اسلایدریادداشتها

جنگ علیه ایران، جنگ بر سر نظم آینده خاورمیانه (2)

محمدجواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

در یادداشت قبلی ایده نظری «جنگ توسعه‌ای» به منظور تحلیل جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) توضیح داده شد و گفته شد در چارچوب چنین منطق تحلیلی هدف راهبردی از تجاوز نظامی و جنگ علیه ایران، «تعیین نظم توسعه منطقه‌ای» و بازتعریف جایگاه آن در معماری قدرت و اقتصاد آینده غرب آسیاست. در یادداشت نخست، شواهد واقعی از ضربه به «توان توسعه مادی ایران» در سه لایه زیرساخت‌های نظامی، نظام اقتصادی-سیاسی و سرمایه انسانی مورد بررسی قرار گرفت و استدلال شد که تخریب به زیرساخت‌های عمرانی و اقتصادی ایران دقیقاً اصل اساسی سازمان‌دهنده به استراتژی نظامی دشمن بوده است.د

در این چارچوب، دو مکانیسمی که در یادداشت نخست فقط به آن‌ها اشاره شد، اکنون باید به‌طور مستقل و دقیق‌تر صورت‌بندی شوند: نخست، بازآفرینی معماری امنیتی منطقه؛ و دوم، تأثیرگذاری بر انرژی جهانی و الگوهای سرمایه‌گذاری فراملی. این دو مکانیسم، در کنار نابودی مستقیم توان توسعه مادی نشان می‌دهند که جنگ علیه ایران اساساً یک تلاش چندسطحی برای تعیین مسیر آینده‌ی خاورمیانه است؛ تلاش برای اثرگذاری بر آرایش امنیتی منطقه و همچنین بر جریان انرژی، مسیر سرمایه و منطق کریدورهای فراملی.

از این منظر، جنگ علیه ایران در واقع جنگ بر سر «چگونگی نظم‌یافتگی آینده» است؛ جنگی که در آن، فقط سرنوشت دولت و ملت ایران را مشخص نمی‌کند، بلکه قواعد بازی در تمام حوزه ژئوپلیتیکی جنوب غرب آسیا تعیین تکلیف خواهد شد. بنابراین، برای فهم دقیق‌تر این منازعه، باید نشان داد که چگونه طراحان این جنگ می‌کوشند از دل بحران، یک معماری امنیتی تازه و یک مسیر اقتصادی-ژئوپلیتیکی مطلوب خود بسازند؛ معماری‌ای که همزمان از قدرت‌گیری ایران جلوگیری کند و جهت‌گیری توسعه‌ای منطقه را در مدار مورد نظر آنان تثبیت نماید.

چنان که گفته شد، جنگ رمضان را از این جهت جنگ توسعه‌ای نام نهادیم که اهداف و پیامدهای بلندمدت آن، فلج کردن یا به عقب راندن موتورهای اصلی توسعه و پیشرفت ایران است و اقدامات نظامی صرفاً یکی از لایه‌های رویین جنگ می‌باشد. در ادامه و به منظور تثبیت هرچه بهتر مفهوم جنگ توسعه‌ای، شواهد عینی مربوطه به بازآفرینی معماری امنیتی منطقه و الگوهای سرمایه‌گذرای فراملی مؤثر بر اقتصاد و انرژی جهانی به تفصیل بررسی خواهد شد. باید دقت داشت که هر دو مکانیسم در راستای نابودی سیستماتیک توانایی‌های توسعه‌ای ایران توسط امریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ دنبال می‌شود.

بازآفرینی معماری امنیتی خلیج فارس

در فهم رایج از جنگ، معماری امنیتی معمولاً متغیر وابسته تلقی می‌شود؛ یعنی جنگ ابتدا رخ می‌دهد و سپس بازیگران می‌کوشند پیامدهای امنیتی آن را مدیریت یا مهار کنند. اما در منطق توسعه‌ای جنگ، این رابطه وارونه است: معماری امنیتی مطلوب، به خودی خود پیشرانه اولیه و اساسی جنگ است. به تعبیر دیگر، اصلِ سازمان‌دهنده‌ جنگ، طراحی صحنه‌ی امنیتی آینده است و نباید جنگ را صرفاً یک پاسخ سخت به یک تهدید امنیتی تلقی کنیم. در پاسخ به این سوال که چرا معماری امنیتی در جنوب غربی آسیا تا این حد برای بازطراحی الگوی نظم و توسعه این منطقه حیاتی است، در یک جمله کوتاه، باید به شکاف‌های متعدد مذهبی، تاریخی و ایدئولوژیک موجود در منطقه توجه داشت. تشریح این مسئله از موضوع اصلی این یادداشت خارج است.

با این حال، به دلیل ذات آشوبناک منطقه خاورمیانه، هر الگوی توسعه‌ای ناگزیر به تطابق با آرایش ژئوپلتیکی متناسب با خود می‌باشد. از این رو، تا زمانی که آرایش ژئوپلتیکی منطقه متحول نشود، امکان پیاده‌سازی برنامه‌های توسعه‌ای و نظم مد نظر امریکا و اسرائیل وجود ندارد. در معماری امنیتی پیشین خلیج فارس، کشورهای عربی با اتکا به چتر امنیتی امریکا بقای خود را در برابر اسرائیل و ایران تضمین کرده بودند. اما در الگوی جدید که با پیمان ابراهیم جلوه‌گر شد، عادی سازی روابط با اسرائیل در حقیقت مقدمه‌ای برای «جایگزینی آمریکا با اسرائیل به عنوان هاب امنیتی مرکزی» بوده است. در این الگوی جدید سرمایه و بازارهای کشورهای عربی می‌بایست در اقتصاد، فناوری و امنیت اسرائیل ادغام شوند و ایران به عنوان یک بازگیر منزوی، خارج از این شبکه ارزش جهانی باقی بماند.

در مقابل نظم امنیتی «اول اسرائیل و حاشیه‌ای شدن کشورهای عربی»، دیدگاه ایران مبتنی بر «محور مقاومت و توسعه درون‌زا/شرقی» وجود دارد. ایران به دنبال برهم زدن نظمِ آمریکامحور، اخراج نیروهای خارجی و ایجاد شبکه‌ای از اقتصادهای مقاومتی و پیوند با قدرت‌های اوراسیایی (چین و روسیه) است.

از این منظر، جنگ اخیر فراتر از یک درگیری نظامی صرف است. این منازعه در واقع تلاشی برای تعیین تکلیف این موضوع است که کدام یک از این دو الگو، مدل غالب برای توسعه و نظم در آینده منطقه خواهد بود.

حتی اقدامات امریکا و اسرائیل علیه ایران را می‌توان به عنوان تلاشی نظام‌مند برای اثبات ناکارآمدی و پرهزینه بودن الگوی ایرانی تفسیر کرد. هدف نهایی اقدامات آنها این است که به سایر کشورهای منطقه نشان داده شود مسیر توسعه و ثبات، تنها از طریق پیوستن به نظم مورد حمایت غرب می‌گذرد و تلاش برای ایجاد یک الگوی مستقل، به بی‌ثباتی، انزوا و عقب‌ماندگی اقتصادی منجر خواهد شد.

تأثیرات بنیادین آرایش مدنظر امریکا و اسرائیل در سه محور قابل پیش‌بینی است:

  • جابه‌جایی مرکز ثقل امنیت منطقه

مرکز ثقل امنیت از بازیگران بومی به سوی ائتلاف‌های فرامنطقه‌ای و‌ میانجی‌گری‌های متکی بر قدرت‌های خارجی منتقل شود. در این طراحی، امنیت منطقه‌ای بدون پیوند ساختاری با غرب و اسرائیل «ناممکن» یا دست‌کم «غیرپایدار» تعریف می‌شود.

  • محدودسازی افق راهبردی ایران

چشم انداز راهبردی ایران به‌گونه‌ای تحدید خواهد شد که حتی در صورت افزایش توان نظامی یا اقتصادی، عمق مانور ژئوپلیتیکی ایران کاهش یابد و امکان تبدیل‌شدن به گره‌ مرکزی اتصال‌های منطقه‌ای از میان برود. جنگ در اینجا لزماً حذف ایران را دنبال نمی‌کند، بلکه برای «تغییر نقش ایران در هندسه‌ امنیتی» طراحی شده است.

  • تثبیت معماری امنیتی مطلوب طراحان جنگ

جنگ به‌عنوان ابزاری برای شکل‌دادن به ادراکات امنیتی دولت‌های منطقه عمل می‌کند؛ به‌طوری‌که نیاز به «امنیتِ بیرونی» به شکل ساختاری در ذهن نخبگان تثبیت شود. در این سطح، جنگ به یک پروژه‌ ادراکی تبدیل می‌شود که صورت‌بندی تهدید را بازنویسی می‌کند. در شرایطی که چین توان نظامی لازم برای جایگیزینی واقعی چتر امنیتی امریکا را ندارد و اروپا نیز فاقد أراده سیاسی است، عملاً کشورهای عربی خلیج فارس چاره‌ای جز حفط وابستگی به سایه این دولت در منطقه، یعنی اسرائیل، ندارند. حتی تنوع‌بخشی به مشارکت‌های امنیتی مثل توافقات دفاعی عربستان با پاکستان، همکاری با اوکراین و تقویت روابط نظامی با ترکیه بازی در همان پازل کلان امریکایی است.

به طور کلی، مکانیسم دوم، ناظر به آن است که جنگ چگونه می‌کوشد مسیر توسعه‌ی آینده را از طریق دستکاری محیط امنیتی منطقه‌ای بازنویسی کند.

اثرگذاری بر انرژی جهانی و الگوهای سرمایه‌گذاری فراملی

اگر مکانیسم دوم ناظر به «هندسه‌ امنیتی» منطقه است، مکانیسم سوم به «زیرساخت‌های توسعه‌ای» و مسیرهای راهبردی سرمایه گره می‌خورد. این مکانیسم در جنگ علیه ایران، علاوه بر این که محدودسازی نقش منطقه‌ای ایران را در پی دارد، مسیرهای مواصلاتی اقتصادی، ترانزیتی و انرژی را در کل خاورمیانه بازتعریف خواهد کرد.

در چارچوب یک جنگ توسعه‌ای این مکانیسم ناظر است بر:

  • تغییر دستور کار توسعه در مقیاس منطقه‌ای

جنگ به‌گونه‌ای سازمان می‌یابد که اولویت‌های توسعه‌ای منطقه را ـ از اتصال‌های شرقی، محورهای ترانزیتی شمال-جنوب و مسیرهای وابسته به ایران ـ به سمت شبکه‌ای متفاوت سوق دهد؛ شبکه‌ای که هم‌تراز با منافع غرب و اسرائیل باشد.

یکی از شاخص‌ترین ابعاد توسعه‌ای در خاورمیانه، رقابت بر سر کریدورهای لجستیکی است. آمریکا و اسرائیل به دنبال پیشبرد پروژه‌هایی مانند «کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC) هستند که با هدف ادغام اقتصاد اسرائیل در منطقه و اتصال هند به اروپا با دور زدن ایران طراحی شده است.

در مقابل، ایران به دنبال فعال‌سازی «کریدور شمال-جنوب» (INSTC) و مشارکت در طرح «کمربند-راه» چین است. این درگیری نظامی را می‌توان تلاشی برای ناامن‌سازی مسیرهای ترانزیتی رقیب و اثبات عدم توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری در آن‌ها تحلیل کرد.

  • جهت‌دهی به سرمایه‌گذاری فراملی

در این سطح، جنگ به ابزاری برای تشدید «ریسک سیاسی» در منطقه و به ویژه برای ایران تبدیل می‌شود. در نتیجه، ورود سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به ایران و کشورهای همسو متوقف شده یا این که سرمایه‌گذاری‌های کلان به مسیرهایی هدایت خواهد شد که حضور ایران در آنها کمینه، باشد.

این نوع از مداخله‌گری به وضوح یک مهندسی ژئوپلتیکِ سرمایه برای ایجاد یک وضعیت نامتقارن از میزان توسعه در کشورهای منطقه است. در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس برنامه‌های توسعه‌ای بلندپروازانه‌ای (مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰) دارند، کشاندن ایران به یک جنگ فرسایشی باعث می‌شود تا شکاف توسعه‌ای میان ایران و سایر قدرت‌های منطقه‌ای تعمیق گردد.

  • تأثیرگذاری بر جریان انرژی جهانی

از یک سو، جنگ با ناامن‌سازی ژئوپلیتیکی حوزه‌های پیرامونی ایران، مسیرهای ترانزیت انرژی را از محورهایی که ایران می‌تواند در آنها بازیگر مؤثر باشد، دور می‌کند. این یعنی تعریف مجدد «نقشه انرژی» در خاورمیانه، به‌گونه‌ای که وابستگی به مسیرهای امن‌شده توسط غرب افزایش یابد و نقش ایران در این شبکه تضعیف شود. به طور خلاصه، از تبدیل شدن ایران به یک هاب پایدار انرژی جلوگیری خواهد شد.

از سویی دیگر، محاصره تنگه هرمز به دلیل عبور 20 درصد از نفت و ال ان جی جهانی بحران انرژی در جهان را عمیق‌تر می‌کند. اتفاقی که به شدت بر کاهش رشد اقتصادی کشورهای اروپایی و آسیایی مؤثر خواهد بود.

در این چارچوب، جنگ علیه ایران به متغیری مستقل تبدیل می‌شود که آرایش سرمایه، مسیر انرژی و حتی چینش بازیگران اقتصاد سیاسی منطقه را بازتنظیم می‌کند. به همین دلیل این جنگ، نزاعی بر سر آینده‌ی «مسیرهای توسعه» نیز می‌باشد.

جمع‌بندی

آنچه از تحلیل حاضر به دست می‌آید، این است که جنگ علیه ایران را باید به‌مثابه‌ی پروژه‌ای چندسطحی برای مهندسی نظم آینده خاورمیانه فهم کرد؛ جنگی که در آن، اهداف نظامی صرفاً پوششی برای اهداف ساختاری بزرگ‌ترند. بازآفرینی معماری امنیتی خلیج فارس و جهت‌دهی به مسیرهای انرژی و سرمایه، دو ستون اصلی این مهندسی هستند؛ دو مکانیسمی که همزمان محیط امنیتی منطقه را بازتعریف کرده و جریان‌های توسعه و اتصال اقتصادی را در مدار مورد نظر قدرت‌های غربی تثبیت می‌کنند.

در این صورت‌بندی، جنگ رمضان به عنوان نقطه‌ی آغاز بازآرایی راهبردی منطقه‌ای فهم می‌شود که تلاش اصلی دشمنان تغییر جایگاه ایران از محور مرکزی به موقعیتی پیرامونی است.

اما همان‌گونه که تاریخ ژئوپلیتیک منطقه نشان داده، هیچ نظمی در خاورمیانه بدون چالش نمانده است. از یک‌سو، ساختارهای وابسته به غرب و اسرائیل شکننده‌اند؛ از سوی دیگر، محورهای جدیدی از مقاومت، همکاری اوراسیایی و اتصال‌های فراملی شرقی در حال شکل‌گیری‌اند. بدین ترتیب، جنگ کنونی بخشی از دوره گذار به نظم مسلط در آینده است.

به بیان خلاصه، جنگ علیه ایران، نه جنگی بر سر قلمرو است و نه جنگی برای ایجاد بازدارندگی، بلکه جنگی بر سر آینده‌ی توسعه است؛ نبردی میان دو منطق:

«منطق وابستگی و نظم‌سازی بیرونی از یک‌سو و منطق استقلال و توسعه درون‌زا از سوی دیگر».

سرنوشت خاورمیانه، در نهایت، به این پاسخ بستگی دارد که کدام منطق توان آن را خواهد داشت که «نظم را از دل بحران بسازد و توسعه را از درون فشار بازآفرینی کند».

نکته‌ای که در پایان باید بدان اشاره کرد احتمال بازظهور رقابت قدرت‌های بزرگ در خاورمیانه به دلیل نقش کلیدی ژئوپلتیک منطقه در زنجیره‌های تأمین بین المللی بسیار زیاد است. بی‌شک قدرت‌هایی چون روسیه و چین در برابر هژمونی مطلق اسرائیل و امریکا در این منطقه بی کار نخواهند نشست و برنامه‌های راهبردی خود را یا در همین جغرافیا و یا در سایر نقاط کلید خواهند زد.

 

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا