
مصطفی رنجبر پژوهشگر حوزه تعاملات فرامنطقه در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در تحلیل منازعات نظامی، معمولاً تمرکز بر مؤلفههای سخت قدرت از جمله توان رزمی، تجهیزات نظامی و ظرفیتهای عملیاتی است. با این حال، تجربه جنگهای معاصر نشان داده است که موفقیت یا شکست بازیگران صرفاً در میدان نبرد تعیین نمیشود. آنچه در بسیاری از موارد سرنوشت یک جنگ را رقم میزند، توانایی یک کشور در حفظ انسجام سیاسی، استمرار فرآیند تصمیمگیری و مدیریت مؤثر بحران است؛ مفهومی که از آن با عنوان «تابآوری راهبردی» یاد میشود.
جنگ تحمیلی سوم را میتوان یکی از مهمترین آزمونهای تابآوری راهبردی جمهوری اسلامی ایران دانست. در این جنگ، تنها توان دفاعی کشور مورد سنجش قرار نگرفت، بلکه ظرفیت نظام حکمرانی برای تداوم عملکرد در شرایط فشار و تهدید نیز به محک گذاشته شد.
تابآوری؛ حلقه تکمیلکننده بازدارندگی
بازدارندگی در ادبیات امنیتی صرفاً به معنای برخورداری از قدرت نظامی نیست. یک بازیگر زمانی از بازدارندگی مؤثر برخوردار است که بتواند در شرایط بحران، کارکردهای حیاتی خود را حفظ کند و مانع از تحقق اهداف سیاسی دشمن شود.
در واقع، هدف بسیاری از جنگهای مدرن نه صرفاً وارد کردن خسارت فیزیکی، بلکه ایجاد اختلال در نظام تصمیمگیری، تضعیف انسجام داخلی و فرسایش اراده سیاسی طرف مقابل است. از این منظر، تابآوری راهبردی به یکی از ارکان اصلی بازدارندگی تبدیل میشود؛ زیرا توان مقاومت در برابر فشار را به بخشی از قدرت ملی تبدیل میکند.
جنگ تحمیلی سوم و آزمون حکمرانی در شرایط بحران
یکی از مهمترین ابعاد جنگ تحمیلی سوم، سنجش ظرفیت ساختار سیاسی و مدیریتی کشور در مواجهه با شرایط اضطراری بود. تداوم فرآیندهای تصمیمگیری، حفظ هماهنگی میان نهادهای مسئول و جلوگیری از اختلال در مدیریت بحران، نشان داد که تابآوری صرفاً یک مفهوم نظری نیست، بلکه یک قابلیت عملیاتی در سطح ملی است.
اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در بسیاری از منازعات، هدف اصلی فشارهای نظامی، از کار انداختن ساختار حکمرانی و ایجاد بیثباتی در سطح تصمیمگیری است. تجربه جنگ تحمیلی سوم نشان داد که جمهوری اسلامی ایران توانسته است بخش مهمی از این تهدید را مدیریت کند.
تأثیر تابآوری بر محاسبات راهبردی رقبا
تابآوری راهبردی صرفاً یک مزیت داخلی نیست، بلکه مستقیماً بر ادراک و محاسبات رقبا اثر میگذارد. هرچه یک کشور توان بیشتری در حفظ عملکرد خود تحت فشار داشته باشد، احتمال موفقیت راهبردهای مبتنی بر فرسایش و فشار علیه آن کاهش مییابد.
از این منظر، جنگ تحمیلی سوم پیام مهمی برای محیط امنیتی منطقه داشت؛ اینکه تهاجم مستقیم لزوماً به فروپاشی انسجام داخلی یا اختلال در ساختار تصمیمگیری ایران منجر نخواهد شد. همین واقعیت، هزینه هرگونه اقدام مشابه در آینده را افزایش میدهد و به تقویت بازدارندگی کشور کمک میکند.
جمعبندی
یکی از مهمترین درسهای جنگ تحمیلی سوم آن است که قدرت ملی تنها در مؤلفههای سخت خلاصه نمیشود. در کنار توان نظامی، ظرفیت حفظ انسجام، استمرار حکمرانی و مدیریت بحران نیز بخشی از قدرت راهبردی کشورهاست.
جنگ اخیر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر برخورداری از توان دفاعی، از سطح قابل توجهی از تابآوری راهبردی نیز برخوردار است. این مؤلفه را میتوان یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم و در عین حال یکی از پایههای بازدارندگی ایران در دوره پساجنگ دانست؛ ظرفیتی که احتمالاً در محاسبات امنیتی آینده منطقه بیش از گذشته مورد توجه قرار خواهد گرفت.
منابع مورد استفاده:
گل وردی,مهدی . (1396). تاب آوری ملی: مروری بر ادبیات تحقیق. مطالعات راهبردی سیاستگذاری عمومی, 7(25), 293-310.
شاه محمدی,محمد و خضری,احسان . (1401). ارائه الگوی راهبردی سنجش تابآوری ملی. فصلنامه علمی راهبرد, 31(2), 219-252. doi: 10.22034/rahbord.2022.160380



