اسلایدریادداشتها

مکث واشنگتن؛ عقب‌نشینی راهبردی یا بازتنظیم تاکتیکی؟

علی خوانساری پژوهشگر حوزه تعاملات سیاسی فرامنطقه در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

اینکه تصور کنیم واشنگتن از اهداف همیشگی خود در قبال تهران عبور کرده، خطای محاسباتی است. آمریکا همچنان همان دستور کار کلان را دنبال می‌کند، اما تحولات اخیر نشان داده که مسیر تشدید تنش، دست‌کم در مقطع فعلی، دیگر کم‌هزینه و قابل پیش‌بینی نیست. مسئله اصلی اینجاست که هزینه عملیات علیه ایران در محاسبات واشنگتن افزایش یافته و همین مسئله، کاخ سفید را به سمت مکث تاکتیکی سوق داده است.

در دور اخیر تنش‌ها، تهران نشان داد که محیط عملیاتی ایران برای جنگنده‌های آمریکایی و متحدان واشنگتن، ساده و بی‌دردسر نیست. رصد بخشی از تحرکات هوایی، فعال‌شدن لایه‌های دفاعی و دشوارتر شدن امکان غافلگیری، این پیام را به طرف مقابل منتقل کرد که هر اقدام نظامی تازه الزاماً با همان سطح از ابتکار عمل و برتری اطلاعاتی همراه نخواهد بود. برای فرماندهان آمریکایی، غافلگیری یکی از پایه‌های اصلی موفقیت در عملیات هوایی است؛ وقتی این عنصر تضعیف شود، هر حمله جدید از یک عملیات محدود به اقدامی پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر تبدیل می‌شود.

از این زاویه، مکث فعلی را نباید صرفاً نتیجه گفت‌وگوهای دیپلماتیک یا ملاحظات سیاسی دانست. این توقف، در عین حال یک وقفه عملیاتی برای بازسازی تصویر واشنگتن از میدان است. آمریکا برای هر اقدام بعدی باید دوباره ارزیابی کند که کدام اهداف همچنان ارزش عملیاتی دارند، کدام مسیرها پرریسک شده‌اند و ایران تا چه اندازه توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. به بیان روشن‌تر، واشنگتن فعلا بیش از آنکه آماده ورود به جنگی گسترده‌تر باشد، در حال بازخوانی توان تطبیق‌یافته ایران است.

این احتیاط فقط به میدان ایران محدود نمی‌شود. دولت ترامپ هم‌زمان با چند پرونده سنگین روبه‌روست؛ از فرسایش جنگ اوکراین و رقابت با چین گرفته تا تعهدات امنیتی در شرق آسیا و حفظ موازنه در غرب آسیا. در چنین وضعیتی، درگیری تمام‌عیار با ایران می‌تواند بخشی از توان نظامی، سیاسی و لجستیکی آمریکا را در زمانی مصرف کند که واشنگتن برای مدیریت جبهه‌های دیگر نیز به آن نیاز دارد. بنابراین پرسش اصلی برای آمریکا فقط این نیست که آیا توان حمله دارد یا نه؛ پرسش این است که آیا هزینه چنین حمله‌ای با اولویت‌های بزرگ‌تر واشنگتن سازگار است یا خیر.

عامل داخلی نیز در این محاسبه بی‌اهمیت نیست. جنگ گسترده در خلیج فارس می‌تواند بازار انرژی را متلاطم کند و پیامدهای آن به‌سرعت به اقتصاد آمریکا منتقل شود. افزایش قیمت سوخت، فشار بر مصرف‌کننده و نارضایتی افکار عمومی، هزینه‌هایی نیستند که دولت ترامپ در فضای سیاسی فعلی به‌آسانی بپذیرد. از همین رو، مدیریت تنش برای کاخ سفید تنها یک انتخاب دیپلماتیک نیست؛ بخشی از مدیریت هزینه‌های داخلی و انتخاباتی نیز هست.

بنابراین آنچه امروز دیده می‌شود، پایان ماجرا نیست؛ ورود بحران به مرحله‌ای پیچیده‌تر است. آمریکا عقب‌نشینی راهبردی نکرده، اما ناچار شده در سطح تاکتیکی زمان بخرد؛ زمانی برای ترمیم بانک اهداف، ارزیابی دوباره توان دفاعی ایران، کنترل پیامدهای داخلی و یافتن راهی برای کاهش هزینه‌های عملیات احتمالی بعدی. از همین رو، آرامش فعلی را نباید به معنای صلح پایدار فهمید. این مکث، بیش از هر چیز، نشانه آن است که ورود به مرحله بعدی تقابل برای واشنگتن آسان و کم‌هزینه نخواهد بود.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا