اسلایدریادداشتها

جنگ رمضان به مثابه پنجره فرصت تحول آموزشی در ایران (2)

امیرمحمد اصفهانی پژوهشگر حوزه مدرسه الگو در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

تحولات بزرگ سیاسی و امنیتی، صرفاً معادلات قدرت میان دولت‌ها را دگرگون نمی‌کنند؛ بلکه گاه موجب بازاندیشی جوامع در باورها، الگوها و مسیرهای توسعه‌ای مسلط نیز می‌شوند. در ادبیات سیاست‌گذاری عمومی، این شرایط می‌تواند به ایجاد «پنجره فرصت» برای طرح ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید منجر شود؛ وضعیتی که در آن برخی مفروضات رسوب‌کرده پیشین با تردید مواجه شده و امکان بیشتری برای طرح دیدگاه‌های جایگزین جدید فراهم می‌آید.

جنگ رمضان میان ایران و ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی را نیز می‌توان از این منظر تحلیل کرد. فارغ از ابعاد نظامی و سیاسی این رخداد، یکی از پیامدهای مهم آن، شکل‌گیری پرسش‌ها و تردیدهای جدید درباره برخی روایت‌های مسلط از توسعه، پیشرفت و نظم جهانی است. هنگامی که کشوری که دهه‌ها تحت فشارهای گسترده اقتصادی، سیاسی و فناورانه قرار داشته، توانایی حفظ انسجام و ظرفیت‌های راهبردی خود را در برابر نمادهای توسعه جهانی نشان می‌دهد، طبیعی است که بخشی از افکار عمومی و نخبگان در اعتبار برخی الگوهای رایج توسعه بازاندیشی کنند.

البته این بازاندیشی به معنای نفی مطلق دستاوردهای تمدن جدید یا رد همه تجربیات جهانی نیست؛ بلکه فرصتی برای ارزیابی مجدد میزان تناسب الگوهای وارداتی با نیازها، ارزش‌ها و اقتضائات بومی کشور است. در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که می‌تواند موضوع این بازنگری قرار گیرد، نظام آموزش‌وپرورش است.

نظام آموزشی هر جامعه صرفاً نهادی برای انتقال دانش نیست، بلکه مهم‌ترین سازوکار بازتولید ارزش‌ها، هویت‌ها، الگوهای پیشرفت و تصورات آن جامعه از انسان مطلوب است. از این رو، هرگونه تحول تمدنی یا بازنگری در مسیر توسعه، ناگزیر باید با بازاندیشی در الگوهای آموزشی شروع و به آن منتهی شود.

نظام آموزش جدید ایران، اگرچه ریشه‌های آن به اواخر دوره قاجار و آغاز فرآیند نوسازی کشور بازمی‌گردد، اما در دهه‌های بعد و به‌ویژه در دوران پهلوی دوم در جریان اصل 4 ترومن، تحت تأثیر الگوهای توسعه غربی و با مشارکت گسترده نهادها و مستشاران خارجی گسترش یافت. بسیاری از ساختارها، رویه‌ها و مفروضات بنیادین آن نیز تاکنون استمرار یافته‌اند. از همین رو، بحث درباره میزان بومی‌بودن یا نبودن این الگو، همواره یکی از موضوعات محوری در اندیشه تربیتی جمهوری اسلامی ایران بوده است.

رهبر انقلاب اسلامی نیز در مقاطع مختلف بر این نکته تأکید کرده‌اند که نظام آموزش‌وپرورش کنونی عمدتاً بر پایه الگوهایی شکل گرفته که برآمده از مبانی فکری و فرهنگی بومی ما نیست. در عین حال، ایشان صرفاً منتقد اقتباس از الگوهای خارجی نیستند، بلکه بر ضرورت نوآوری، اجتهاد و تحول مستمر در نظام تعلیم و تربیت نیز تأکید دارند.

از این منظر، جنگ اخیر را می‌توان نه صرفاً یک رخداد نظامی، بلکه فرصتی برای طرح دوباره این پرسش دانست که آیا برخی مفروضات حاکم بر نظام آموزشی کشور که باقی مانده از الگوی آموزشی وارداتی غربی در دوران قبل از انقلاب اسلامی است، همچنان پاسخگوی نیازهای جامعه ایرانی هستند یا خیر؟ آیا زمان آن نرسیده است که با نگاهی انتقادی و در عین حال واقع‌بینانه، مبانی انسان‌شناختی، غایت‌شناختی، معرفت‌شناختی و هویت‌شناختی آموزش‌وپرورش مورد بازنگری قرار گیرد؟

تلاش می‌کنیم در چند یادداشت محورهای اصلی این تحول را مورد بررسی قرار دهیم.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا