تَرَک حباب فیلتر در شرایط جنگی؛ فرصتی برای همگرایی فرهنگی
جنگ ها جدای از آسیب ها و مشکلات فراوانی که به دنبال دارند، اغلب فرصت های بی نظیری را نیز رقم می زنند. یکی از فرصت های جنگ برای جامعه ایرانی، افزایش بیشتر همبستگی و همگرایی فرهنگی است.

سید علی موسوی جزایری پژوهشگر تربیت رسانه ای در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
جنگ ها جدای از آسیب ها و مشکلات فراوانی که به دنبال دارند، اغلب فرصت های بی نظیری را نیز رقم می زنند. یکی از فرصت های جنگ برای جامعه ایرانی، افزایش بیشتر همبستگی و همگرایی فرهنگی است. این فرصت، از دریچه ی تضعیف حباب های فیلتر شناختی و رسانه ای رخ می دهد. شرایط جنگی، رفتار مصرف رسانه ای مخاطبان را به گونه ای تغییر می دهد که باعث می شود افراد، از دایره ی امن و حصار معنایی از پیش ساخته ی خود فراتر روند و پذیرای ادراکات و پیام های جدیدی شوند که تا قبل از آن، از مواجهه با آن اجتناب می کردند. از این دریچه، فرصت مغتنمی برای فعالیت رسانه ای و فرهنگی برای جبهه ی انقلابی به وجود می آید.
حباب فیلتر چیست؟
افراد مختلف در مصرف رسانه های خود به اشکال مختلف عمل می کنند و اینگونه نیست که همه ی مخاطبان رسانه ها یک نوع مصرف رسانه ای واحد داشته باشند. کنش های اصلی مصرف رسانه را می توانیم به موارد چهارگانه ی زیر تقسیم بندی نماییم:
- مواجهه با رسانه (انتخاب رسانه): مثل انتخاب میان تلویزیون یا ماهواره، انتخاب میان پیام رسان های اجتماعی مختلف داخلی و خارجی (مانند تصمیم به عضویت در تلگرام، اینستاگرام، ایتا، روبیکا و…) و در نهایت، انتخاب میان کانال ها و صفحات مختلف از یک پیام رسان اجتماعی (مثلا در صورت انتخاب اینستاگرام، تصمیم بگیرم چه صفحاتی را دنبال کنم.)
- توجه به پیام: توجه به عنوان کنش مصرف رسانه ای بدین معناست که چه پیام ها یا محرک ها یا عناصری از یک پیام برای مخاطب مهم و جذاب است و لذا آن ها را بیشتر تحلیل می کند. مانند اینکه در میان انبوه پیام های یک خبرگزاری به دنبال خبر خاصی بگردیم و یا با دیدن یک پیام خاص در فضای مجازی توقف کرده و آن را بیشتر پردازش کنیم.
- تفسیر پیام (روایت سازی) : تلاش برای معنادهی به نشانه های به کار رفته در پیام و یا تحلیل محتوای پیام ها در یک ساختار معنایی بزرگتر؛ مثل اینکه فرد پس از شنیدن خبر شهادت جمعی از شهروندان در تظاهرات خیابانی، تفسیرش این باشد که عامل شهادت آن ها اغتشاش گران هستند و یا ماموران امنیتی.
- پذیرش یا رد پیام: اینکه مخاطب تصمیم بگیرد آنچه رسانه برای او به عنوان واقعیت نشان می دهد را به عنوان واقعیت پذیرفته و باور کند یا آن را نپذیرفته و رد نماید و یا در حالت سوم، آن را بوته ی شک و تردید قرار داده و از اظهار نظر قطعی خودداری نماید.
عوامل مختلفی همچون ویژگی های فردی، شرایط اجتماعی، موقعیت فرهنگی، ساختارها و الگوریتم های رسانه و… در شکل گیری رفتار مصرف رسانه ای مخاطب از طریق تحت تاثیر قرار دادن کنش های چهارگانه ی بالا موثر هستند اما خروجی این عوامل در نهایت، یکسان و تکراری سازی کنشگری مصرفی مخاطب است. به عبارت دیگر، نحوه مصرف رسانه مخاطبان در طول زمان، متعین و منجمد می شود به گونه ای که هر چه زمان بگذرد، تمایل فرد به خلاقیت در کنگشری مصرف رسانه ای کاهش می یابد. به عنوان نمونه، بیشتر افراد، اخبار را از خبرگزاری های منتخب قبلی خود پیگیری می کنند؛ درگیر کانال ها و گروه های اجتماعی مشخص و از قبل تعیین شده می شوند؛ تفسیرهایشان از رخدادهای واحد یکسان شده و ظرفیتشان برای پذیرش تفسیرهای جدید کاهش می یابد و در نهایت، افراد تمایل دارند باورهای قبلی خود را تقویت کنند تا اینکه آن ها را تغییر دهند.
حاصل این تعیّن و جمود در کنشگری مصرف رسانه ای، شکل گیری حباب های فیلتر است. حباب فیلتر اصطلاحی است که بیان می کند افراد در مجموعه ای از رسانه ها، پیام ها، تفسیرها و باورهای از پیش ساخته شده ی خود گرفتار می شوند به گونه ای که کمترین تفاهم و وجه اشتراک را در این موارد با دیگر گروه های فرهنگی پیدا می کنند. حباب فیلتر پدیده ی مطلوبی نیست؛ زیرا در نهایت منجر به «قطبیدگی» و افزایش شکاف اجتماعی می شود. گروه های مختلف فرهنگی زمانی که در رسانه ها و شبکه های اجتماعی حضور پیدا می کنند تنها حقیقت مسلم را از آن خود می پندارند و گروه های رقیب را یکسره نفی می کنند. در نتیجه درگیری های اجتماعی افزیش پیدا کرده و همبستگی اجتماعی که لازمه بقای هر جامعه ای است به خطر می افتد. بی اعتمادی به یکدیگر، درگیری های خیابانی، جنگ های قومی – مذهبی و… همگی نشانه هایی از قطبیدگی در یک جامعه است.
حباب فیلتر در جامعه ایرانی
جامعه ایرانی نیز همچون بسیاری از جوامع مدرن، هم به دلیل تکثر رسانه ها و هم به دلیل تکثر فرهنگی دچار حباب فیلتر شده است به گونه ای که گروه های مختلف فرهنگی در ایران هر کدام گرفتار جمود رسانه ای مخصوص خود شده اند و بدین ترتیب، امکان مفاهمه و گفتگو میان این گروه های فرهنگی کاهش پیدا کرده و هر گروهی گروه دیگر را تخطئه می کند. این اوضاع و شرایط، مضمون آیه ی شریفه « كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ [1]» را به ذهن متبادر می سازد.
به نظر می رسد می توانیم در جامعه ایرانی دو گروه عمده ی فرهنگی را مشاهده کنیم که هر کدام در حباب فیلتر مخصوص به خود گرفتار شده است: گروه مذهبی – انقلابی و گروه سکولار – ضدنظام. البته این دو گروه، دو سر طیف هستند و گروه های فرهنگی زیادی را می توان در میانه ی دو سر طیف در نظر گرفت. به هر حال، می توانیم حداقل از دو جریان فکری مختلف در کشور که در حباب فیلتر مخصوص خود گرفتار هستند نام ببریم. در ادامه بر اساس مشاهدات کنشگری های مجازی و تجارب شخصی، برخی از ویژگی های کنشگری مصرف رسانه ای این دو گروه را که منجر به شکل گیری حباب فیلتر جدی برای هر کدام شده است شرح می دهیم:
گروه مذهبی – انقلابی مبانی فکری انقلاب اسلامی همچون دین اسلام، مذهب تشیع و ولایت فقیه را پذیرفته است؛ اقبال بیشتری به رسانه های داخلی (از جمله صدا و سیما) دارد؛ در عرصه ی پیام رسان های اجتماعی، نسبت به گروه رقیب، مشارکت فعال تری در رسانه های اجتماعی داخلی دارد؛ توجهش به نقاط قوت حاکمیت و نظام مانند امنیت ملی و پیشرفت های علمی است؛ و عمده ی محورهای تفسیری اش از ناکامی های کشور ناظر به کارشکنی دشمنان خارجی در درجه اول و بی کفایتی دولتی ها و ساختارهای خرد نظام در درجه دوم است. گروه سکولار – ضدنظام به دلیل بی اعتمادی اش نسبت به حاکمیت، رسانه های داخلی را قبول نداشته و آن ها را دارای جهت گیری های سیاسی می داند. لذا منشاء تغذیه ی فکری و فرهنگی اش بیشتر رسانه های خارجی (از شبکه های ماهواره ای گرفته تا پیام رسان های خارجی) می باشد؛ در رسانه ها، اخباری که به نوعی بیانگر ظلم و ناکارآمدی حاکمیت است (مانند مشکلات اقتصادی، فسادهای سیاسی و…) را به شدت رصد کرده و به آن واکنش نشان می دهد؛ و در نهایت، تفسیرش از مشکلات داخلی بیشتر ارجاع به حاکمیت و ساختار کلان نظام (مانند رهبری) است تا ارجاع به بی کفایتی دولت و ساختارهای خرد نظام. این ها بخش کوچک اما مهمی از ویژگی های کنشگری مصرف رسانه ای این دو گروه فرهنگی است.
تاثیر جنگ بر وضعیت حباب فیلتر در ایران
هنگامی که از تَرک یا شکست حباب فیلتر سخن می گوییم، مقصود ما تغییر در رفتار مصرف رسانه ای مخاطبان در چهار عرصه ی کنشگری ذکر شده است. اگر کنشگری های چهارگانه ی مصرف رسانه ایِ گروه های مختلف فرهنگی در یک جامعه به یکدیگر نزدیک و مشابه شود، می توانیم از ترک یا تضعیف حباب فیلتر سخن بگوییم. بنابراین اگر در جامعه ایرانی مشاهده کردیم که دو کلان گروه فرهنگی نام برده در مواجهه با رسانه، توجه به پیام، تفسیر پیام و در نهایت، پذیرش یا عدم پذیرش پیام های رسانه ای با یکدیگر مشابهت پیدا کردند، می توانیم نتیجه بگیریم که حباب فیلتر در جامعه ی ایرانی تضعیف شده است و در نتیجه مفاهمه میان گروه های مختلف فرهنگی افزایش و قطبیدگی کاهش یافته است.
مدعای ما در این یادداشت آن است که وضعیت جنگی (چه جنگ 12 روزه و چه جنگ رمضان 1404) منجر به تضعیف حباب فیلتر در جامعه ایرانی و نزدیک شدن رفتار مصرف رسانه ای گروه های فرهنگی و در نتیجه مفاهمه ی بیشتر میان این گروه ها شده است. در ادامه، برخی از مهمترین عوامل کمرنگ شدن حباب فیلتر در شرایط جنگی را شرح می دهیم:
- از دسترس خارج شدن پیام رسان های خارجی: به دلیل ملی شدن اینترنت در زمان جنگ، دسترسی عموم مردم (به جز قشر خاص) به پیام رسان های آنلاین خارجی مانند اینستاگرام و تلگرام با محدودیت کامل مواجه می شود و لذا به دلیل کاهش گزینه ها در انتخاب رسانه، اقبال گروه های فرهنگی مخالف به رسانه های داخلی یعنی صدا و سیما و شبکه های اجتماعی ایرانی یشتر می شود.
- همدست شدن خبرگزاری های مختلف در پوشش اخبار: در شرایط جنگی، پوشش خبرگزاری های مختلف به جای مسائل پراکنده و متفرقه، بر رخدادهای جنگ متمرکز می شود. همچنین به دلیل رقابتی که میان خبرگزاری های متخلف در جذب مخاطب – به خصوص در شرایط جنگی به دلیل افزایش مخاطب خبر – وجود دارد، هر خبرگزاری (فارغ از رویکرد سیاسی اش) تلاش می کند تا اخبار مرتبط با جنگ را به صورت حداکثری و فوری پوشش دهد. بنابراین هم به دلیل تمرکز بر رخدادهای جنگ و به حاشیه رفتن سایر اخبار و هم به دلیل رقابت میان خبرگزاری ها، معمولا در ایام جنگ، شاهد اخبار یکدست تر و مشابه تری در خبرگزاری ها هستیم.
- کثرت اخبار غیرقابل چارچوب بندی: خبرگزاری ها معمولا تلاش می کنند تا وقایع و رخدادها را بر اساس سیاست ها و منافع کلان خود تفسیر و چارچوب بندی کنند و بدین وسیله، روایت خود از حادثه را در ذهن مخاطب تثبیت نمایند. در عین حال، همواره برخی از رخدادها هستند که ظرفیت کمتری برای تفسیرهای جایگزین و چارچوب بندی متفاوت دارند. این رخدادها تحت عنوان اخبار «غیرقابل چارچوب بندی[2]» مطرح می شوند. حال اضافه می کنیم که در شرایط جنگی و به دلیل همان رقابت میان رسانه ها، این اخبار غیرقابل چارچوب بندی نیز ناخودآگاه توسط رسانه های موافق و مخالف پوشش داده می شود با این تفاوت که تفسیری که خود آن خبر به همراه خود دارد، تنها در راستای تایید یک کلان روایت خواهد بود؛ به عبارت ساده تر، در شرایط جنگی، خبرگزاری ها مجبور به پوشش خبرهایی می شوند که در نهایت، با کلان روایت آن ها در جهت منافع سیاسی و حزبی شان در اصطکاک و چالش است. به عنوان یک نمونه ی بارز، شهادت رهبر فقید انقلاب توسط رژیم آمریکایی – صهیونیستی، عملا آن دسته از روایت هایی که بیان می کرد ایشان در پناهگاه بوده و یا در حال خروج از کشور است را باطل کرد. همچنین آن دسته از روایت هایی که آمریکا را به عنوان دوست ملت ایران مطرح می کرد، با وجود اخبار قاطع در خصوص دخالت های مستقیم نظامی آمریکا در جنگ رمضان و حملاتش به مراکز غیرنظامی، عملا تضعیف می شوند. این دسته از اخبار، عملا فراتر از روایت های حزبی و سیاسی رسانه ها عمل کرده و نوعی همگرایی را در پذیرش واقعیت ایجاد می کند.
- کثرت رخدادهای مستقیم خبری: گاهی اوقات جدای از خبرهایی که در رسانه ها منتشر می شود، افراد بی واسطه از رخدادهای پیرامونی خود مطلع می شوند. در وضعیت جنگی، این رخدادهای مستقیم خبری افزایش می یابد. رخدادهایی مانند انفجارها، راهپیمایی ها، افزایش قیمت ها و… وقایعی هستند که معمولا افراد بدون رسانه ها نیز از آن ها آگاه می گردند. در بسیاری از اوقات، خود همین رخدادهای میدانی، گویای بسیاری از واقعیت ها بوده و شناخت مردم را شکل می دهند. به عنوان مثال، کسی که با چشم خود تخریب منازل مسکونی و آواره شدن شهروندان معمولی را دیده است، نمی تواند روایت رسانه ها مبنی بر هدف قرار ندادن نقاط غیرنظامی از سوی رژیم آمریکایی – صهیونیستی را بپذیرد. یا تجمعات شبانه به طرفداری از نظام انقلاب اسلامی مانع از پذیرش عمومی این شایعه ی رسانه ای می گردد که حاکمیت طرفدار ندارد. در این شرایط، رخدادهای واقعی، بر روایت های رسانه ای غلبه پیدا می کند.
نتیجه ی عوامل بالا، مشابه شدن کنشگری مصرف رسانه ای در میان گروه های فرهنگی در شرایط جنگی است. البته در این شرایط، همچنان اخبار نادرست و یا تفاسیر نادرست از سوی رسانه ها منتشر می شود و همچنان هم مخاطب خود را دارد، اما به هر حال، دایره ی اخبار و تفسیرهای دلبخواهی که در نهایت منجر به تایید نظام فکری سابق فرد شود، کاهش پیدا کرده است. بر اساس شواهد می توانیم بگوییم که این همگرایی و همفکری، بیشتر در جهت تایید گروه مذهبی – انقلابی است.
تجویزهایی در خصوص راهبردهای رسانه ای جبهه انقلاب در شرایط جنگی و ترک حباب فیلتر
در این شرایط که جبهه های فرهنگی مختلف به دلیل تضعیف حباب فیلتر به هم نزدیک شده اند، مهمترین راهبرد رسانه ای، ارتباط میان فرهنگی است. ارتباط میان فرهنگی ارتباطی است که در آن اعضای یک گروه فرهنگی تلاش می کنند تا زمینه ی مفاهمه و گفتگو با گروه فرهنگی رقیب یا متفاوت را فراهم آورند. در این نوع ارتباط، افرادی که متعلق به یک گروه فرهنگی مشخص هستند در انتخاب محتوا و نشانه ها جهت شکل دادن به پیام خود، اقتضائات و شرایط گروه فرهنگی رقیب یا متفاوت را در نظر می گیرند و بدین ترتیب، انتظار همسویی و هماهنگی بیشتری از گروه فرهنگی رقیب دارند. در ادامه خطاب به گروه مذهبی – انقلابی، برخی راهبردهای رسانه ای را جهت تضعیف بیشتر حباب فیلتر در جامعه ایرانی و افزایش همگرایی میان گروه های مختلف فرهنگی بیان می کنیم:
- افزایش کمی و کیفی واقعیت های میدانی و رخدادهای مستقیم خبری: هرچه قدر هم که افراد در پیله ی رسانه های حزبی و گروهی خود اسیر باشند، باز نمی توانند در زندگی روزمره خود مشارکت نکرده و از خیابان ها عبور نکنند. اگر ما نمی توانیم رفتار رسانه های معاند در نحوه پوشش اخبار و روایت سازی را تغییر دهیم، می توانیم با حضور در میدان و ایجاد واقعیت های مستقیم خبری، آنچه را که افراد نمی توانند در رسانه های خود مشاهده کنند، در میدان واقعیت به آن ها نشان دهیم. بر این اساس، تجمعات و کنشگری های میدانی مردمی یک بستر عظیم برای ارتباط میان فرهنگی و رساندن پیام خود به گوش گروه فرهنگی رقیب است. لذا هم باید در راستای افزایش کمّیِ تعداد افراد و تجمعات میدانی و هم در مسیر افزایش تنوع پیام هایی که این تجمعات منتقل می کنند، در چارچوب ارتباط میان فرهنگی حرکت نمود.
- پرهیز از درگیری و نزاع با گروه فرهنگی رقیب: کوچکترین درگیری ها (حتی مشاجره های لفظی) چه در فضای رسانه ای و چه در ارتباطات حضوری و میدانی، ظرفیت همگرایی فرهنگی را کاهش می دهد. در عین حال، نباید از تبیین مودبانه و دلسوزانه دریغ نمود.
- تمرکز بر مفاهیم مشترک و مورد احترام برای هر دو گروه فرهنگی در تولیدات رسانه ای – میدانی: باورهای مشترک، دریچه ای به قلب و ذهن مخاطب مخالف است. وطن، استقلال، یکپارچگی سرزمین، تاریخ مشترک، مشاهیر مشترک، برخی اصول اخلاقی و… از جمله مفاهیم مشترک با گروه فرهنگی رقیب است که باید از آن ها برای ارتباط میان فرهنگی بهره گرفت. در همین راستا، توصیه می شود که گروه مذهبی – انقلابی ، هم در تولیدات رسانه ای و هم در فعالیت های میدانی خود، کم کم از ادبیات منحصر به فرد خود به سمت ادبیات عام تر و بیشتر مورد اشتراک حرکت کند.
- خبرنگاری حرفه ای جنگ جهت پوشش مستند و کاملِ جزئیات دستاوردهای نظامی: متاسفانه یکی از آسیب هایی که رسانه های خودی دچار آن هستند، پوشش ناکافی جزئیات دستاوردهای نظامی است. چه رسانه ی ملی و چه خبرگزاری های آنلاین، صرفا تکرارکننده ی ادعاهای نظامیِ فرماندهان هستند. ما این دستاوردها را انکار نمی کنیم اما تا زمانی که جزئیات این رخدادها (مخصوصا پیوست گزارش تصویری) وجود نداشته باشد، زمینه را برای انکار و تفسیر جایگزین از سوی رسانه ها و مخاطبان گروه فرهنگی رقیب افزایش می دهد. خبرگزاری های مستقل و دولتی باید تلاش کنند تا به صورت حداکثری، جزئیات رخدادها را ثبت نمایند و بدین وسیله، روایت های رقیب و جایگزین را تضعیف نمایند.
- پرهیز از خبرسازی: طبیعی است که هر گروه فرهنگی به دنبال تقویت و استحکام هرچه بیشتر باورهای فرهنگی خود جهت تقویت هویت فرهنگی خویش است. این گرایش در نهایت خود را به شکل تقاضای خبری نشان می دهد. به عنوان مثال، گروه مذهبی – انقلابی به شدت خواهان شنیدن اخبار پیروزهای نیروهای نظامی ایرانی است. نکته ای که باید به آن دقت کرد آن است که این تمایلات فرهنگی نباید در نهایت منجر به خبرسازی شود. خبرهای کاذب، دیر یا زود لو می روند و آنچه باقی می ماند، اعتبار از دسته ی رفته ی رسانه ای و تقویت حباب فیلترِ گروه فرهنگی رقیب است. به همین جهت، رسانه ها باید خیلی دقت داشته باشند تا در دام اخبار ضعیف نیفتند.
[1] . هر فرقه ای به آنچه نزدشان است دلخوش اند. (سوره مبارکه مومنون، آیه 53)
[2] . Unframeable



