
مصصطفی حیدری پژوهشگر حوزه نظام اداری در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
روز حادثه و آغاز جنگ
در صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، آسمان ایران شاهد وقوع یکی از تلخترین و سنگینترین حملات تاریخ معاصر کشور بود. حملات گسترده و هماهنگ نیروهای آمریکا و رژیم صهیونیستی با رمز عملیاتی «غرش شیر»، تأسیسات هستهای، پایگاههای نظامی، زیرساختهای کلیدی و منازل شماری از مقامات ارشد کشور را هدف قرار داد. در این حمله، مدرسه شجره طیبه در میناب مورد اصابت قرار گرفت و نزدیک به 170 کودک به شهادت رسیدند؛ همینطور بیت رهبری نیز هدف حمله واقع شد که به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی انجامید. این عملیات که با پشتیبانی فنی و اطلاعاتی موساد و پنتاگون طراحی شده بود، به شهادت تعدادی از فرماندهان عالیرتبۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منجر شد. دشمن در این یورش ترکیبی، هدف خود را فلجسازی همزمان ساختار دفاعی، سیاسی و اداری کشور قرار داده بود تا ضمن ایجاد آشوب در فضای داخلی، توان پاسخگویی و مدیریت بحران را از جمهوری اسلامی ایران سلب نماید.
ورود نظام اداری کشور به صحنه و مدیریت جنگ
در همان ساعات نخست پس از وقوع حمله، نظام اداری کشور با فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح و پشتیبانی دولت جمهوری اسلامی ایران وارد میدان شد. استانداریها و فرمانداریها با تشکیل فوری ستادهای بحران، مسئولیت تأمین امنیت، توزیع سوخت، مدیریت ذخایر کالاهای اساسی و نظارت بر زیرساختهای حیاتی را برعهده گرفتند. وزارتخانههای کلیدی همچون کشور، نیرو، نفت، ارتباطات و بهداشت بهصورت شبانهروزی در حال پایش و مدیریت وضعیت بودند.
سازمان اداری و استخدامی کشور طی بخشنامه شماره ۱۰۷۳۵۷ مورخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، دستورالعمل استمرار خدمترسانی را به کلیه دستگاههای اجرایی ابلاغ کرد. بر این اساس دستگاهها موظف شدند با بهرهگیری از ظرفیت دورکاری موضوع ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری، خدمات اصلی را بدون وقفه ارائه دهند. اولویت دورکاری به معلولان، بانوان باردار، کارکنان دارای فرزند زیر شش سال و بیماران خاص اختصاص یافت. دستگاههای عملیاتی حوزههای بهداشت، انرژی، ارتباطات، حملونقل و امنیت از شمول دورکاری مستثنی بودند. همچنین به استانداران اختیار داده شد تا متناسب با شرایط هر منطقه، درباره نحوه فعالیت دستگاههای اجرایی استانی تصمیمگیری کنند.
در حوزه پرداخت حقوق کارکنان دولت، سازمان اداری و استخدامی با تسریع در فرآیند، سامانه حقوق و مزایا را از ۱۲ اسفند، چهار روز زودتر از موعد مقرر، در اختیار دستگاههای اجرایی قرار داد. معاون سرمایه انسانی سازمان، دکتر سلمانی، اعلام کرد پرداخت حقوق اسفندماه کارکنان دولت پیش از پایان ماه انجام خواهد شد.
نقش دولت هوشمند و سامانه فواد در تثبیت وضعیت
در این شرایط خطیر، زیرساختهای دولت الکترونیک نقشی کلیدی در مهار بحران ایفا کردند. بخش قابل توجهی از خدمات اداری، درمانی و آموزشی از طریق بسترهای غیرحضوری بدون وقفه ادامه یافت. دورکاری فراگیر برای کارکنان ستادی، هم سلامت آنان را حفظ کرد و هم تداوم تصمیمگیریهای راهبردی را در سطح ملی و استانی تضمین نمود.
در این میان، سامانه «فوریتهای اداری فواد ۱۲۸» که پیش از آغاز جنگ توسط سازمان اداری و استخدامی راهاندازی شده بود، بهعنوان پل ارتباطی مستقیم میان مردم و دولت نقشآفرینی کرد. این سامانه بستری مطمئن برای ثبت موارد تعلل و ناپایداری در ارائه خدمات دستگاههای اجرایی فراهم آورد. رئیس سازمان اداری و استخدامی، از مرکز بازرسی و نظارت خواست سامانه فواد را با تمرکز بر خدمات اولویتدار فعال نگه دارد و عملکرد دستگاهها را بهصورت مستمر پایش کند. وی همچنین تصریح کرد نحوه ارائه خدمات در شرایط بحرانی میتواند بهعنوان یکی از شاخصهای ارزیابی دستگاهها و مدیران برتر در نظر گرفته شود. در نهایت، این ترکیب از مدیریت هوشمند، بهرهگیری از فناوریهای نوین و انسجام نظام اداری بود که مانع تحقق اهداف دشمن گردید و جمهوری اسلامی ایران توانست الگویی موفق از مدیریت اداری در اوضاع جنگ ترکیبی ارائه دهد.
نقاط قوت و ضعف نظام اداری و دولت هوشمند در مدیریت جنگ
از مهمترین نقاط قوت نظام اداری در این جنگ، انسجام سریع میان وزارتخانهها، استانداریها و سازمانهای ملی و محلی بود. ستادهای بحران در کوتاهترین زمان شکل گرفتند و با فعالیت شبانهروزی، هماهنگی لازم برای مقابله با بحران را فراهم کردند.
زیرساختهای دولت الکترونیک و پلتفرمهای خدمات غیرحضوری نقشی کلیدی در تداوم خدمترسانی ایفا کردند. سازمان اداری و استخدامی با بهرهگیری از تجربه دوران کرونا، مدل ترکیبی دورکاری و حضور محدود را بهسرعت اجرایی کرد و سلامت کارکنان را در کنار استمرار خدمات حفظ نمود. سامانه فواد ۱۲۸ نیز که پیش از آغاز بحران راهاندازی شده بود، بهعنوان ابزار نظارت و پایش خدمات در شرایط جنگی عملکرد مؤثری داشت. تسریع در پرداخت حقوق اسفندماه کارکنان دولت، پیش از پایان ماه، نمونهای از چابکی اداری در اوضاع بحرانی بود که اعتماد عمومی را تقویت کرد.
در کنار این نقاط قوت، چند ضعف جدی نیز آشکار شد. نابرابری در سطح آمادگی استانها یکی از چالشهای اصلی بود؛ برخی نهادهای محلی در استفاده از ظرفیتهای دولت هوشمند با مشکل مواجه شدند و این امر کیفیت خدمات را در برخی مناطق محدود کرد. در ساعات اولیه جنگ، نقص در هماهنگی اطلاعرسانی موجب گسترش شایعات در فضای مجازی و تزلزل موقت اعتماد عمومی شد. همچنین وابستگی برخی سامانهها به مراکز داده متمرکز، آسیبپذیریهایی ایجاد کرد که میتوانست با توزیعپذیری بیشتر زیرساختها کاهش یابد.
آسیبشناسی و درسآموختهها
تجربه این بحران چند درس راهبردی روشن به همراه داشت:
o ارتقای تابآوری سایبری سامانههای حیاتی و تکمیل چرخه پشتیبانگیری توزیعشده ضرورتی انکارناپذیر است.
o توسعه دولت هوشمند باید بهصورت متوازن در سراسر کشور پیادهسازی شود، نه محدود به مرکز.
o آموزش مستمر کارکنان نظام اداری در حوزه مدیریت بحران و فناوریهای نوین باید در دستور کار قرار گیرد.
o طراحی ساختار یکپارچه فرماندهی اطلاعرسانی در اوضاع اضطراری برای جلوگیری از انتشار اخبار متناقض ضروری است.
o تجربه سامانه فواد نشان داد که ابزارهای نظارت مردممحور میتوانند در شرایط بحرانی نقش مکمل مؤثری داشته باشند و باید پیش از بحران راهاندازی و آزموده شوند.
جمعبندی
حمله ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی در بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴، که بهصورت همزمان ابعاد نظامی، سایبری و اقتصادی کشور را هدف قرار داد، یکی از بحرانهای پیچیده تاریخ معاصر ایران بود. این حمله با هدف قرار دادن بیت رهبری، مدرسه شجره طیبه میناب و زیرساختهای کلیدی، منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی شد و یکی از اهداف آن ایجاد فلج اداری، اختلال در خدمترسانی و تضعیف روحیه ملی بود. نظام اداری کشور با اتکا به تجارب پیشین، انسجام سازمانی و ظرفیتهای دولت هوشمند توانست بحران را مهار کند. سازمان اداری و استخدامی با اولویتبندی دورکاری و تسریع در پرداخت حقوق کارکنان، چرخ خدمترسانی را با کمترین وقفه به گردش درآورد. سامانه فواد ۱۲۸ نیز نقش مؤثری در پایش مستمر خدمات ایفا کرد. هماهنگی سریع نهادها، آمادگی زیرساختهای دولت الکترونیک و اجرای موفق مدل دورکاری از نقاط قوت اصلی بود. در مقابل، نابرابری آمادگی استانی، وابستگی به مراکز داده متمرکز و ضعف در اطلاعرسانی اولیه از آسیبهای آشکارشده بودند. این تجربه نشان داد تقویت تابآوری سایبری، توسعه متوازن دولت هوشمند در سراسر کشور و ساماندهی نظام اطلاعرسانی یکپارچه، ضرورتهای اجتنابناپذیر برای مقابله با تهدیدات ترکیبی آینده هستند.



