
محمد جاننثاری پژوهشگر حوزه مدیریت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
تفاهم اولیه در روابط بینالملل معمولاً محصول یک دوره تنش یا درگیری است؛ نوعی توقف موقت در مسیر تشدید بحران که بر اثر تغییر محاسبات طرفها شکل میگیرد. اما چنین تفاهمی ذاتاً شکننده است. اگر به سازوکارهای پایدار تبدیل نشود، بهراحتی میتواند دوباره به چرخه بیثباتی بازگردد. تفاهم اولیه، حاصل مقاومت مردم، پاسخ مقتدرانه، موقعیت ژئوپلیتیکی و تغییر محاسبات طرف مقابل است. اما این تفاهم، نقطه پایان نیست؛ نقطه آغاز یک مرحله حساس است. اگر این تفاهم به: اجماع سیاسی، ثبات اقتصادی، مشارکت اجتماعی، تقویت فناوری دفاعی، بهرهبرداری هوشمند از جغرافیای سیاسی و ابتکار حقوقی تبدیل نشود، دوام نخواهد آورد. مسئله اصلی پساجنگ، صرفاً حفظ تفاهم نیست؛ بلکه تبدیل آن به تعادل راهبردی پایدار است (تعادلی که منافع راهبردی ایران به صورت پایدار محقق گردد). این امر تنها زمانی محقق میشود که قدرت میدان، سرمایه اجتماعی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به حکمرانی کارآمد، اقتصاد قوی و قاعدهسازی فعال منطقهای پیوند بخورد. ازاینرو مسئله اصلی پس از هر تفاهم اولیه آن است که چگونه این توقف موقت به یک تعادل پایدار تبدیل شود. پاسخ به این پرسش نیازمند اقدام همزمان در چند سطح است:
۱. محور سیاسی: تثبیت عقلانیت و اجماع ملی
نخستین گام، تبدیل دستاوردهای میدانی به نظم سیاسی پایدار است. اگر تفاهم اولیه در سطح حاکمیت و جامعه به فهم مشترک و اجماع نسبی تبدیل نشود، دوام نخواهد داشت. در این چارچوب ضروری است:
- اجماع داخلی درباره اهداف و خطوط قرمز پساجنگ شکل گیرد و از دوقطبیسازیهای فرساینده پرهیز شود.
- تجربه جنگ به اصلاح در سازوکارهای تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و مدیریت بحران منجر شود.
- دیپلماسی فعال برای تبدیل قدرت میدانی به دستاورد سیاسی دنبال گردد.
- تعادل پایدار زمانی شکل میگیرد که قدرت سخت با حکمرانی منسجم و قابل پیشبینی همراه شود.
۲. محور اقتصادی: کاهش آسیبپذیری و بهبود معیشت
هیچ تفاهمی بدون پشتوانه اقتصادی پایدار نمیماند. اگر فشار معیشتی ادامه یابد، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود و تفاهم اولیه شکننده خواهد شد. مردمی که در بحران ایستادگی کردهاند، باید در دوره پساجنگ نتیجه این ایستادگی را در بهبود زندگی خود مشاهده کنند. راهبرد اقتصادی باید بر این اصول استوار باشد:
- مهار تورم و ایجاد ثبات در بازار
- کاهش وابستگی به مسیرهای مالی و تجاری آسیبپذیر
- گسترش صادرات غیرنفتی و تجارت منطقهای
- توسعه پیمانهای پولی و مالی متنوع
- تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به درآمد پایدار از مسیر ترانزیت و انرژی.
۳. محور اجتماعی: از تابآوری به مشارکت فعال
یکی از پایههای تفاهم اولیه، تابآوری مردم بود. اما این سرمایه اگر به مشارکت فعال و امید اجتماعی تبدیل نشود، در بلندمدت تحلیل میرود. در این زمینه لازم است:
- اعتماد عمومی تقویت شود. عدالت و مبارزه با فساد جدی گرفته شود.
- نسل جوان در آینده کشور سهم و افق روشن ببیند.
- روایت ملی از جنگ و تفاهم، فراگیر و غیرجناحی باشد.
- جامعه منسجم و امیدوار، خود یکی از ارکان ثبات پایدار است.
۴. محور فناوریهای اقتصادی و دفاعی: تضمین قدرت آینده
برای آنکه تفاهم اولیه دوام بیاورد، کشور باید در حوزه فناوری دفاعی و اقتصادی جهش کند. در جهان امروز، قدرت پایدار بدون توان فناورانه ممکن نیست.
- در حوزه اقتصادی: سرمایهگذاری در صنایع دانشبنیان و انرژیهای نو همراه با توسعه اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی
- در حوزه دفاعی: تقویت فناوریهای بازدارنده و دقیق؛ افزایش توان بومیسازی تجهیزات راهبردی. هدف از این اقدامات، افزایش هزینه تجاوز برای طرف مقابل است.
۵. محور جغرافیای سیاسی: تبدیل موقعیت ایران به ابزار ثبات منطقه
تنگه هرمز و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از عوامل مهم شکلگیری تفاهم اولیه بودهاند. اما این ظرفیتها باید به ابزار ثبات تبدیل شوند. در این راستا:
- کشورهای همسایه در ثبات ایران ذینفع شوند. هرچه منافع منطقهای بیشتری به ثبات ایران گره بخورد، پایداری تفاهم افزایش مییابد و نقش ایران در امنیت انرژی منطقه تثبیت شود.
- کریدورهای ترانزیتی فعال و توسعه یابد و زیرساختهای بندری، حملونقل و ارتباطی تقویت گردد.
۶. محور حقوقی: قاعدهسازی و ابتکار منطقهای
برای تثبیت تفاهم اولیه، ایران باید از حالت صرفاً واکنشی خارج شود و در برخی حوزهها نقش قاعدهساز ایفا کند. بهویژه درباره تنگه هرمز، میتوان ابتکار یک چارچوب حقوقی و امنیتی منطقهای را دنبال کرد.



