
محمدصابر اسدی پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فرهنگی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
ابوعامر، فردی از بزرگان مسیحی مدینه بود که در همکاری با مشرکان مکه و منافقان مدینه، به مبارزه با پیامبر اکرم برخاست. او در نهایت به سوی فرمانروایی از روم به نام «هرقل» رفت و از او برای مبارزه با پیامبر اسلام کمک خواست و از طرف دیگر به هواداران خود در مدینه نامه نوشت که بهزودی با لشکری از سوی هرقل به سمت مدینه خواهد آمد و لازم است که منافقان مدینه نیز کانونی را جهت فعالیتهای آتی او در مدینه آماده کنند. هواداران او نیز چون نمیتوانستند علناً خواستهی خود را تحقق بخشند، به بهانهی ساختن مسجدی برای بیماران و پیران، نیّات شوم خود را عملی ساختند.
در سال نهم هجری پیامبر اکرم درجنگ تبوک عزم ورود به درگیری با امپراتوری روم را کرد و در خلال تمهید حرکت به سمت این نبرد، جریان نفاق داخلی مثل افرادی چون عبداللهبناُبیّ بهانه تراشیهایی را برای سرباز زدن از شرکت در جنک و ماندن در مدینه آغاز کردند.
در نهایت تلاقی عملکرد عبداللهبناُبیّ به عنوان جریان نفاق در داخل مدینه و دسیسهها و فراخوانهای ابوعامر از خارج از مدینه و شکلگیری جنگ تبوک، درس تاریخی مواجهه پیامبر با مسجد ضرار را برای مسلمانان ثبت کرد و زمانی که ایشان از جنگ تبوک پیروزمندانه برگشت، پایگاه منافقان و دشمنان داخلی یعنی مسجد ضرار را آتش زد و سورهی برائت را ابلاغ نمود.
اما مسجد ضرار صرفا یک مکان عمومی نیست، بلکه نماد اشاره به پایگاه پشتیبان جریان نفاق است، قرآن مسجد ضرار را مستمسک جریانی معرفی میکند که خواهان زیان رساندن به مسلمانان و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان هستند و گرچه در ظاهر خود را خیرخواه و مصلحتجو مینامند اما قرآن تصریح میکند که آنها دروغگو هستند: «والذین التخذوا مسجداً ضِراراً و کفراً و تفریقاً بینَ المؤمنین و اِرصاداً لِمَن حارَبَ اللهَ و رسولَهُ مِن قبل و لَتَحْلفُنَّ إن ارَدْنا إلا الحسنی و الله یشهدُ إنَّهم لَکاذبون.» (توبه: 107)
حال جنگ وجودی کنونی برای انقلاب اسلامی ایران دردرگیری مستقیم با آمریکا در حالی صورت گرفته است که هنوزجولان جریان منافق داخلی و دلبستگان به حمله خارجی در ایران وجود دارد. جریانی که در طول حداقل 20 سال گذشته مدام بر تقویت حاکمیت دوگانه در ایران و تضعیف نهاد ولایت فقیه همت گماشته بود، اکنون قلمفرسایی میکند و با مظلوم نمایی و در لفافههای لفاظانه، پیامد عملکرد سیاسی و اقتصادی خود را به شیوه حکمرانی رهبرشهید نسبت میدهد و این ایده را مطرح میکند که انتخاب رهبر جدید باید نشان دهنده صلحطلبی با جهان و آغاز دوره جدید در ایران باشد! خشم انتقام جویی و هیجان شهادت طلبی این ملت را تشدید چرخه خشونت و خونریزی به نفع بدخواهان و بیگانگان تفسیر میکند و تمدن ایران چند هزار ساله را گروگان آرمانهای اسلامی و ایمانی یک اقلیت نشان میدهد. (ر.ک: بیانیه جبهه اصلاحات ایران مورخ 14 اسفند 1404)
رهبر شهید انقلاب در بیان اهداف دشمنان خارجی و اذناب داخلی آنها مراتب سه گانه ای را مشخص کردند: «براندازی»، «استحاله»، «استفاده از عناصر نفوذ پذیر» (شهید خامنهای، 15/11/1389) و در اکنونِ انقلاب اسلامی شاهد پیشبرد هر سه هدف به موازات هم توسط عناصر مختلف هستیم. به نظر میرسد قوت پاسخ نیروهای نظامی به حمله خارجی و استحکام ساخت درونی جامعه انقلابی در مقابل آشوب طلبان داخلی، در کنار تأثیر معنوی خون شهدای عظیم این ایام به خصوص خون رهبر شهید، امکان براندازی جمهوری اسلامی را روز به روز کمرنگ تر میکند. مقابله با خطر استحاله این نظام نیز ابعاد مختلفی دارد اما در حال حاضر ضامن عدم استحاله انقلاب اسلامی در گرو عملکرد انقلابی و اسلامی مجلس خبرگان رهبری است، که گرچه جوسازی ها و مانع تراشی های سیاسی وجود دارد اما به نظر نمیرسد نهاد فقاهت انقلابی از این جوسازی ها متأثر گردد. اما به نظر آن چه هنوز امید اصلی دشمن و یکی از مهمترین اهداف او باقی خواهد ماند همان هدف سوم، یعنی باقی ماندن عناصر نفوذ پذیر در ارکان جامعه است و راهکار اصلی بعد از پیروزی در این جنگ تبوک انقلاب، حتماً باید تخریب مسجد ضرارها باشد.
شاید این پایگاه ضرار امروز در یک امر عینی مثل مسجد، تجسّد نداشته باشد. اما باید تمامی نیروهای انقلابی و متخصص در هر حوزهای این پایگاه ها را شناسایی و از نظر کارکردی ساقط کنند، یعنی تمامی پایگاههای جریان نفاق داخلی که از طریق آن بر حکمرانی و اداره امور عمومی جامعه تأثیر میگذاشتند باید از چنگال آنها خارج شود. از ساختارها و حیات خلوتهای درون لایههای مختلف حکمرانی گرفته تا بنگاه های اقتصادی پشتیبان کنشگران سیاسی و بوقها و بلندگوهای رسانهایشان. باید پس از این جنگ وجودی سوره برائت برای این انقلاب ابلاغ شود.



