
رامین مالک پژوهشگر حوزه عدالت کیفری در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
تحلیل رویدادهای بینالمللی همچون حملات نظامی نیازمند رویکردهای چندوجهی و مبتنی بر چارچوبهای نظری است تا ابعاد مختلف پدیدهها آشکار شده و درک جامعی حاصل گردد. این یادداشت، با تمرکز بر حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، به بررسی این رویداد از منظر جرمشناسی میپردازد. از دیدگاه جرمشناسی، جنگ یک جرم است، زیرا منجر به تلفات انسانی، ویرانی و آسیبهای گسترده میشود. جرمشناسی، بهعنوان یک حوزه مطالعاتی، فراتر از تحلیل رفتارهای فردی مجرمانه، به بررسی علل ساختاری، اجتماعی و سیاسی جرم میپردازد. در این راستا، رویکردهای جرمشناسی انتقادی(جرمشناسی تضاد، جرم سازمانیافته دولتی)، جرم سیاسی(سوء استفاده از مقام(فساد دولتی)، جرم سیاسی دولتی) و تروریسم دولتی به عنوان ابزارهایی برای تحلیل برگزیده شدهاند. هدف، تبیین چگونگی تأثیرگذاری قدرت، منافع و ساختارهای سیاسی بر وقوع و پیامدهای احتمالی این رویداد است. این تحلیل، با در نظر گرفتن پیچیدگیهای روابط بینالملل و با اتکا به چارچوبهای نظری جرمشناسی، تلاش دارد تا درکی عمیقتر از علل، پیامدها و ابعاد اخلاقی و قانونی این حمله نظامی ارائه دهد.
-
جرمشناسی انتقادی
از دیدگاه جرمشناسان انتقادی، جرم مفهومی سیاسی است که برای حمایت از قدرت و جایگاه طبقات بالا به زیان طبقات پایین طراحی شده است. جنایتکاران نه افرادی نابهنجار، بلکه محصول جامعه و نظام اقتصادی آن هستند. جرمشناسی فراملی (Supranational Criminology) شاخهای است که بر جرایم بینالمللی مانند جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و نسلکشی تمرکز میکند و معتقد است این جرایم باید توجه بیشتری را به خود جلب کنند ولی در عمل این قدرتمندان هستند که تعریف جرم و نحوه اجرای قانون را کنترل میکنند. در نتیجه، تنها جرایم در دسترس برای فقرا، جرایم خیابانی با مجازاتهای سنگین است، در حالی که جرایم یقهسفیدان ثروتمند بهندرت و با مجازاتهای سبک مواجه میشود. از سوی دیگر، با گسترش رویکرد جهانیشدن (Globalization)، فرآیند ایجاد بازارهای فراملی و نظامهای سیاسی و حقوقی، بهعنوان شکل جدیدی از سلطه و ستم اقتصادی دیده میشود. شرکتهای چندملیتی با بهرهبرداری از منابع طبیعی، فرار از مقررات و سوءاستفاده از کارگران نیازمند در کشورهای در حال توسعه، سود خود را به حداکثر میرسانند. جرمشناسی انتقادی از منظر دو رویکرد جرمشناسی تضاد و جرایم سازمانیافته دولتی میتواند به تحلیل جنگ رمضان بپردازد.
بنابراین، جرمشناسی انتقادی بر نقش قدرت و نابرابری در تعریف جرم و اجرای قانون تاکید دارد؛ از همین رو، حمله نظامی میتواند ناشی از تلاش برای حفظ سلطه منطقهای آمریکا و اسرائیل و سرکوب تهدیدی که از نظر آنها برای منافعشان محسوب میشود، باشد. این رویکرد، حمله را به عنوان نتیجه ساختارهای قدرت جهانی و منافع اقتصادی-سیاسی درگیر میبیند. در واقع، حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را میتوان به عنوان یک نمایش آشکار از قدرت و سلطه تفسیر کرد. این حمله، تلاشی برای تحمیل اراده قدرتهای بزرگ به یک کشور دیگر و کنترل منابع و منافع آن است.
-
جرمشناسی تضاد (Conflict Criminology):
جرمشناسی تضاد معتقد است که قانون و تعریف جرم، بازتابی از تضاد منافع گروههای مختلف در جامعه است. حمله نظامی میتواند ناشی از تضاد منافع بین ایران و کشورهای غربی باشد. طبق این رویکرد، قانون و سازمانهای بینالمللی به عنوانی ابزاری در دست سلطهگران به منظور کنترل کشورهای دیگر است تا به منافع خود دست پیدا کنند.
حمله نظامی به ایران میتواند به عنوان تلاشی برای کنترل منابع نفتی و ژئوپلیتیکی منطقه خاورمیانه تفسیر شود. این رقابت برای منابع، میتواند به تشدید تضادها و درگیریهای منطقهای منجر شود. مردم ایران به عنوان طبقه سرکوب شده در نظر گرفته میشوند که مورد تجاوز و استثمار قدرتهای بزرگ قرار میگیرند و حمله نظامی، تلاشی برای تحمیل اراده طبقه حاکم به طبقه سرکوب شده است.
-
جرم سازمانیافته دولتی (State-Organized Crime):
این مفهوم به اعمالی اطلاق میشود که طبق قانون جرم محسوب شده و توسط مقامات دولتی، در راستای انجام وظایفشان بهعنوان نمایندگان دولت ارتکاب مییابند. این جرایم ناشی از تلاش برای حفظ قدرت دولتی یا حمایت از مزایای نژادی، طبقاتی و جنسیتی حامیان دولت است. حمله نظامی میتواند به عنوان یک شکل از جرم سازمانیافته دولتی تلقی شود، به ویژه اگر با هدف دستیابی به منافع اقتصادی یا سیاسی انجام شده باشد. این مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که دولتها، برای توجیه فعالیتهای مجرمانه خود، از توجیهات قانونی استفاده میکنند.
-
جرم سیاسی(Political Crime)
درک رویکرد جرم سیاسی به ما کمک میکند تا بدانیم چگونه انگیزهها و باورهای سیاسی میتواند منجر به بروز جرایم مختلف شود. جرم سیاسی، به «اقدامات غیرقانونی که برای تضعیف یک دولت موجود و تهدید بقای آن طراحی شدهاند» اطلاق میشود. این جرایم میتوانند شامل اقدامات خشونتآمیز و غیرخشونتآمیز، از مخالفت و خیانت گرفته تا تروریسم و قتل، باشند.برخلاف جرایم دیگر، در جرم سیاسی اغلب تشخیص اینکه چه کسی مجرم و چه کسی قربانی است، دشوار است. ماهیت این جرایم بسیار ذهنی است و برچسب «جنایتکار» یا «قربانی» به دیدگاه ناظر بستگی دارد. از همین رو، چگونگی روایت جنگ و فعالیتهای رسانهای در ایجاد این رویکرد و برچسب به شدت میتواند موثر باشد.
جنایتکاران سیاسی انگیزههای پیچیدهای دارند که اغلب در مرز بین نیازهای شخصی خودخواهانه و آرمانهای فداکارانه قرار میگیرد. برخلاف جنایات بینفردی مانند قتل یا تجاوز که معمولاً با اهداف خودمحورانه انجام میشوند، جنایتکاران سیاسی ممکن است با انگیزه اصول، ایمان یا اعتقاد عمل کنند. آنها اغلب خود را ضداجتماعی نمیدانند، بلکه خود را وطنپرست و نوعدوست میپندارند که حاضرند برای آنچه خیر بزرگتر میدانند، خود را فدا کنند. حتی کسانی که از اقدامات خود سود شخصی میبرند (مانند ترامپ و شرکتهای زیرمجموعه وی)، اغلب اعمال خود را با یک هدف والاتر توجیه میکنند، مانند تضعیف یک دولت با برچسب فاسد یا تروریست.
اهداف اصلی که مجرمین سیاسی دنبال میکنند، میتواند ارعاب[1](ترساندن یا تهدید مخالفانی که دیدگاههای سیاسی متفاوتی دارند)، انقلاب[2](تلاش برای سرنگونی دولت مستقر و جایگزینی آن با حکومتی که دیدگاههای قابل قبولتری برای آنها دارد)، سود[3]( کسب منفعت شخصی) و شبه اعتقاد[4](پنهان کردن انگیزههای جنایی متعارف پشت نقابی از اعتقاد و نوعدوستی. این افراد ممکن است یک جنبش انقلابی را نه برای اصلاح جامعه، بلکه به دلیل تمایل پنهان به خشونت، تشکیل دهند) باشد. با بررسی مصاحبهها و اخبار مربوط به جنگ اخیر و بخصوص اظهارات سردمداران آمریکا و رژیم صهیونی و دولتهای منطقه، این انگیزهها به صراحت در این اظهارنظرها مشاهده میگردد.
جرم سیاسی انواع مختلفی دارد ولی در بررسی جنگ رمضان، دو نوع آن بیشتر مدنظر است: سوءاستفاده از مقام(فساد دولتی) و جرم سیاسی دولتی است.
-
سوءاستفاده از مقام/فساد دولتی (Abuse of Office/Public Corruption)
این جرم شامل نقض اعتماد عمومی توسط مقامات دولتی و شرکای آنها در بخش خصوصی است. زمانی که مقامات منتخب، منصوب یا استخدامشده در ازای دریافت هر چیز باارزشی، در انجام وظایف رسمی خود دست به اقدام یا کوتاهی بزنند، مرتکب جرم شدهاند. قربانیان اصلی این نوع فساد، عموم مردم هستند که هزینههای آن را از طریق افزایش قیمتها و گاهی مالیاتهای بالاتر پرداخت میکنند.
در جنگ رمضان، به اذعان سناتورهای آمریکایی، این حمله به منظور تأمین نظر رژیم صهیونی، شرکتهای خصوصی فعال در عرصه تسلیحات و نیز سوداگری رئیس جمهور آمریکا و خانواده وی صورت گرفته است. در این صورت، میتوان گفت که شخص رئیس جمهور از مقام خود به ضرر عموم مردم آمریکا استفاده کرده است به گونهای باعث تحمیل هزینه چند ده میلیاردی به مالیاتدهندگان آمریکایی شده و فسادی دولتی محسوب میشود.
-
جرم سیاسی دولتی
جرم سیاسی تنها به اقدامات افراد علیه دولت محدود نمیشود. دولتها نیز میتوانند از قدرت خود برای ارتکاب جرایم علیه مردم خود استفاده کنند. این پدیده، که جرمشناسان انتقادی بر آن تأکید دارند، زمانی رخ میدهد که دولت برای حفظ قدرت یا منافع طبقات حاکم، دست به اقدامات غیرقانونی میزند. جرم سیاسی دولتی به جرایمی اطلاق میشود که از تلاشهای دولت برای حفظ قدرت یا حمایت از مزایای نژادی، طبقاتی و جنسیتی حامیان خود ناشی میشود.
در حمله آمریکا و رژیم صهیونی به کشور، میتوان دید که چگونه این کشورها به منظور دستیابی به اهداف خود مرتکب جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی میشوند، بدون اینکه حتی توسط سازمانهای بینالمللی و کشورهای دیگر، مورد بازخواست جدی قرار بگیرند.
-
تروریسم دولتی(State-Sponsored Terrorism)
هرچند ارائه یک تعریف دقیق و جامع از تروریسم (که ریشه آن از کلمه لاتین terrere به معنای ترساندن گرفته شده) دشوار است، با این حال، اکثر کارشناسان بر این تعریف توافق دارند: «استفاده غیرقانونی از زور علیه مردم بیگناه برای دستیابی به یک هدف سیاسی».
یکی از اشکال تروریسم، تروریسم دولتی است. این نوع تروریسم زمانی رخ میدهد که یک رژیم سرکوبگر، مخالفان خود را به اطاعت وادار میکند، اقلیتها را سرکوب میکند و مخالفان سیاسی را خفه میکند. تروریسم دولتی به استفاده از خشونت و ارعاب توسط دولتها برای دستیابی به اهداف سیاسی داخلی یا خارجی اشاره دارد. حمله نظامی، به ویژه اگر با هدف ایجاد ترس و وحشت در میان مردم ایران انجام شود، میتواند به عنوان یک شکل از تروریسم دولتی تلقی شود. تروریسم دولتی اغلب با نقض فاحش حقوق بشر همراه بوده و دولتها ممکن است سعی کنند مسئولیت اعمال خشونتآمیز خود را انکار کنند یا به گروههای دیگر نسبت دهند.
استفاده از جنگ علیه ایران از نمونههای آن است زیرا ایران را مخالف گسترش هژمون آمریکایی و شکننده سیادت آن میدانند. دولت آمریکا البته سابقه درخشانی در این زمینه دارد که رسوایی زندان ابوغریب در عراق، جایی که پرسنل نظامی آمریکا زندانیان عراقی را مورد آزار و شکنجه قرار دادند، بحث مسئولیتپذیری دولت در قبال چنین اقداماتی را مطرح کرد. در حالی که دولت آمریکا عاملان را محاکمه کرد، برخی منتقدان معتقدند این اقدامات نتیجه تصمیمات مقامات عالیرتبه برای تشدید بازجوییها بوده و مصداق یک جنایت با حمایت دولتی است.
[1] Intimidation
[2] Revolution
[3] Profit
[4] Pseudo-conviction



