اسلایدریادداشتها

نقش مراجع فکری انقلابی در دوران خلاء ولی فقیه

سیدعلی موسوی جزایری پژوهشگر حوزه تربیت رسانه‌ای در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

تا زمانی که رهبر شهید انقلاب در قید حیات بودند، جامعه حزب اللهی و انقلابی که به لحاظ فرهنگی خود را هماهنگ با مبانی جمهوری اسلامی و ادامه دهنده ی آن می دانست، در هنگام تصمیم گیری ها و جهت گیری های سیاسی خود – به خصوص در مواردی که میان خواص جامعه نیز اختلاف نظر وجود داشت – به بیانات و موضع گیری های رهبر شهید مراجعه کرده و آن را سرلوحه ی عمل سیاسی و اجتماعی خود قرار می داد. نفوذ کلمه ی آیت الله خامنه ای به قدری بود که حتی مراجع فکری انقلابی نیز نظرات خود را با ایشان هماهنگ می کردند و در موارد تناقض، از موضع گیری های خود کوتاه می آمدند. حال که آیت الله خامنه ای دیگر در میان ما نیست و به خصوص در شرایط جنگی کنونی و تا زمان تعیین تکلیف شدن ولی فقیه جدید، چه کسی نقش تصمیم ساز در عرصه های اجتماعی و سیاسی برای جامعه ی انقلابی را ایفا خواهد نمود؟ امروزه چه وظیفه ی خطیری بر گردن مراجع فکری انقلابی وجود دارد و وضع مطلوب ساختار رسانه های انقلابی چگونه است؟

نقش پررنگ رهبر شهید انقلاب در یکدست ساختن کنشگری اجتماعی سیاسی جامعه انقلابی

تاریخ رهبری آیت الله خامنه ای در ایران سرشار نمونه هایی است که در آن ها، یک کلام یا موضع سیاسی و اجتماعی ایشان، جامعه انقلابی ایران را از دو دستگی و پراکندگی نظری نجات داده است. در مواردی که حتی مراجع فکری و رسانه های انقلابی دچار شک و ابهام و چنددستگی می شدند، بیانات رهبر معظم انقلاب به عنوان فصل الخطاب، موجی از وحدت را اولا در میان تریبون داران انقلابی و ثانیا در میان بدنه ی مردمی ایجاد کرده است. به عنوان نمونه می توان به سخنرانی ایشان در پی فتنه ی سال 88 ، موضع ایشان در ممنوعیت واردات واکسن های آمریکایی در دوران کرونا، تصمیم ایشان در آتش بس در جنگ 12 روزه، بیانیه ی ایشان در کمک به حزب الله لبنان، حمایت های ایشان از دولت چهاردهم و مخالفت با هجمه علیه این دولت و … اشاره کرد.

در نقطه مقابل، نمونه هایی تاریخی بوده است که در آن، رهبر انقلاب بنا بر مصلحت، به صورت شخصی توصیه یا دستوری در جهت خاص ندادند و تصمیم گیری اجتماعی و سیاسی در آن مورد را به خود مردم سپردند. در این موارد، افرادی که بزرگترین نقش را در هدایت و تصمیم سازی جامعه انقلابی بازی کردند، مراجع فکری انقلابی بودند. همواره افرادی مانند فعالان رسانه ای، مداحان، سخنرانان و روحانیون برجسته ردیف اول در شکل دهی به تصمیمات اجتماعی جامعه ی انقلابی پس از رهبر معظم انقلاب بودند. این مراجع فکری در مواضع و رخدادهای گوناگون، یا به شکل واحد و منسجم و یا به صورت متعارض و حتی متخاصم با یکدیگر موضع گیری کرده اند. به عنوان یک نمونه ی نه چندان مطلوب، می توان به اختلاف و چنددستگی مراجع فکری انقلابی در خصوص نامزد منتخب ریاست جمهوری جبهه ی انقلاب در سال 1403 اشاره کرد که در آن، بدون ورود رهبر در انتخاب مصداقی رئیس جمهور، رهبران فکری جبهه ی انقلاب به شدت دچار چنددستگی و اختلاف شدند تا جایی که حتی برخی به ادبیات تند متوسل شدند.

نقش رهبران فکری انقلابی در دوران خلاء ولی فقیه

در یک هفته ای که از شهادت رهبر فقید انقلاب گذشته و خلاء محسوس موضع گیری سیاسی در میان بدنه ی مردمی وجود داشته است، چگونه این وحدت و انسجام، نه تنها در میان مردم و جامعه ی انقلابی بلکه در میان اقشار خاکستری به وجود آمد؟ ممکن است این گونه تحلیل شود که این وحدت و انسجام ملی، نتیجه ی خون مقدس رهبر شهید است. نگارنده در عین پذیرش این تحلیل، قائل است که یکی از عوامل بسیار مهم وحدت امروزین جامعه انقلابی در درجه اول و عموم مردم ایران در درجه دوم، در دوران خلاء ولی فقیه، وحدت نظر و سلیقه ی مراجع فکری انقلابی بوده است. آن ها بودند که بلافاصله بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب، به سرعت به افکار عمومی جامعه ی انقلابی در شرایط جنگی جهت دادند. به عنوان نمونه، طرح گفتمان نابودی اسرائیل و خروج آمریکا به طور کامل از منطقه، راهپیمایی های شبانه، هماهنگی های تبلیغاتی در سطح شهر در راستای فضای جنگ و… همه ناشی از وحدت کلمه در میان مراجع فکری انقلابی بوده است. مراجع فکری انقلابی در یک تجربه ی موفق، به خوبی نشان دادند که می توانند مسیر رهبر شهید را به خوبی نه تنها در خصوص هدایت افکار عمومی جامعه انقلابی بلکه در خصوص هدایت افکار عموم مردم ایران، حتی در دوران خلاء وجودی ایشان ادامه دهند.

تهدیدها و توصیه هایی به مراجع فکری انقلابی

همچنان که روزهای جنگی را سپری می کنیم و از نعمت ولی فقیه محروم هستیم، هر لحظه ممکن است ندایی و صدایی مخالف و متعارض با وحدت افکار عمومی جامعه انقلابی شنیده شود. در این شرایط حساس، نقش مراجع فکری انقلابی بیش از پیش اهمیت پیدا می کند. مراجع تقلید، روحانیون برجسته، مداحان، سخنرانان و همه ی تریبون داران در جبهه ی انقلاب باید با آفت ها و تهدیدهایی که ممکن است وحدت صدا را در جامعه تقویت کنند، به شدت مقابله کنند. در این راستا، چند توصیه به مراجع فکری بیان می کنیم:

  1. رهبران فکری انقلابی همگی خود را وام دار سخنان و بیانات رهبر معظم انقلاب می دانند. باید همین شیوه ی تفکر حفظ شود و این گونه برای خود تصویر کنند که اگر رهبر انقلاب الان حضور داشت، با این مسئله چگونه برخورد می کرد و چگونه موضع می گرفت؟
  2. حفظ وحدت صدا در این شرایط حساس بسیار مهم است. از تریبون داران انقلابی درخواست می شود که حتی در صورت داشتن موضع مخالف، خود را با جمع بزرگتر مراجع فکری انقلابی هماهنگ کنند. ساز یک طرفه زدن در این شرایط، در نهایت منجر به تفرقه و چند صدایی میان مردم شده و وحدت را خدشه دار می کند.
  3. در موضوعات خاصی که نیاز به نظر تخصصی تر است، از اظهار نظرهای کمتر کارشناسی خودداری شود و اجازه داده شود که متخصصان در آن حوزه اظهار نظر کنند. نظرات و بیانات احساسی و سطحی، اثرگذاری نظرات تخصصی در سطح جامعه را کاهش می دهد. به عنوان مثال، اگر متخصص مسائل نظامی نیستیم، در خصوص مسائل نظامی اظهار نظر سطحی و احساسی نداشته باشیم و اجازه دهیم که نظرات متخصصان آن حوزه به عنوان ملاک عمل قرار گیرد و خود ما هم در جهت تقویت همان صدا عمل کنیم.
  4. فقط به دنبال ارتباطات عمومی و رسانه ای با توده ی مردم نباشیم. خود رهبران فکری و متخصصان هم باید با یکدیگر گفتگو داشته باشند و در صورت مواضع شاذ و نامتناسب یک مرجع فکری، نه از طریق فحاشی و تخریب رسانه ای بلکه از طریق گفتگوی مستقیم با خود او سعی در همراه کردنش با قاطبه ی صدای جبهه انقلاب داشته باشیم.
  5. به هیچ عنوان یک رهبر فکری انقلابی (نه هر رهبر فکری) متفاوت را از طریق رسانه خود تخریب نکنیم. تذکرات را به صورت شخصی منتقل کنیم. به هر حال او نیز دارای طرفدارانی است و صدایش در جامعه انعکاس دارد. تخریب یک رهبر فکری انقلابی در نهایت منجر به چندپارگی اجتماعی در جبهه ی انقلاب در این برهه ی حساس می شود.
  6. در عین اینکه لازم است میان مراجع فکری انقلابی وحدت صدا وجود داشته باشد، به نظر می رسد باید با صداهایی که از ناحیه ی مراجع فکری ضدانقلاب بلند می شود برخورد شده و با آن ها فاصله گذاری شود. نباید اجازه داده شود افرادی که می دانیم به لحاظ مبنای فکری از اصول انقلاب اسلامی فاصله دارند و موضع گیری هایشان نیز نشئت گرفته از مبانی غیردینی یا غیرانقلابی است، در جامعه صدای بلندتر را از آن خود کنند. البته در خصوص مصداق مراجع فکری ضدانقلاب باید بسیار دقت شود و هر کسی را که اندکی با ما اختلاف سلیقه دارد، نباید در جبهه دشمن قرار بدهیم. ملاک ما برای تشخیص این امر، ظاهر و تاریخچه ی عملکرد کلی افراد است.

به عنوان جمع بندی، وضعیت مطلوب مدیریت افکار عمومی جامعه ی انقلابی از طریق مراجع فکری انقلابی بدین شرح است: «صدایی واحد از همه ی مراجع فکری انقلابی شنیده می شود که این نظرات، کاملا بر اساس آراء کارشناسان و متخصصان مربوطه است و اگر کسی هم نظری مخالف دارد، به احترام حفظ وحدت کلمه، از ابراز آن خودداری می کند. این درحالی است که خود این مراجع فکری به طور پیوسته با یکدیگر گفتگو دارند و تلاش می کنند نه از طریق ارتباطات رسانه ای بلکه از طریق گفتگوهای فردی و مستقیم، اختلافات میان خود را حل و فصل کنند. در این شرایط، صداهای مخالف با قاطبه جریان انقلابی به حاشیه رانده می شود و در صورت اظهار نظرات ضدانقلابی و گمراه کننده، ید واحده ای از مراجع فکری انقلابی به صورت جدی با آن فاصله گذاری می کنند و تلاش می کنند تا مخاطب جامعه ی ایرانی یک صدا را از جبهه ی مقاومت به عنوان گفتمان اصلی انقلاب اسلامی دریافت کند.»

و من الله التوفیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا