
ایمان زاغیان پژوهشگر حوزه خدمات سلامت روان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
بر اساس شواهد مختلف وضعیت میدان جنگ نشان میدهد که دشمن تلاش میکند با فرسوده نمودن مردم، مسئولین و نیروهای مسلح، آنان را تضعیف نماید. در این میان سخن این است که چه باید کرد تا این وضعیت پیش نیاید. مسئله مهم این است که باید تاب آوری هر سه رکن جامعه ما حفظ شود تا آسیبی به کشور نرسد.
مقاومت ایران برای قدرت
بسیاری از ملتها وقتی توسط متجاوزانی چون رژیم صهیونیستی و آمریکا مورد حمله قرار میگرفتند وضعیتشان به شکلی بود که تلاش میکردند برای حفظ سرزمینشان مقاومت کنند. اما نکته قابل توجه در مورد کشور ما این است که آنان برای تجزیه و از بین بردن تمامیت سرزمینی ایران عملیاتهای متعدد تروریستی و تجاوزکارانه انجام دادند. اما کشور ما در جایگاهی قرار گرفت که نه تنها اجازه نداد آنان به اهداف خود دست یابند که این خود مستقلا یک پیروزی بزرگ است اما به غیر از اینها به شکلی از این واقعه سر بر آورد که خود را به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی معرفی کند.
در این موقعیت بر اساس دیدگاه بسیاری از کارشناسان، ایران به عنوان قدرت چهارم جهانی خود را نشان داده است و باید این موقعیت را حفظ کند؛ زیرا حفظ چنین جایگاهی برای ایران امکانهای جدید و جذابی ایجاد می سازد که می تواند از همه مشکلات گذشته خود به سلامت و موفقیت عبور کند. در این وضعیت دشمن قطع به یقین تلاش می کند این دستاورد از دستان ایران برود. برای همین همه تلاش خود را خواهد کرد که این وضعیت را بر هم بزند.
کارهای مختلفی که دشمن انجام داد این بود که با شورشهای خیابانی ایران را ضعیف کند. پس از آن با عملیات نظامی و ترور سران نظام این کار را به سرانجام برساند. اما با حضور مردم در خیابانها، این هدف برای آنان دست نیافتنی تر شد. اما آخرین حربه ای که آنان میخواهند به کار ببرند این است که با محاصره دریایی و فرسوده کردن توان نیروهای مسلح وضعیت نه جنگ-نه صلح را ایجاد و حفظ کنند تا ایران تضعیف شود. آنها انتظار دارند نتیجه چنین اتفاقی کمرنگ شدن حضور مردم در جامعه و یا حتی شورشهای خیابانی به دلیل اعتراض به گرانی ها باشد.
اما نکته مهم و حایز اهمیت این است که خروج از این وضعیت و مقاومت در برابر آن آخرین حربه دشمن است. توجه به اینکه این آخرین کارت بازی دشمن برای شکستن ایران و ایرانی است و مقاومت در برابر آن، ایرانی بسیار قویتر به جهان معرفی خواهد کرد، به ما کمک می کند که عرصه خیابان را رها نکنیم و در برابر این فرسایش تاب بیاوریم؛ زیرا خواسته دشمن این است که با این کار ما را دچار تفرقه و عقب نشینی نماید.
از طرفی دیگر دشمن تلاش میکند با جنگ روانی، خود را موفق و ما را شکست خورده جلوه دهد. این را باید دقت کرد که این بخشی از بازی او است. در واقع به این نکته توجه کنیم هر پیامی که مقامات سیاسی و نظامی دشمن در فضای مجازی قرار می دهند جزیی از عملیات رسانه ای آنان است. بدین ترتیب باید انتقال پیام توسط لشکریان آنان در رسانه های فارسی زبان متبوع خود را همچون موشکها و بمبهای او بدانیم.
بمبها جسم ما را نابود می کنند. اما لزوما نمی توانند هویت ما را نابود و ایران را وادار به شکست کنند اما بمبهای رسانه ای ذهن ها را مقهور خود می سازند که این خود می تواند مردم و مسئولین را وادار به تسلیم کند. زیرا احساس شکست از خود شکست مهمتر است. احساس شکست ممکن است در لحظه ای رخ دهد که در زمین شکست نخورده ایم ولی تصور میکنیم شکست خورده ایم و با این تصور پیروزی دشمن را تثبیت می کنیم و حاضر می شویم هر امتیازی که او بخواهد بدهیم.
اگر بازی دشمن را بشناسیم قطعا به شکل متفاوتی رفتار خواهیم کرد. اصلا احساس پیروزی خواهیم داشت. چرا که با خود میگوییم دشمن در راهبردهای سخت و نظامی خود شکست خورده و معلوم است که نمیتواند با ابزارهای مدرن و پیشرفته خود ما را شکست دهد و اتفاقا به همین دلیل است که به عملیاتهای روانی و رسانه ای روی آورده است.
بنابراین نکته بسیار پراهمیت داشتن عزم راسخ، مصمم بودن و داشتن احساس پیروزی توسط مردم است. همین نکات، حضور در میدان و خیابان را توسط مردم تقویت و تثبیت و دشمن را خشمگین میکند. اگر این طور تصور شود که هر ایرانی احساس پیروزی داشته باشد و در میدان با نشاط حضور داشته باشد برای دشمن به منزله سنگرهای فتح نشده است که هر چه بیشتر باشد او را خسته تر و فرسوده تر میکند.
یک تجربه موفق
این نکته دقیقا در مورد حزب الله صدق میکند. حزب الله همواره یک گروهی بوده که از طرف دولت لبنان و هم از طرف اسرائیل و امریکا تحت فشار بوده است. اما به رغم از دست دادن افراد بزرگ خود مانند سید حسن نصر الله، سید هاشم صفی الدین، سید عباس موسوی و دیگر فرماندهان بزرگ نظامی خود و متحمل شدن اتفاقات مرگباری چون پیجرها هیچ گاه احساس شکست به خود راه نداده است. اتفاقاتی که میتوانست هر جامعه ای دیگر را نابود و متلاشی کند. اما نقطه قوت حزب الله این بوده است که از دست دادن عزیزان مسیر را برای او دور نمی کند. حزب الله نماد تلاش و مجاهدت و ناامید نشدن است. امید مؤلفه بسیار مهمی است که حزب الله را در این سالها بر سر پا نگه داشته است.
ثمره این اتفاقات این است که سران صهیونیست اذعان میکنند به رغم ضربات تاکتیکی بسیار مهمی که بر حزب الله وارد کرده اند اما او در هر نبرد قوی تر از قبل ظاهر میشود.
این اتفاقی است که باید در کل جامعه ایران اسلامی رقم بخورد. زیرا شعاع عملکرد یک گروه کوچک مجاهد شیعی و انقلابی نسبت به یک جامعه 90 میلیونی انقلابی برای دشمن، بسیار کشنده تر و شکننده تر خواهد بود.



