و سوم سطح گفتمانی و معرفتی و چهارم مناسبات هنری بین‌المللی، این یادداشت سعی دارد این پدیده و نتایج حاکمیت این فضا در حوزه کنشگری سینمایی را تحلیل و بررسی کند.

میدان فرهنگی سینمای ایران

مطالعات جامعه‌شناسی هنر در ایران غالباً از چارچوب بوردیو استفاده می‌کنند. در این نظریه  سینما یک میدان اجتماعی است و کنشگران آن (کارگردانان، بازیگران، جشنواره‌ها، دولت، مخاطبان) دارای سرمایه فرهنگی، نمادین و اقتصادی متفاوتی هستند و کنش‌های این اجتماع در میدان تحت تأثیر قدرت سیاسی و بازار فرهنگی شکل می‌گیرد. در همین راستا مقاله جامعه‌شناسی سینما از بای و همکاران در سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که شخصیت‌ها و روایت‌های سینمای ایران بازتابی از ساختار قدرت، طبقات اجتماعی و تضادهای فرهنگی هستند و می‌توان آنها را از طریق مفاهیمی مانند عادت واره و سرمایه فرهنگی تحلیل کرد.

برخی مطالعات جامعه‌شناسی سینمای ایران (مهرآیین، ۱۳۹۹) نشان میدهد که سینمای ایران در سالیان بعد از انقلاب اسلامی بخشی از گفتمان هژمونیک و عرصه بازتولید یا مقاومت در برابر قدرت سیاسی است. در این چارچوب، واکنش سینماگران به جنگ و بحران را میتوان در چهار سطح یعنی ۱. سطح ساختاری و فضای درونی سینما و خطر سانسور و مناسبات درونی سینما ۲. سطح روانی و اجتماعی و ترس، ناامنی، آینده‌هراسی در سطح مردم و جامعه و ۳. سطح گفتمانی یعنی شناخت وطن‌، دشمن خارجی و جایگاه قدرت و ۴. مناسبات هنری بین المللی بررسی کرد.

سطح ساختاری و فضای درونی سینما و خطر سانسور و مناسبات درونی سینما

مطالعات درباره سینمای پس از انقلاب نشان می‌دهد که فیلم‌سازان با چارچوب‌های رسمی و سرسختی از درون خود سینما مواجه‌اند که کنشگری آنها در خصوص جنگ، سیاست و جامعه را محدود می‌کند. در یک مطالعه در خصوص سینمای نوین ایران و «سینمای مرحله سوم ایران» آمده است، فیلم‌سازان ایرانی با مجموعه‌ای از محدودیت‌های رسمی و درون ساختاری روبه‌رو هستند که آن‌ها را مجبور می‌کند نقد اجتماعی و سیاسی را محدود شده و راهبری شده بیان کنند. (کارت، نامشخص) پیامدهای جامعه‌شناختی این وضعیت گسترش خودسانسوری، شکل‌گیری زبان غیرمستقیم و استعاری در آثار و شکاف میان گفتمان رسمی و گفتمان هنری است.

سطح روانی و اجتماعی و ترس و سکوت در فضای جامعه سینمایی از سوی جامعه و مخاطب

برخی پژوهش‌های اجتماعی درباره جامعه ایران از مفهوم ترس از آینده استفاده می‌کنند. این وضعیت ناشی از انباشت بحران‌های اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک است. طبق تحلیل‌های اجتماعی علت این ترس اجتماعی و آینده‌هراسی بی‌اعتمادی به آینده، اضطراب جمعی و احساس ناامنی سیاسی است که به شکل‌گیری منحصر به فرد نوعی سکوت اجتماعی منجر می‌شود. (رویداد، ۱۴۰۴) این وضعیت در میان هنرمندان نیز مشاهده می‌شود، هنرمندان آینده شغلی ناپایداری دارند و فعالیت فرهنگی خود را وابسته به حمایت مردمی میدانند و همواره خطر محرومیت از دنیای حرفه‌ای بدلیل حاشیه‌های سیاسی و اجتماعی برایشان وجود دارد. لذا از این منظر سکوت هنرمندان در شرایط بحران اغلب بدلیل استراتژی بقا است. البته این سکوت در فضای سینمای ایران چهار شکل دارد: ۱. سکوت کامل در قبال بحران‌های سیاسی ۲. بی‌طرفی عمومی در رسانه‌ها ۳. بیان غیرمستقیم در آثار هنری ۴. فضای اپوزوسیونی.

سطح گفتمانی: شناخت وطن، دشمن خارجی و جایگاه قدرت

سطح گفتمانی واکنش سینماگران به شرایط بحران، پیچیده‌ترین لایه تحلیل است؛ در این سطح، ساختارهای معنایی‌ای عمل می‌کنند که پیش از هر کنش عینی، جهان‌بینی کنشگران را شکل می‌دهند. مثلا مفهوم وطن در گفتمان سینمای ایران، تاریخی دگرگون‌پذیر دارد که برای بعضی به معنای مرز هویتی است، از وطنی مبتنی بر خاک و تاریخ مشترک تا وطنی برساخته از ارزش‌های انقلابی و اسلامی و این معانی از وطن کمتر به وطنی که در تقابل با دشمن خارجی تعریف می‌شود، ارتقا می‌یابد. این تعدد گفتمانی، اشخاص جامعه سینمایی را در موقعیتی بحرانی قرار می‌دهد؛ موقعیتی که در آن معنای وطن و وطن‌پرستی یا دشمن و دوست توسط رسانه های دشمن تغییر و تحریف می‌شود. لذا اغلب ضربه‌ها در حوزه کنشگری سینمایی ناشی از نبود گفتمان واحد در بزنگاه بحران است.

از جایگاه حاکمیتی سینما نیز همواره این گفتمان مبهم و چندپاره بوده است. مدیریت سینمایی کشور در دهه‌های اخیر وابسطه به دولت هویتی چند پاره در نظام فرهنگی کشور داشته؛ در دوره‌ای یک گفتمان و افراد آن مورد حمایت نهادهای رسمی و نمایش چهره برتر هنری بودند و گاهی همان افراد با همان فضای گفتمانی در سیاست دولت‌های بعد هدف کنترل و تنبیه و چهره‌ نامطلوب هنری معرفی شده‌اند. همین موقعیت ساختاری چندپاره در شرایط جنگ تشدید و ظهور کامل می‌یابد. از یک سو، نهادهای رسمی خواستار بسیج سینما برای جنگ نرم و مقابله با تهاجم فرهنگی هستند؛ و از سوی دیگر، سابقه عدم حمایت در سالیان بعد اعتماد متقابل میان سینماگران و نهادهای حاکمیتی را تخریب کرده است. نتیجه این وضعیت، بی‌اعتمادی و هرج و مرج گفتمانی در جامعه سینمایی است.

مناسبات هنری بین‌المللی: سینما در نظام جهانی قدرت نرم

سطح چهارم واکنش سینماگران، بدلیل مناسبات هنری بین‌المللی و موقعیت ایران در نظام جهانی هنر و سینما تعریف می‌شود. سینمای ایران در سالیان پس از انقلاب اسلامی، سرمایه‌ای نمادین در بازار جهانی فیلم و فضای هنری غربی اندوخته که بر پایه نقد حاکمیت و تحریف حقیقت اجتماعی استوار شده است. این جایگاه برای اهالی سینمای ایران در جشنواره‌هایی چون کن، برلین و اسکار، نه تنها اعتبار بین‌المللی، بلکه منابع مالی از طریق فروش حقوق پخش، کمک‌های بنیادهای فرهنگی، و تولیدات مشترک را می‌تواند به ارمغان بیاورد. اما رویه باطنی و زیرین این جریان کنترل فضای سینمای ایران است زیرا هر گونه کنشگری صریح در حمایت از موضع ملی ایران توسط سینماگری که می‌خواهد در عرصه جهانی حضور یابد، می‌تواند به هزینه‌دار شدن و حذف دائمی منجر شود.

جمع بندی:

شکاف میان روشنفکران سینمایی و بدنه جامعه

غلبه این فضای اجتماعی در سینما که در بالا تشریح شد، شکافی بسیار عمیق میان نخبگان فرهنگی و افکار عمومی ایجاد کرده است. این شکاف در عمیقترین قسمت خود در حوزه شناخت و معرفت اجتماعی بروز کرده و می‌کند. مثلا مفهوم دشمن در افکار عمومی برابر با استعمارگر خارجی است اما همین مفهوم در گفتمان جامعه سینمایی ساختار یا حاکمیت یا اقشاری از جامعه بیان می‌شود. یا دیگر مورد مفهوم وطن‌پرستی است که در فرهنگ عمومی با قهرمانی، دفاع نظامی و شهادت پیوند دارد اما  در میان برخی روشنفکران سینمایی وطن‌پرستی انتقاد از ساختارهای قدرت و اعتراض تفسیر می‌شود. همین تفاوت‌های معرفتی در تاثیرات بلند مدت و کوتاه مدت باعث می‌شود که بخشی عظیمی از جامعه، تحت تاثیر این تبلیغات و جایگاه هنرمند مورد علاقه‌شان تصویر ذهنی آنها را بدون شناخت بپذیرند.

 

منابع:

محمد بای، مرتضی واحدیان، بهروز محمودی بختیاری، (1395). تحلیل جامعه شناختی بوردیویی بر شخصیت پردازی در سینمای ایران، نشریه جامعه شناسی هنر و ادبیات، 8(1)، 53-78.

مهرآیین. م. واتناو. ر. (۱۳۹۹). جامعه‌شناسی فرهنگ، نظریه‌ای درباره اندیشه و ساختار اجتماعی. انتشارات مهرآیین.

کَت‌کارت، ن. (نامشخص). سینمای نوین ایران: مضامین مرکزی در چارچوبی از ارزش‌ها در مرحلهٔ سوم سینمای پس از انقلاب ایران. دانشگاه لویولا نیواورلئان، دانشکده هنرها و علوم.

 

 

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا