اسلایدرنظام بانکییادداشتها

هزینه‌های جنگ علیه ایران بر اقتصاد جهان جهان به سمت تورم، رکود و قحطی!

سید محسن مبینی پور پژوهشگر حوزه پول و بانک در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

سید محسن مبینی پور پژوهشگر حوزه پول و بانک در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 وضعیت اقتصادی: شوک به بازارهای جهانی و تحولات جهانی
در شرایطی که بازه زمانی جنگ هفته پنجم را طی می‌کند و جمهوری اسلامی ایران در جنگی منطقه‌ای و ترکیبی قرار گرفته است، شرایط دال‌بر آغاز جنگ اقتصادی، زمینی و رسانه‌ای بزرگ با ایالات‌ متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی و حامیان ‌آن است، به‌نحوی که تحولات اقصادی و مالی این جنگ و تاب‌آوری در برابر فشارهای اقتصادی را می‌توان مهم‌ترین عامل تعیین کننده در سرنوشت آن دانست. بسته شدن تنگه استراتژیکی و انرژی هرمز برای کشتی‌های غربی- آمریکایی و تداوم صادرات نفت ایران به پکن، بازار انرژی را دچار تلاطم بی‌سابقه‌ای کرده است. برای درک عمیق وضعیت کنونی جنگ و پیش‌بینی مسیر آتی آن لازم است ابتدا تصویر شفاف از حوزه‌ها و مفاد اقتصادی جنگ حاضر بررسی گردد که مفاد آن عبارتند از:
• نفت خام
قیمت نفت خام از ابتدای جنگ تا کنون نوسانات شدیدی داشته است. پس از آزادسازی ذخایر راهبردی توسط آژانس بین‌المللی انرژی و آمریکا، قیمت نفت موقتا به 92 دلار کاهش یافت، اما در پایان هفته سوم به 115 دلار رسیده است. ذخایر راهبردی آمریکا پس از آزادسازی 400 میلیون بشکه، به کمتر از 380 میلیون بشکه کاهش یافته که به پایین‌ ترین سطح تاریخی در 38 سال گذشته رسیده است. از سویی دیگر افزایش 47 دلاری قیمت نفت در ماه اخیر، سود بالقوه 3.4میلیارد دلاری از فروش نفت برای ایران به ارمغان آورده است که پیش‌بینی می‌شود با بسته ماندن تنگه استراتژیک هرمز سود حاصله از افزایش قیمت نفت رشد چشمگیری پیدا کند. شایان ذکر است آینده بازار انرژی در بلندمدت به دو عامل مدت و شدت درگیری در منطقه غرب آسیا و بازگشت امنیت به مسیر‌های حمل و نقل انرژی بستگی دارد.
• بازار فرآورده‌های نفتی
در مقایسه با بازار نفت، بازار فرآورده‌های نفتی وضعیت حادتری دارد. تصمیم بی‌سابقه چین در پایان هفته دوم برای تعلیق صادرات بنزین و گازوئیل توسط بزرگترین پالایشگاه‌های خود، حاشیه سود این فرآورده‌ها را بالاترین سطح در سه سال اخیر رسانده است، 49 دلار برای گازوئیل و 55 دلار برای نفت سفید رسیده است به نحوی که قیمت بنزین در آمریکا 35 درصد افزایش و برای اولین بار در 4 سال اخیر به 3.8 دلار رسیده است همچنین قیمت گازوئیل50 درصد افزایش پیدا کرده است. با روند صعودی قیمت فرآورده های نفتی انتظار می‌رود چرخه انرژی در جهان به زودی مختل شده و جهان در خاموشی بی‌سابقه‌ای فرو برود.
• بازار کود اوره
به عنوان یکی از حیاتی‌ترین کالاهای استراتژیک، با بحران بی‌سابقه‌ای مواجه شده است. از آنجا که 35 درصد صادرات جهانی اوره از تنگه هرمز عبور می‌کند، بسته شدن این آبراه برای غرب، قیمت جهانی اوره را 250% افزایش داده است. این مسئله به ویژه برای کشور‌های پرجمعیت مانند هند و پاکستان که به شدت به واردات کود وابسته هستند، فاجعه‌بار است. با نزدیک شدن به فصل کشت (کمتر از دو هفته دیگر)، کمبود کود می‌تواند به کاهش 30 تا 40 درصدی محصولات کشاورزی در این کشور‌ها منجر شود. هر‌گونه افزایش هزینه یا محدودیت عرضه در خارج از کشور می‌تواند به سرعت در زنجیره تامین کشاورزی جهانی تاثیر بگذارد و هزینه مواد غذایی را در سراسر جهان افزایش دهد.
• وضعیت اروپا
اروپا علاوه بر افزایش 75درصدی هزینه گاز به دلیل قطع صادرات روسیه و بسته شدن تنگه هرمز، اکنون با کمبود و گرانی فرآورده‌های نفتی نیز مواجه است. صنایع اروپایی تعطیل و اعتراضات کشاورزان و صنعتگران در فرانسه و آلمان به اوج رسیده است.
• بازار مالی
بورس‌های جهانی وضعیت اسفباری دارند. شاخص‌های اصلی بورس نیویورک 25% سقوط کرده و 5.4 تریلیون دلار ارزش بازار خود را از دست داده، ریزش ۲۵ درصدی در شاخص‌های اصلی (مانند اس‌اندپی‌500 یا داوجونز) فراتر از یک اصلاح بازار است، این عدد در ادبیات اقتصادی به معنای ورود به یک سقوط آزاد و بحران تمام‌عیار است. برای درک بزرگی این عدد، کافی است بدانید که این مبلغ تقریباً معادل مجموع تولید ناخالص داخلی کشور فرانسه و انگلیس است که تنها در عرض چند هفته از بازارهای مالی آمریکا دود شده و هوا رفته است به نحوی دیگردست دادن ۵.۴ تریلیون دلار در عرض مدتی کوتاه، به این معناست که رقمی معادل۲۰ درصد از کل فعالیت اقتصادی یک سال آمریکا به سادگی از بین رفته است. این یعنی ثروتی که حاصل کار سالانه ده‌ها میلیون نفر است، ناپدید شده است. همچنین بورس‌های آسیایی نیز 20% افت داشته‌اند (شاخص‌های اصلی بورس در ژاپن و کره‌جنوبی به ترتیب حدود 10 و 15 درصد کاهش یافته‌اند). بورس تهران نیز برای جلوگیری از التهاب تعطیل شده است این وضعیت منجر به یک رکود اقتصادی بی‌سابقه و بحرانی عمیق در سطح جهان شده که به دلیل وابستگی بازارهای مالی اروپا و شرق آسیا به دلار و بورس نیویورک، این ریزش مانند یک دومینو عمل کرده و باعث شده اتاق‌های بورس جهانی شاهد سقوط‌های دورقمی باشند،که مهار آن از عهده هیچ دولتی برنمی‌آید.
• نظام بانکی ایران
نظام بانکی ایران نیز هدف حملات قرار گرفت است. آمریکا در چهار هفته گذشته دو حمله فیزیکی و سایبری به دو بانک بزرگ ایران (بانک ملی و بانک سپه) انجام داده که منجر به اختلال در خدمات بانکی شده است. در مقابل، بانک‌های آمریکایی در خاورمیانه به دلیل ناامنی و ترس از حملات متقابل ایران، فعالیت خود را متوقف کرده و شعبات خود را بسته‌اند. این مسأله تجارت و نقل و انتقال مالی در منطقه را با ختلال جدی مواجه کرده است. باید توجه نمود حفظ ثبات و کارایی نظام پرداخت در مواقع جنگی و بحران از حیاتی‌ترین کارویژه‌های بانک مرکزی و حاکمیت است، چرا که هرگونه اختلال شایان توجه در نظام پرداخت علاوه بر ایجاد نارضایتی سریع و بسیار گسترده، به بی‌اعتبار شدن پول ملی و حاکمیت در حکمرانی اقتصادی کشور منجر خواهد شد. لازم به ذکر است که بانکداری اینترنتی بانک سپه، مجددا متصل گشت.
جنگ در پایان هفته چهارم بر حوزه رسانه متمرکزتر شده، باتوجه‌به اینکه آمریکا با وجود هزینه‌های هنگفت (بیش از 50 میلیارد دلار تاکنون) و تحمل تلفات سنگین (نظامی و حیثیتی)، به هیچ یک از اهداف اولیه خود نرسیده است؛ با تورم 4.2%، سقوط بورس و ذخایر راهبردی رو به اتمام نفت در آستانه اعتراضات شدید داخلی مواجه بوده و از سوی دیگر با بنا شدن اقتصاد آمریکا بر پایه اطمینان وقتی درگیری با ایران به درازا می‌کشد و تهدید بسته ماندن تنگه هرمز قیمت انرژی را بالا نگه می‌دارد، این اطمینان فرو می‌ریزد. و توان جنگی و مانور مالی واشینگتن را به شدت محدود می‌کند و باعث افزایش فشار بر عقب نشینی واشینگتن می‌شود.
همچنین اگرچه دشمن ممکن است خسارات فیزیکی را جبران نماید، اما مارپیچ بدهی ناشی از سقوط بورس و تلاطم تورم، جراحتی نیست که به سهولت التیام یابد. تحلیلگران بر این باورند که استمرار این وضعیت طی ماه‌های آتی، واشینگتن را با دوراهی دشواری مواجه خواهد کرد: پذیرش فروپاشی ساختار اقتصادی داخلی یا تن دادن به شکست و عقب‌نشینی در میدان نبرد.
در عرصه بین‌الملل نیز ائتلاف غربی-آمریکایی در آستانه گسست قرار گرفته و متحدان منطقه‌ای ایالات متحده آسیب‌های جبران‌ناپذیری را متحمل شده‌اند. در این میان، ترامپ با ابزار جوسازی رسانه‌ای برای مهار قیمت نفت و هم‌زمان اعزام نیروهای بیشتر به منطقه، در تلاش است تا با تنگ‌ کردن عرصه بر ایران، امتیازات لازم را برای تحمیل سناریوی مدنظر خود جهت پایان جنگ کسب کند.
در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از حضور پرشور مردمی، انسجام ملی خود را تقویت کرده است؛ با این حال، به دلیل محدودیت‌های ارتباطی و فقدان امکان روایت‌گری عمومی از مقاومت مردم برای افکار عمومی جهان و همچنین ضایعه ترور چهره‌های تأثیرگذار ملی در مجامع منطقه‌ای (همچون شهید دکتر علی لاریجانی)، در حوزه جنگ رسانه‌ای با ضعف روبروست و متأسفانه هنوز دست برتر را در اختیار ندارد. در نهایت، توازن آتی نبرد در گرو پیامد حمله زمینی احتمالی آمریکا به جزایر ایرانی، ورود مستقیم یمن به کارزار، غلبه روایت رسانه‌ای و تثبیت قیمت نفت در ترازهای تعیین‌کننده خواهد بود.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا