
عنوان:
از کنش اجتماعی در جنگ تحمیلی تا مشارکت اقتصادی؛تحلیل ضرورت مردمیسازی اقتصاد
یکی از محورهای مهم در ادبیات توسعه، نقش مشارکت مردمی در شکلگیری ظرفیتهای جدید برای پیشبرد اهداف ملی است. تجربههای متعدد؛ از جمله جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی اخیر نشان داده است که هنگامی که جامعه در موقعیتهای حساس فراگیر بسیج میشود، توانایی خلق دستاوردهای قابل توجه و معجزهوار را دارد. این نوع حضور و بسیج نهتنها بر پایه هیجانات کوتاهمدت، بلکه متکی بر ایمان و اعتقاد، فهم، مسئولیتپذیری و نوعی سرمایه اجتماعیِ آمیخته با اعتماد و انگیزش جمعی است. پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان این ظرفیت اجتماعی را در حوزههای اقتصادی نیز فعال کرد.
در حال حاضر، نمودهای «مردمی شدن» را میتوان در ابعاد مختلف مشاهده کرد، در عرصه سیاسی؛ مشارکت در انتخابات، حضور در راهپیماییها و فعالیتهای سیاسی، در عرصه اجتماعی؛ مفهوم مواسات، کمکهای مؤمنانه و همبستگی در مواقع بحران، در عرصه فرهنگی؛ تولید و ترویج محتوای فرهنگی، حفظ ارزشها و پاسداشت ارزشهای دینی و در عرصه نظامی؛ حضور نیروهای بسیجی در عرصههای عملیاتی را میتوان از نمونههای بارز مردمیشدن عنوان کرد.
این در حالی است که در عرصه اقتصادی، «مردمی شدن» هنوز به بلوغ و گستردگی لازم نرسیده است. یکی از دلایل اصلی این امر، عدم تعریف روشن و عملیاتی از «مردمی شدن اقتصاد» است. برای تحقق این مهم، نیازمند تعریف دقیق، تعیین شاخصهای عملیاتی و تدوین سازوکارهای اجرایی هستیم تا مردم بتوانند به طور کامل احساس تعلق و مالکیت نسبت به اقتصاد کشور داشته باشند.
زمانی که مردم، اقتصاد را بخشی از هویت و منافع خود بدانند و در آن مشارکت فعال داشته باشند، شاهد تحولاتی بنیادین خواهیم بود. این مشارکت، نه تنها از منظر «کمیت» (تعداد افراد حاضر)، بلکه از منظر «کیفیت» (سطح آگاهی، تعهد و نوآوری) نیز ارتقا خواهد یافت. در این صورت است که میتوان انتظار داشت؛ مردم با اطمینان بیشتر، سرمایههای خود را به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی هدایت کنند، با حمایت از تولیدات داخلی و افزایش تقاضا، رشد و شکوفایی در صنایع و کسبوکارهای ایرانی رخ بدهد، فضایی ایجاد شود که در آن خلاقیتها شکوفا شده و ایدههای نوآورانه به سرعت به طرحهای اقتصادی موفق تبدیل شوند و اقتصاد ملی در برابر فشارهای خارجی مقاومتر شده و اتکای آن به منابع داخلی افزایش یافته و منافع حاصل از فعالیتهای اقتصادی به شکل عادلانهتری توزیع شود.
همانگونه که طبق نظرات کارشناسان، در جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی، این حضور فعالانه و فداکارانه مردم است که با بذل جان و مال، نقشی تعیینکننده در دفع تهاجم دشمن و جلوگیری از تجزیه کشور شده و به عنوان یک عامل بازدارنده و تضمینکننده موفقیت، در برابر فشارهای خارجی عمل کرده است. برای مقابله مؤثر با چالشهای اقتصادی و نفوذ اقتصادی قدرتهای استکباری، اتکاء به ظرفیتهای داخلی و مشارکت فعال، آگاهانه و داوطلبانه آحاد جامعه در فعالیتهای اقتصادی، به عنوان یک راهبرد کلیدی مطرح ضرورتی انکارنشدنی است. این حضور فراگیر و مؤثر اقتصادی، میتواند سدی مستحکم در برابر فشارهای اقتصادی بینالمللی ایجاد کرده و مانع از هضم اقتصاد ملی در چارچوب نظامهای اقتصادی سلطهگر گردد. علاوه بر این، الگوسازی یک مدل اقتصادی بومی و مقاوم، میتواند در برابر رویکردهای سرمایهداری جهانی که به دنبال یکسانسازی و سلطه اقتصادی بر دیگر ملتهاست، به عنوان یک آلترناتیو موفق عمل نماید.
ظرفیت «مردمی شدن» در اقتصاد، گنجینهای عظیم و دستنیافته است. تجربه نشان داده است که مردم، در صورت درک صحیح از منافع و وظایف خود، قادر به خلق شگفتیهای بیبدیل هستند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که با تعریف دقیق، تدوین سازوکارهای عملیاتی و ایجاد اعتماد، این ظرفیت بالقوه را به فعلیت تبدیل کنیم. تحقق «اقتصاد مردمی» نه تنها یک شعار، بلکه یک ضرورت راهبردی برای دستیابی به رشد، توسعه و اقتدار اقتصادی پایدار است. این امر نیازمند همت همگانی، سیاستگذاریهای هوشمندانه و مشارکت فعال تمام آحاد جامعه در ساختن آیندهی اقتصادی روشن است.



