اسلایدریادداشتها

راهبردهای ارتقای حساسیت افکار عمومی بین‌المللی نسبت به جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل علیه ایران

در نظم نوین بین‌الملل، افکار عمومی دیگر یک مفهوم انتزاعی یا صرفاً داخلی محسوب نمی‌شود، بلکه به یک «کنشگر غیردولتی» قدرتمند و تعیین‌کننده در سیاست‌های کلان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

سعید سالاری پژوهشگر حوزه اقناع افکار عمومی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت: 

 

در نظم نوین بین‌الملل، افکار عمومی دیگر یک مفهوم انتزاعی یا صرفاً داخلی محسوب نمی‌شود، بلکه به یک «کنشگر غیردولتی» قدرتمند و تعیین‌کننده در سیاست‌های کلان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. در عصر حاضر، با گسترش دموکراسی‌های لیبرال و شبکه‌های ارتباطی، مشروعیت سیاسی دولت‌ها به میزان قابل توجهی به رضایت و پذیرش افکار عمومی وابسته شده است. از منظر روابط بین‌الملل، به‌ویژه در رویکرد لیبرالی، دولت‌ها بازیگرانی عقلانی هستند که برای بقای خود نیازمند کسب مشروعیت داخلی و بین‌المللی هستند. این مشروعیت در گرو توجه به خواست‌ شهروندان و رعایت هنجارهای پذیرفته شده جهانی است (Moravcsik, 1997: 515). بنابراین، افکار عمومی بین‌المللی، به عنوان نیرویی اجتماعی و نخبگانی، توانایی اعمال فشار ساختاری بر دولت‌ها را دارد تا از اتخاذ سیاست‌های جنگ‌طلبانه یا نقض آشکار حقوق بشر خودداری کنند.

دولت‌هایی مانند ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل، با وجود قدرت نظامی سخت، نسبت به تصویر بین‌المللی و جنگ روانی حساسیت بالایی نشان می‌دهند. مبتنی بر رهیافت جامعه‌شناسی سیاسی، در عصر رسانه‌های دیجیتال، دولت­ها به شدت از تهییج افکار عمومی علیه خود واهمه دارند، زیرا نارضایتی عمومی می‌تواند به بحران‌ مشروعیت و شکست در حوزه عمومی و جلب مشارکت مردم منجر شود (Castells, 2009: 88). صحنه رسانه‌های اجتماعی و دیجیتال، بستری مهیج برای شکل‌دهی به احساسات و افکار عمومی نسبت به وقایع جنگی فراهم کرده است. در این راستا، جمهوری اسلامی ایران و نخبگان اجتماعی و بین‌المللی آن، با توجه به قدرت غیرقابل اغماض افکار عمومی جهانی، باید در حوزه دیپلماسی عمومی و روایت‌سازی سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند فشارهای بین‌المللی را علیه متجاوزان مدیریت کنند.

فرایند اعمال قدرت افکار عمومی بر دولت‌ها

قدرت نرم و تأثیر افکار عمومی بر تصمیمات دولت‌ها، یکی از مباحث کلیدی در ادبیات روابط بین‌الملل معاصر است. جوزف نای در نظریه قدرت نرم بیان می‌کند که توانایی یک کشور برای دستیابی به اهداف مطلوب خود از طریق جذابیت و نه اجبار یا تحمیل، حیاتی است (Nye, 2004: 256). وقتی افکار عمومی بین‌المللی نسبت به اقدامی خاص حساس شود، دولت‌ها مجبورند برای حفظ وجهه خود و جلوگیری از انزوای سیاسی، سیاست‌های خود را بازنگری کنند. در جوامع دموکراتیک غرب، رای‌دهندگان به عنوان منبع اصلی مشروعیت، نقش بازدارنده‌ای در برابر سیاست‌های خارجی جنگی ایفا می‌کنند. رسانه‌ها به عنوان واسطه، با برجسته کردن تصاویر و روایت‌های دردناک جنگ، می‌توانند افکار عمومی را به سمت مخالفت با دولت‌های متجاوز سوق دهند.

در جنگ رمضان 1404، رسانه­ها به میدان اصلی نبرد روایت‌ها تبدیل شده است. انتشار تصاویر جنایات جنگی و تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی، می‌تواند بلافاصله واکنش‌های جهانی را برانگیزد. دولت‌ها تمام تلاش خود را برای راضی نگه داشتن افکار عمومی انجام می‌دهند؛ اما وقتی شواهدی از نقض فاحش حقوق بشر و قوانین بشردوستانه منتشر می‌شود، سانسور و پنهان‌کاری بسیار دشوار می‌گردد. این پدیده، فرصتی برای کشورهایی که هدف تجاوز قرار گرفته‌اند فراهم می‌کند تا با استفاده از ابزارهای دیپلماسی عمومی، افکار جهانی را علیه متجاوزان بسیج کنند.

مفهوم جنایات جنگی در حقوق بین‌الملل و حساسیت جهانی

در حقوق بین‌الملل بشردوستانه، جنایات جنگی تعاریف دقیقی دارد. اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی و در ماده ۸ آن، اقداماتی نظیر حمله عمدی به غیرنظامیان، حمله به پرسنل و اشیای مربوط به ماموریت کمک‌رسانی، و حمله به ساختمان‌های دینی، آموزشی، هنری، علمی یا منابع تاریخی را جنایت جنگی اعلام کرده است (ICC, 1998: Art. 8). لزوم پاسداشت حقوق بشری در جنگ، یک اصل پذیرفته شده در کنوانسیون‌های ژنو (۱۹۴۹) و پروتکل‌های الحاقی آن است. کنوانسیون چهارم ژنو به طور خاص بر حفاظت از غیرنظامیان، به ویژه کودکان و زنان در زمان جنگ تأکید دارد (ICRC, 1949: 49).

حساسیت نسبت به نقض این قوانین در افکار عمومی اروپا و آمریکا بسیار بالاست. مردم این مناطق، خود را حامیان حقوق بشر می‌دانند و زمانی که شواهدی از نقض این حقوق توسط دولت‌های خود یا متحدانشان مشاهده کنند، واکنش‌های تندی نشان می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد که تصاویر آسیب به کودکان در جنگ، اثر روانی عمیقی بر مخاطبان غربی داشته و می‌تواند سیاست‌های دولت‌ها را تغییر دهد. بنابراین، افکار عمومی بین‌المللی به عنوان یک ناظر اخلاقی عمل می‌کند که دولت‌ها را ملزم به رعایت اصول انسان­دوستانه می‌کند.

راهبردهای ارتقای حساسیت افکار عمومی خارجی

با توجه به تحلیل‌های فوق، سازوکارهایی برای ارتقای حساسیت افکار عمومی بین‌المللی نسبت به جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود دارد که باید به صورت نظام‌مند مورد توجه قرار گیرد:

  1. برجسته‌سازی جنایت علیه کودکان:

تمرکز بر حمله وحشیانه و مستقیم آمریکا با موشک­ هدایت شونده «تامهاک» به مدرسه شجره طیبه شهر میناب و قتل‌عام حدود 150 دانش‌آموزان باید در کانون رسانه‌ای قرار گیرد (ایرنا، 16 اسفند 1404). استفاده از آمار و تصاویر مستند (با رعایت اصول اخلاقی) می‌تواند وجدان بیدار جهانی را بیدار کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اخبار مربوط به کودکان بیشترین پتانسیل ویروسی شدن در شبکه‌های اجتماعی را دارند.

  1. افشای حملات به زیرساخت‌ها و مردم غیرنظامی

مستندسازی حملات به بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، و مراکز امدادی هلال احمر. حمله به این مراکز نه تنها جنایت جنگی است، بلکه نماد بارز بی‌رحمی متجاوزان است. ارجاع به قوانین بین‌المللی که این مراکز را مصون می‌داند، باید در روایت‌ها گنجانده شود.

  1. روایت‌سازی از مظلومیت

استفاده از جلوه های بصری و هنرهای سینمایی برای روایت‌گری وقابع، جنایت­ها و آمار شهدای جنگ رمضان همراه با به تصویر کشیدن زندگی معمولی مردم به‌ویژه زنان و کودکان اثرگذار است. روایت‌های داستانی قدرت اتصال عاطفی با مخاطب خارجی را دارند و می‌توانند کلیشه‌های منفی ساخته شده توسط رسانه‌های غربی را خنثی کنند.

  1. استفاده از سازوکار اقناعی تکرار

طبق نظریه «تنظیم فراگیر» در روانشناسی اجتماعی، تکرار مداوم حقایق و پیام‌های کلیدی (مانند اینکه آمریکا و اسرائیل آغازگر جنگ بودند) می‌تواند باورهای عمومی را تغییر دهد (Zajonc, 2001: 115). نخبگان ایرانی باید در تمامی مصاحبه‌های بین‌المللی بر این نکته تأکید کنند که تجاوز از سوی قدرت‌های خارجی آغاز شده است.

  1. مخاطب قرار دادن ذهن‌های بیدار

خطاب قرار دادن روشنفکران، هنرمندان و فعالان صلح در غرب و دعوت از آن‌ها برای محکوم کردن جنگ. تاریخ نشان داده است که جنبش‌های ضد جنگ در غرب زمانی موفق شده‌اند که نخبگان آن جوامع را با خود همراه کرده‌اند.

  1. محکوم کردن دخالت در امور داخلی

برجسته کردن اینکه حمله به ایران و ترور رهبر معظم انقلاب و دیگر مسئولان نظام، نقض حاکمیت ملی و  دخالت در امور داخلی کشورها است. استناد به قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل که اصل عدم مداخله را تأیید می‌کند، در این بخش ضروری است (United Nations, 1970).

نتیجه‌گیری

در نهایت، نخبگان و کنشگران اجتماعی، رسانه ای و علمی با تکیه بر ابزارهای حقوقی، جامعه‌شناختی و رسانه‌ای می‌تواند افکار عمومی جهانی را نسبت به جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل حساس‌تر کند. این حساسیت، هزینه سیاسی و دیپلماتیک تجاوز را برای متجاوزان افزایش داده و می‌تواند به عنوان بازدارنده‌ای در برابر ادامه حملات عمل کند. سرمایه‌گذاری بر دیپلماسی عمومی و استفاده از منابع معتبر علمی و خبری، کلید موفقیت در این عرصه است.

منابع

خبرگزاری ایرنا (16 اسفند 1404)، نتایج راستی‌آزمایی‌ رسانه‌های بین‌المللی: چه کسی دختران میناب را کشت؟، آخرین بازدید در 18 اسفند 1404، https://irna.ir/xjWPnF

Castells, M. (2009). Communication Power. Oxford: Oxford University Press.

ICC (International Criminal Court). (1998). Rome Statute of the International Criminal Court. The Hague: ICC.

ICRC (International Committee of the Red Cross). (1949). Geneva Convention relative to the Protection of Civilian Persons in Time of War (Fourth Geneva Convention). Geneva: ICRC.

Moravcsik, A. (1997). Taking Preferences Seriously: A Liberal Theory of International Politics. International Organization, 51(4), 513-533.

Nye, J. S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics. New York: PublicAffairs.

United Nations. (1970). Declaration on Principles of International Law concerning Friendly Relations and Co-operation among States (Resolution 2625). New York: UN.

Zajonc, R. B. (2001). Mere Exposure: A Gateway to the Subliminal. Current Directions in Psychological Science, 10(6), 224-228.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا