
رامین صداقت پژوهشگر حوزه زیارت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
سفر زیارتی، از دیرباز یکی از کهنترین و پایدارترین اشکال جابهجایی انسان در پهنه کره خاکی بوده است. زائران با هدف جستجوی آرامش درونی، ادای دین مذهبی و پیوند با امر قدسی راهی مقاصدی میشوند که تجلیگاه صلح و معنویت شمرده میشوند. اما تاریخ و جغرافیای سیاسی همواره با این مفهوم مهربان نبوده است. هنگامی که سایه شوم جنگ، تروریسم و ناامنی بر سر مقاصد زیارتی سنگینی میکند، تضادی عمیق میان «جستجوی آرامش» و «واقعیت خشن محیط» شکل میگیرد. مدیریت گردشگری مذهبی و مقاصد زیارتی در چنین شرایطی، دیگر تنها یک مسئله اقتصادی، رفاهی یا خدماتی نیست، بلکه مستقیماً با حفظ جان انسانها، صیانت از میراث فرهنگی-مذهبی و مدیریت بحرانهای پیچیده و چندلایه گره میخورد. این یادداشت به بررسی ابعاد، چالشها و راهبردهای عملیاتی مدیریت مقاصد زیارتی در شرایط بحرانی و ناامنی میپردازد.
چالشهای چندوجهی در تقاطع زیارت و بحران
مدیریت مقاصد زیارتی در مناطق جنگی یا درگیر ناامنیهای مسلحانه با چالشهایی روبهروست که در سایر شاخههای گردشگری کمتر دیده میشود:
نخستین و بدیهیترین چالش، مسئله «صیانت از جان زائران و تأمین امنیت انسانی» است. در شرایط جنگی، زیرساختهای حملونقل، فرودگاهها، پایانههای مسافربری، اقامتگاهها و حتی خود اماکن مقدس ممکن است هدف حملات قرار گیرند یا در مسیر آتش متقاطع طرفین درگیری باشند. حفاظت از جان جمعیت انبوهی که در یک نقطه جغرافیایی متمرکز شدهاند، به یک چالش عمیق عملیاتی و پشتیبانی تبدیل میشود.
چالش دوم، پدیدهای است که میتوان آن را «تمایز انگیزشی و رفتاری زائر» نامید. در گردشگری تفریحی یا تجاری، با مخابره شدن کوچکترین سیگنال ناامنی، تقاضا برای سفر به شدت و سرعت کاهش مییابد. اما در سفرهای زیارتی، انگیزه درونی مسافران گاه چنان قدرتمند و ریشهدار است که خطرات محیطی نیز مانع سفر آنها نمیشود. بسیاری از زائران بر اساس باورهای عمیق قلبی و اشتیاق به فداکاری در راه عقیده، حتی در اوج درگیریها نیز راهی مقاصد مذهبی میشوند. اگرچه در شرایط جنگی حجم کلی مسافران بهطور طبیعی افت میکند، اما حضور همین گروه از زائران مصمم (بهویژه در مناسبتهای خاص مذهبی)، فشار مضاعفی بر دوش مدیران بحران و نیروهای امدادی در مناطق درگیر جنگ میگذارد.
چالش سوم، اختلال شدید در زنجیره تامین و فروپاشی زیرساختهای بهداشتی است. تجمع انبوه زائران در مناطقی که آب آشامیدنی، دارو، برق و مواد غذایی به دلیل جنگ جیرهبندی شده است، میتواند در عرض چند روز به یک فاجعه انسانی و شیوع بیماریهای واگیردار منجر شود.
دوراهیهای اخلاقی و چالش «مسئولیت مراقبت»
یکی از پیچیدهترین ابعاد مدیریت مقاصد زیارتی در شرایط جنگی، مواجهه با دوراهیهای اخلاقی و مسئله قانونی-عرفی «مسئولیت مراقبت» است. در زمان صلح، وظایف نهادهای متولی و آژانسهای مسافرتی کاملاً مشخص است؛ اما با شلیک اولین گلولهها، مرزهای مسئولیتپذیری مبهم میشود.
مدیران اماکن مقدس در این شرایط با یک دوراهی بزرگ مواجهاند: آیا باید درهای اماکن زیارتی را به روی زائران پناهجو باز نگه دارند تا مایه تسلای خاطر آنها شوند (که در این صورت ممکن است این مکانها به کانون تجمع و در نتیجه هدف بمباران تبدیل شوند)، یا برای حفظ جان افراد، دستور تخلیه و بستن درهای این پناهگاههای معنوی را صادر کنند؟ از سوی دیگر، شبکههای خدمات گردشگری و آژانسها غالباً در شرایط جنگی از هم میپاشند و مسافران به حال خود رها میشوند. در اینجا، تعهد اخلاقی مدیران مقصد برای تامین سرپناه اضطراری و هماهنگی برای خروج امن مسافران، بسیار فراتر از وظایف سازمانی آنها در روزهای عادی است و نیازمند فداکاری و مدیریت شهودی است.
راهبردهای عملیاتی برای مدیریت مقاصد زیارتی در جنگ
برای مدیریت کارآمد این مقاصد در شرایط پرالتهاب، اتخاذ رویکردهای چندلایه، سریع و یکپارچه ضروری است:
1.مدیریت اطلاعات و کنترل هراس جمعی:
در زمان جنگ، شایعات، اخبار جعلی و هراس جمعی میتوانند کشندهتر از سلاحها باشند. ایجاد یک سیستم یکپارچه و معتبر اطلاعرسانی برای زائران امری حیاتی است. این سیستم باید اطلاعات دقیقی درباره مسیرهای امن، ساعات منع تردد و هشدارهای امنیتی ارائه دهد. نهادهای متولی باید با استفاده از شبکههای اجتماعی، پیامکهای موقعیتمحور و بلندگوهای شهری، زائران را از مناطق پرخطر دور نگه داشته و آرامش روانی آنها را حفظ کنند.
2.دیپلماسی بشردوستانه و ایجاد کریدورهای امن:
مدیریت مقصد در جنگ تنها یک امر داخلی نیست. متولیان مقاصد زیارتی باید از طریق نهادهای بینالمللی مانند صلیب سرخ جهانی، سازمان ملل و هلال احمر، برای ایجاد «کریدورهای بشردوستانه» تلاش کنند. توافق بر سر مناطقی به عنوان «مناطق سبز» که در آن اماکن مذهبی و مسیرهای خروج زائران از حملات نظامی مصون بمانند، نیازمند دیپلماسی فعال و بیطرفانه در اوج بحران است.
3. هماهنگی میاننهادی و اتکا به جوامع محلی:
مدیریت بحران در این مقاصد نیازمند ایجاد «ستادهای مشترک» متشکل از سازمانهای امدادی، متولیان حرمها و نمایندگان جامعه محلی است. جوامع محلی در شهرهای زیارتی، همواره نقشی کلیدی ایفا میکنند. آنها به دلیل شناخت دقیق از جغرافیای منطقه، بهترین راهنمایان برای تخلیه اضطراری، پنهان کردن زائران در پناهگاههای محلی و توزیع عادلانه جیرههای غذایی محسوب میشوند. فرهنگ مهماننوازی مذهبی در این شرایط میتواند به عنوان یک شبکه امداد مویرگی عمل کند.
4. نقش بیبدیل رهبران مذهبی:
همانطور که اشاره شد، انگیزه زائران ریشه در عقاید مذهبی دارد. بنابراین، پیامهای بازدارنده دولتی یا نظامی ممکن است برای منصرف کردن آنها از سفر اثربخش نباشد. در اینجا، فتاوا و بیانیههای رهبران و مراجع مذهبی نقشی کلیدی ایفا میکند. اگر نهادهای دینی به طور رسمی و قاطعانه اعلام کنند که حفظ جان مسلمانان یا پیروان در شرایط فعلی ارجح بر انجام مستحبات زیارتی است، حجم ورود مسافران به مناطق جنگی به شکل چشمگیری کاهش مییابد.
5. بهرهگیری از فناوری و توسعه «زیارت مجازی:
در شرایطی که دسترسی فیزیکی به مقصد کاملاً ناامن و غیرممکن است، فناوری به عنوان یک سوپاپ اطمینان عمل میکند. توسعه زیرساختهای زیارت مجازی شامل پخش زنده با کیفیت بالا، استفاده از فناوری واقعیت مجازی برای شبیهسازی حضور در اماکن مقدس، و ایجاد پلتفرمهایی برای ادای نذورات راه دور، میتواند تا حد زیادی نیازهای روحی و عاطفی زائران را پاسخ دهد و مانع از سفرهای انتحاری و پرخطر شود.
تجربه زیسته و مطالعه موردی: مدیریت رویدادهای بزرگ زیارتی در سایه تهدیدات امنیتی
برای درک عینیتر راهبردهای پیشگفته، بررسی لجستیک رویدادهای بزرگ زیارتی در خاورمیانه، بهویژه در دوران اوجگیری بحرانهای امنیتی و تروریستی در دهه گذشته، بسیار آموزنده است. به عنوان نمونه، برگزاری گردهماییهای میلیونی در کشور عراق طی سالهای حضور گروههای تروریستی (حدود ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷)، مصداق بارزی از مدیریت مقصد در شرایط ناامنی حاد جغرافیایی است. در این برهه، علیرغم تهدیدات مستقیم و مجاورت با مناطق جنگی، انگیزه معنوی زائران مانع از توقف سفرها شد و نیازمند استقرار یک سیستم مدیریت بحرانِ چندلایه بود.
در این تجربه پیچیده، مفاهیم نظری مدیریت بحران به شکل میدانی به اجرا درآمدند؛ «جوامع محلی» با برپایی موکبها و اقامتگاههای خانگی، نقش اصلی را در رفع چالشهای سنگین لجستیکی (تأمین آب، غذا و سرپناه اضطراری) ایفا کردند و بار شبکه در هم شکسته خدمات گردشگری را به دوش کشیدند. در کنار آن، فتاوای مراجع و رهبران مذهبی نقش محوری در بسیج نیروهای مردمی برای تأمین امنیت مسیرها و ایجاد «کریدورهای امن» داشت. این نمونه به روشنی اثبات میکند که در زمان ناکارآمدی زیرساختهای رسمی، چگونه ادغام ظرفیتهای بومی میزبانان، هدایت نهادهای دینی و مدیریت شبکهای میتواند از بروز فجایع انسانی در مقاصد زیارتی جلوگیری کند.
بازسازی و بازیابی پس از بحران
هیچ جنگی ابدی نیست و مقاصد زیارتی همواره نشان دادهاند که از خاکستر بحرانها برمیخیزند. یکی از وظایف مهم پس از فروکش کردن درگیریها، برنامهریزی برای دوران پساجنگ است. علاوه بر بازسازی کالبدی اماکن آسیبدیده با رعایت استانداردهای میراث فرهنگی، «بازسازی تصویر مقصد» اهمیت بسزایی دارد. زدودن سایه ترس از ذهن زائران و اثبات بازگشت امنیت به منطقه، نیازمند زمان، برگزاری رویدادهای مذهبی نمادین با حضور چهرههای شناختهشده، و دیپلماسی رسانهای هوشمندانه است.
نتیجهگیری
مدیریت مقاصد زیارتی در شرایط جنگ و ناامنی، حرکت بر لبه تیغ میان پاسداشت آزادیهای معنوی و حفظ امنیت انسانی است. مقاصد زیارتی در طول تاریخ همواره نماد امید، پناهگاه مظلومان و لنگرگاه آرامش بودهاند. با این حال، تا زمان بازگشت صلح، مدیریت هوشمندانه، ارزیابی دقیق ریسک، درک مسئولیتهای اخلاقی، ارتباطات شفاف و استفاده از ظرفیت توأمان نهادهای بینالمللی و رهبران مذهبی، تنها راهکارهایی هستند که میتوانند از وقوع فجایع انسانی جلوگیری کنند. توسعه آمادگیهای پیش از بحران و ایجاد پروتکلهای تخلیه اضطراری، سرمایهگذاری بیبدیلی است که جان انسانها و میراث معنوی بشریت را در برابر طوفان جنگ در امان نگه خواهد داشت.



