اسلایدریادداشتها

چرا جنگ بدون حضور زنان شکست می‌خورد؟

در جنگ ترکیبی سخت و نرمی که آمریکا علیه ایران به راه انداخته است، حضور زنان یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای پیروزی است.

محمدامین مهدی‌زاده پژوهشگر حوزه مطالعات جنسیت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

امروزه ایران در یکی از پیچیده‌ترین وضعیت‌های امنیتی خود پس از دوران دفاع مقدس قرار دارد. دشمن که در میدان جنگ سخت به بمباران شهرها و حملات به زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی روی آورده است، همزمان در جبهه‌ای دیگر و با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی، جنگی تمام‌عیار را علیه اراده ملت به راه انداخته است. در نظریه‌های نوین مطالعات جنگ، گذار از جنگ کلاسیک به جنگ ترکیبی تغییرات بنیادینی در تعریف میدان نبرد ایجاد کرده است. دیگر مرزهای جنگ محدود به جغرافیای فیزیکی نیست. بلکه ذهنیت‌ها، باورها و شبکه‌های اجتماعی، خط مقدم جدید نبردها هستند. در این میان، پرسش راهبردی که باید با دقت موشکافی شود این است که چرا در جنگ ترکیبی، غفلت از نقش زنان به معنای پذیرش شکست است؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی مفهوم سرمایه اجتماعی و جایگاه مهم زنان در بازتولید آن است.

از مرکز ثقل فیزیکی تا مرکز ثقل اجتماعی

در ادبیات نظامی کلاسیک، استراتژی انهدام مرکز ثقل بر هدف قرار دادن پل‌ها، پادگان‌ها و مراکز صنعتی استوار است. اما در جنگ ترکیبی، دشمن برای درهم شکستن اراده ملت، مرکز ثقل را به سرمایه اجتماعی منتقل کرده است. همان‌طور که در ادبیات حوزه پدافند غیرعامل مطرح است، کشور مهاجم تلاش می‌کند با اتخاذ استراتژی‌های گسترده، توان سیاسی، اقتصادی و مدیریتی کشور را هدف بگیرد و سرمایه اجتماعی امروزه یکی از مهم‌ترین سپر دفاعی در برابر تهاجمات دشمن است.

برخلاف دیدگاه سنتی که قدرت نظامی را تنها عوامل ثبات می‌دانست، پژوهش‌های والری هادسون و همکارانش نشان می‌دهد که وضعیت زنان و امنیت ملی رابطه‌ای مستقیم و انکارناپذیر دارند. جوامعی که در آن زنان از جایگاه اجتماعی و امنیت روانی بالاتری برخوردارند، در برابر تهدیدات خارجی و بی‌ثباتی‌های ناشی از جنگ‌های ترکیبی، تاب‌آوری بسیار بیشتری از خود نشان می‌دهند. چرا که در زمان بی‌ثباتی، شبکه‌های حمایتی غیررسمی قوی‌تری دارند که مانع از فروپاشی کامل نظم اجتماعی می‌شود.اما منابع شکل‌گیری این احساس امنیت از کجا ناشی می‌شود؟ پژوهش صنعت‌خواه(1394) که به بررسی سرمایه اجتماعی و امنیت زنان در شهر تهران پرداخته است، نشان می‌دهد اعتماد نهادی بیشترین تاثیر را بر احساس امنیت زنان دارند. این داده با نتایج پژوهش مستوفی(1392) نیز هماهنگ است که مهمترین عامل احساس امنیت در زنان را اعتماد بنیادین عنوان می‌نماید. اعتماد و باوری که در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی عامل مهمی در همراهی زنان و خانواده با شرایط دشوار آن دوره بود.

در واقع تجربه تاریخی ایران در دفاع مقدس، مصداق عینی این نظریه است. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز با نگاهی استراتژیک به این موضوع توجه داشته و فرموده‌اند: «اگر زن ها حماسه‌ی جنگ را نمی سرودند و جنگ را در میان خانه‌ها به‌عنوان یک ارزش تلقی نمی کردند، مردها اراده و انگیزه‌ی رفتن به میدان جنگ را پیدا نمیکردند». این بیان نشان می‌دهد که در جنگ سخت، زنان در صورت داشتن اعتماد اجتماعی می‌توانند با تزریق معنا و ارزش به جنگ، موتور محرک اراده نظامی شوند.

اما در جنگ ترکیبی کنونی، این نقش پیچیده‌تر شده است. دشمن که از رسانه، عامل فرهنگی، نفوذ و فشار اقتصادی استفاده می‌کند تا ملت را دچار یأس کند، مستقیماً به سراغ کانون‌های تولید سرمایه اجتماعی رفته است. پیمایش ملی سبک زندگی ایرانیان نشان می‌دهد که زنان ایرانی به طور میانگین بیش از سه و نیم ساعت در روز در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند. این حضور گسترده، آن‌ها را در معرض دو نوع تهدید و فرصت قرار می‌دهد: از یک سو، هدف جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن برای تضعیف باورها هستند و از سوی دیگر، پتانسیل عظیمی برای امیدآفرینی و مقاومت فعال محسوب می‌شوند.

اگر زنان در میدان جنگ ترکیبی شکست بخورند و یا نقش آن‌ها به حاشیه رود، زنجیره انتقال اراده در جامعه قطع می‌شود. چرا که زنان به عنوان منتقل‌کنندگان فرهنگ و هویت به نسل آینده، اگر در برابر روایت‌های یأس‌آفرین دشمن تسلیم شوند، نسل بعدی فاقد اعتماد به نفس ملی خواهد بود. علاوه بر این، در شرایطی که کشور درگیر جنگ سخت و حملات موشکی دشمن است، مدیریت بحران در سطح خانواده (که عهده‌دار آن زنان هستند) حیاتی‌تر از همیشه است. همان‌طور که رهبر انقلاب اشاره کرده‌اند، زنان می‌توانند با تربیت فرزندان مقاوم و تقویت روحیه همسران، ضربه‌پذیری اجتماعی را به شدت کاهش دهند. اگر این لایه مدیریتی ضعیف شود، شوک‌های ناشی از جنگ اعم از امنیتی ، اقتصادی و چه روانی می‌تواند منجر به فروپاشی اجتماعی شود.

نتیجه‌گیری

بنابراین، در جنگ ترکیبی سخت و نرمی که آمریکا علیه ایران به راه انداخته است، حضور زنان یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای پیروزی است. زنان ایرانی نه تنها به عنوان نیروی پشتیبان، بلکه به عنوان ستون‌های اجتماعی و عاطفی مقاومت، عمل می‌کنند. هر استراتژی دفاعی که نتواند ظرفیت زنان را برای حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی به کار گیرد، در نهایت در برابر جنگ همه‌جانبه دشمن شکست خواهد خورد. همان‌طور که تاریخ دفاع مقدس ثابت کرد، وقتی زنان حماسه می‌سازند، کشور پیروز می‌شود.

 

منابع:

بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با اقشار مختلف (۱۳۶۸)

بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با زنان خوزستان(۱۳۷۵)

بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی(1402)

بیلکی، زینب(1393). سرمایه اجتماعی و پدافند غیر عامل. همایش ملی پدافند غیرعامل و علوم انسانی

جمعیت هلال احمر (1403). پدافند غیرعامل؛ چیستی و چرایی، اصول، عملکرد و انواع آن

گزارش کشوری پیمایش ملی سنجش سبک زندگی ایرانیان(1402). پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

Hudson, V. M., et al. (2012). Sex and World Peace. Columbia University Press

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا