اسلایدریادداشتها

۲۴ ساعت تا طوفان؟ چرا آتش‌بس ایران-آمریکا دوام نیاورد

محمدجواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت سیاسی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

مجموعه تحولاتی که طی هفته اخیر در فضای آتش‌بس میان ایران و آمریکارقم خورد فراز و نشیب بسیاری داشت. از یک طرف، آمریکایی‌ها توانستند مانع اقدامات اسرائیل شوند و آتش‌بس سراسری در لبنان را محقق سازند و در عوض، ایران گشایش‌های محدود در تنگه هرمز را اعلام نمود. اتفاقی که سبب امیدواری به نتیجه مذاکرات صلح شد. با این وجود، تلاش ناوگان پنجم دریایی تروریست‌های آمریکایی برای تنگ‌تر کردن حلقه محاصره دریایی با واکنش محکم ایران مواجه شد. تنگه هرمز مجدد محدود شد و هشدارهای رسمی، هم از طریق میانجی‌گران و هم از طریق اطلاعیه‌های قرارگاه خاتم‌الانبیاء، صادر گردید. در نتیجه، دوباره ناامیدی از به ثمر نشستن مذاکرات در فضای سیاسی حاکم شد.

محاصره دریایی ایران که بعد از شروع آتش‌بس در دستور کار آمریکایی‌ها قرار گرفت، ابتدائاً در سطح ناقصی عملیاتی شد اما هرچه گذشت شدیدتر شد. کار به جایی رسید که روز گذشته، نیروی دریایی آمریکا طی یک اقدام متهورانه، موتورخانه کشتی ایرانی توسکا را هدف قرار داد و آن را توقیف نمود. نتیجه آن شد که ایران هر گونه تردد از تنگه هرمز را برای شناورهای غیرایرانی کاملاً مسدود نمود. تمام این وقایع در حالی اتفاق افتاد که ترامپ در تلاش بود از بازگشایی تنگه هرمز برای خود دستاورد جدیدی را دست و پا کند.

ایران به سه دلیل این محاصره را قابل تحمل نمی‌داند. اول آن که، محاصره دریایی که بدون مجوز شورای امنیت و به منظور اجبار کشور دیگر به اقدام خاصی (غیر از دفاع مشروع) اعمال شود، نقض بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد و قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل محسوب می‌شود. بنابراین، با انجام یک اقدام تجاوزکارانه از سوی آمریکایی‌ها، نقض آتش‌بس صورت پذیرفته است. دوم آن که، در زمان سکوت صحنه نبرد امریکا نمی‌بایست بتواند از طریق یک عملیات جدید برای دور دوم احتمالی مذاکرات اهرم‌سازی علیه مذاکره‌کنندگان ایرانی کند. سومین دلیل مخالفت ایران، نگرانی درباره رویه شدن اعمال محاصره دریایی در آینده است.

علاوه بر محاصره دریایی، شواهد عملیاتی دیگری هم وجود دارد که آغاز مرحله دوم از جنگ را بسیار نزدیک برآورد می‌کند. از ایجاد پل هوایی کم‌سابقه برای انتقال تسلیحات و تجهیزات نظامی گرفته تا بازآرایی متفاوت رادارها و سامانه‌های پدافندی دشمن و همچنین انجام مانورهای تمرینی در برخی کشورهای منطقه برای آمادگی جهت پیاده‌سازی در جزایر و تصرف سواحل و بنادر، همگی نشان از تقویت سنتکام و متحدین منطقه‌ای برای شروع مجدد تجاوز نظامی است. همچنین، سابقه بدعهدی و بی‌تعهدی آمریکا و اسرائیل به دوره‌های آتش‌بس و مذاکرات نیز این احتمال را به ذهن متبادر می‌کند که دشمن متجاوز از این فرصت برای عملیات پیش‌دستانه سوءاستفاده کند.

با توجه به اخبار منتشره از سوی منابع ایرانی، از جمله خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا)، دوره تازه‌ای از مذاکرات را رد کرده و اعلام کردند زیاده‌خواهی‌ها و تغییر مواضع مکرر آمریکا، در کنار ادامه محاصره دریایی، مانع پیشرفت گفتگوها شده است.

در حال حاضر، چشم‌انداز روشنی برای مذاکره دیده نمی‌شود و نمی‌توان به ادعاهای طرف امریکایی طی 24 ساعت اخیر دل‌خوش کرد. این که ترامپ به کانال۱۲ عبری بگوید نسبت به مذاکره با ایران بسیار خوشبین هست و یا در مصاحبه با نیویورک پست ادعا کند اگر با ایران به توافق برسد به پاکستان خواهد رفت، همگی بازی‌های رسانه‌ای و عملیات روانی است.  او برای فشار بر ایران و مقصر جلوه دادن آن یک « بازی مقصرنمایی» (Blame Game) را طراحی نموده‌است به این قصد که صحنه را برای از سرگیری جنگ و در عین حال انداختن تقصیر به گردن ایران مهیا کند. این که ترامپ تظاهر می‌کند یک هیئت مذاکره کننده به سرپرستی جی. دی. ونس به اسلام‌ آباد می‌فرستد، در حالی که کاملا آگاه است ایران به دلیل رویکرد حداکثرطلبانه و غیرمنطقی ایالات متحده، برای شرکت در مذاکرات موافقت نکرده است، فقط یک نمایش رسانه‌ای است. نباید فریب خورد و دل خوش کرد.

طرف امریکایی همچنان بر «تعلیق دائم یا عنی‌سازی صفر بلند مدت»، «خروج اورانیوم‌های 60 درصد» و «بازگشایی بی قید و شرط تنگه هرمز» اصرار دارد در حالی که هیچ امتیاز چشمگیری را روی میز قرار نداده است. ایران نیز صریحاً مخالفت را اعلام کرده است.

در وضعیتی که آمریکایی‌ها از نظر نظامی به بن‌بست خوردند، به دنبال اجتماعی‌سازی جنگ هستند تا یک جبهه داخلی را در ایران بگشایند و در این راستا حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی را در دستور کار قرار داده‌اند. این در حالی است که ایران هنوز اهرم‌های استراتژیک زیادی برای ضربه به اقتصاد آمریکا و جهان دارد.

ایران در جنگ ۴۰ روزه با تردد محدود از تنگه هرمز را به شناورهای متعلق به برخی از کشورها در ازای برخی امتیازات داده بود و خطوط نفتی فجیره (متعلق به امارات)، پترولاین (متعلق به عربستان) و حتی کرکوک-جیهان (مربوط به عراق و ترکیه) را از لیست اهداف اولویت‌دار خود خارج کرده بود. لکن، در شرایطی که ترامپ و نتانیاهو زیرساخت‌های ایران را تهدید کرده و حتی شماری از آن‌ها را هدف قرار داده اند، هیچ خط قرمزی برای ایران در مرحله دوم جنگ رمضان باقی نخواهد ماند. در دوره چهل روزه نخست جنگ، اختلال تنها در 10 درصد از نفت جهان، قیمت نفت در معاملات آتی را به آستانه ۱۲۰ دلار رساند اما این بار، 20 درصد از نفت جهان از بازار حذف خواهد شد. لذا، تأثیر تنگه هرمز به حداکثر خواهد رسید. این امر، علاوه بر اهرم باب‌المندب می‌باشد که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است.

به طور کلی، دوره آتش‌بس به پایان خود نزدیک می‌شود و تا زمانی که ترامپ حاضر به پذیرش حقوق ملت ایران و دادن امتیازات مدنظر مذاکره‌کنندگان ایرانی نباشد، گشایشی در روند مذاکراتی نمی‌توان متصور شد. لذا با توجه به روند تحولات و وضعیت میدانی جنگ، آغاز دور دوم جنگ دور از انتظار نیست.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا