
تکین قشنگی پژوهشگر معماری و شهرسازی در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
جنگها همواره خسارتهای گستردهای بر جوامع انسانی وارد میکنند. در جنگ تحمیلی سوم، واحدهای غیرنظامی بسیاری تاکنون آسیب دیده و یا به طور کل نابود شدهاند. در میان این فضاها، مدرسه، مسجد، واحد درمانی، اداری-تجاری و مسکونی از اهدافی بودند که به غیر از التهاب ایجاد شده از جنگ، عملکرد شهری را دچار مشکل کردهاند. این خسارتها تنها به تخریب ساختمانها، زیرساختها و شهرها محدود نمیشود، بلکه آثار عمیقی بر فرهنگ، هویت اجتماعی و روحیه مردم نیز بر جای میگذارد. پس از پایان جنگ، یکی از مهمترین مراحل برای بازگرداندن زندگی عادی به جامعه، بازسازی مناطق آسیبدیده است. در این میان، نقش مردم در بازسازی آثار جنگ بسیار حیاتی و تعیینکننده است؛ زیرا بدون مشارکت فعال شهروندان، روند بازسازی نهتنها کندتر پیش میرود بلکه ممکن است با نیازهای واقعی جامعه نیز همخوانی نداشته باشد.
نخستین و مهمترین نقش مردم در بازسازی پس از جنگ، مشارکت مستقیم در فرآیند بازسازی فیزیکی شهرها و روستاهاست. در بسیاری از مناطق جنگزده، ساکنان محلی با همکاری یکدیگر اقدام به آواربرداری خرابهها، بازسازی خانهها و احیای زیرساختهای اولیه مانند مدارس، مساجد و مراکز درمانی میکنند. این همکاری جمعی علاوه بر سرعت بخشیدن به روند بازسازی، باعث تقویت روحیه همبستگی اجتماعی نیز میشود زیرا که مردم با کار کردن در کنار یکدیگر احساس میکنند که در ساخت آینده جامعه خود سهم دارند.
دومین نقش مهم مردم، حفظ و احیای میراث فرهنگی و احیانا تاریخی آسیبدیده در جنگ است. بسیاری از بناهای تاریخی، آثار فرهنگی و نمادهای هویتی در طول جنگ تخریب یا آسیب میبینند. در چنین شرایطی، مردم محلی میتوانند با مشارکت در پروژههای مرمت، جمعآوری اسناد و روایتهای تاریخی، و انتقال خاطرات و تجربیات خود به نسلهای بعد، به حفظ هویت فرهنگی جامعه کمک کنند. این فعالیتها نهتنها ارزش تاریخی دارند، بلکه به تقویت حس تعلق و هویت جمعی نیز کمک میکنند. علاوه بر این، مردم نقش مهمی در بازسازی اجتماعی و روانی جامعه پس از جنگ ایفا میکنند. جنگ معمولاً باعث ایجاد آسیبهای روحی، از دست دادن عزیزان و احساس ناامنی در میان مردم میشود. فعالیتهای اجتماعی، کمکهای داوطلبانه، تشکیل گروههای حمایتی و مشارکت در برنامههای فرهنگی و اجتماعی میتواند به بازگشت امید و اعتماد در جامعه کمک کند. حضور فعال مردم در این فرآیند باعث میشود جامعه سریعتر از آسیبهای روانی جنگ عبور کند.
از سوی دیگر، مشارکت مردم در تصمیمگیریهای مربوط به بازسازی نیز اهمیت زیادی دارد. زمانی که دولتها یا سازمانها، برنامههای بازسازی را طراحی میکنند، اگر نظر و نیازهای واقعی مردم منطقه آینهی چشمانداز قرار نگیرد، ممکن است این برنامهها با مشکلاتی مواجه شوند. حضور مردم در شوراهای محلی، جلسات مشورتی و فرآیندهای برنامهریزی باعث میشود تصمیمها واقعبینانهتر و متناسب با شرایط زندگی ساکنان منطقه باشد. برای مثال از گذشته حضور نهادهای نظامی و پادگانهای وسیع در قلب شهر و یا احاطهی یک منطقهی مسکونی توسط پادگانها و مراکز نظامی، مورد نقد اینجانب و اکثریت کارشناسان حوزهی معماری و شهرسازی بوده است. حال با باز شدن پنجرهی فرصت کنونی، امکان انتقال این فضاها به خارج از نقاط مسکونی و دارای هویت شهری فراهم گشتهاست تا محلات مختلف، هویت فرهنگی گذشتهی خود را بازیابند.
در نهایت میتوان گفت که بازسازی پس از جنگ تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه فرآیندی اجتماعی، فرهنگی و انسانی است. دولتها و نهادهای مختلف میتوانند منابع مالی و فنی را فراهم کنند، اما نیروی اصلی برای احیای زندگی در مناطق جنگزده، خود مردم هستند. مشارکت فعال شهروندان در بازسازی نهتنها به ترمیم خرابیهای جنگ کمک میکند، بلکه زمینهساز شکلگیری جامعهای قویتر، متحدتر و امیدوارتر برای آینده خواهد بود.



