اسلایدریادداشتها

قطع چرخه تولید فقر در جامعه و نقش شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی

محمد جان‌نثاری پژوهشگر حوزه مدیریت در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:

 

فقر در جامعه فقط به معنای نداشتن درآمد کافی نیست؛ فقر زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که به یک چرخه پایدار تبدیل شود. در چنین چرخه‌ای، خانواده‌ای که امروز با درآمد پایین، مسکن نامطمئن، هزینه‌های سنگین درمان، آموزش ناکافی و نبود شغل پایدار روبه‌روست، در آینده نیز شانس کمی برای بهبود وضعیت خود خواهد داشت. فرزندان این خانواده‌ها نیز معمولاً با فرصت‌های محدودتری برای آموزش، مهارت‌آموزی، ورود به بازار کار و ساختن آینده‌ای بهتر مواجه می‌شوند. به این ترتیب، فقر از یک وضعیت موقت به یک روند تکرارشونده و بین‌نسلی تبدیل می‌شود. قطع چرخه تولید فقر نیازمند نگاهی فراتر از کمک‌های مقطعی و خیریه‌ای است. بسته‌های معیشتی، کمک‌های نقدی و حمایت‌های اضطراری در شرایط بحرانی می‌توانند لازم و مفید باشند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند مسیر زندگی خانوارهای آسیب‌پذیر را تغییر دهند. آنچه می‌تواند فقر را به‌صورت پایدار کاهش دهد، ایجاد فرصت‌های واقعی برای کار، مهارت، آموزش، سلامت، امنیت شغلی و دسترسی عادلانه‌تر به منابع اقتصادی است.

در اقتصاد ایران، شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی جایگاه ویژه‌ای دارند. این شرکت‌ها در بخش‌هایی مانند انرژی، بانک، بیمه، حمل‌ونقل، صنایع بزرگ، معدن، پتروشیمی، ارتباطات، زیرساخت و خدمات عمومی نقش گسترده‌ای ایفا می‌کنند. بنابراین تصمیم‌ها و سیاست‌های آن‌ها فقط بر تراز مالی خودشان اثر نمی‌گذارد، بلکه می‌تواند بر زندگی میلیون‌ها نفر، زنجیره تأمین، اشتغال منطقه‌ای، درآمد خانوارها و فرصت‌های اجتماعی اثرگذار باشد. از این منظر، شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی می‌توانند در کنار مأموریت اقتصادی خود، نقش توسعه‌ای و اجتماعی مهمی داشته باشند. اگر این شرکت‌ها مسئولیت اجتماعی را صرفاً به چند اقدام تبلیغاتی یا کمک مناسبتی محدود کنند، اثر پایداری بر کاهش فقر نخواهند داشت. اما اگر منابع، خریدها، پروژه‌ها، آموزش‌ها و ظرفیت استخدامی خود را در جهت توانمندسازی جامعه به‌کار گیرند، می‌توانند به یکی از بازیگران اصلی در قطع چرخه تولید فقر تبدیل شوند.

راهکارهای پیشنهادی

نخستین راهکار، تغییر نگاه از «کمک موقت» به «توانمندسازی پایدار» است. شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی باید مسئولیت اجتماعی خود را به‌عنوان نوعی سرمایه‌گذاری اجتماعی ببینند؛ سرمایه‌گذاری‌ای که هدف آن افزایش توان خانواده‌ها برای خروج از فقر است. در این نگاه، موفقیت یک برنامه اجتماعی فقط با میزان پول هزینه‌شده سنجیده نمی‌شود، بلکه با نتایجی مانند تعداد افراد آموزش‌دیده، ایجاد شغل پایدار، افزایش درآمد خانوار، کاهش ترک تحصیل، بهبود سلامت و کاهش وابستگی به حمایت‌های مقطعی ارزیابی می‌شود.

یکی از مهم‌ترین مسیرهای اثرگذاری این شرکت‌ها، ایجاد و تقویت اشتغال پایدار و باکیفیت است. شغل زمانی می‌تواند فقر را کاهش دهد که همراه با دستمزد منصفانه، بیمه، امنیت نسبی، امکان رشد و پرداخت منظم باشد. شرکت‌های بزرگ باید نسبت به وضعیت نیروی انسانی خود، به‌ویژه کارگران پیمانکاری و نیروهای کم‌درآمد، مسئولانه‌تر عمل کنند. پرداخت به‌موقع حقوق، رعایت کامل بیمه، کاهش قراردادهای بسیار ناپایدار و ایجاد فرصت ارتقای شغلی، می‌تواند از شکل‌گیری «فقر شاغلان» جلوگیری کند؛ وضعیتی که در آن فرد کار می‌کند اما همچنان توان تأمین زندگی آبرومندانه را ندارد.

راهکار دیگر، مهارت‌آموزی هدفمند و متصل به بازار کار است. بسیاری از جوانان، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، نه به دلیل نداشتن استعداد، بلکه به دلیل نداشتن مهارت کاربردی و ارتباط با بازار کار از فرصت‌های شغلی محروم می‌مانند. شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی می‌توانند با همکاری مراکز فنی‌وحرفه‌ای، دانشگاه‌ها، هنرستان‌ها و نهادهای محلی، دوره‌های مهارتی متناسب با نیاز واقعی صنعت و بازار طراحی کنند. اگر این آموزش‌ها با کارآموزی، گواهی معتبر و امکان جذب در شرکت یا پیمانکاران همراه باشد، می‌تواند مسیر ورود جوانان کم‌درآمد به شغل پایدار را هموار کند.

شرکت‌های بزرگ همچنین از طریق زنجیره تأمین خود می‌توانند به کاهش فقر کمک کنند. این شرکت‌ها سالانه حجم بزرگی از کالا و خدمات خریداری می‌کنند. اگر بخشی از این خریدها به‌صورت شفاف و هدفمند از تولیدکنندگان محلی، بنگاه‌های کوچک، تعاونی‌ها و کسب‌وکارهای مناطق محروم انجام شود، منافع اقتصادی شرکت به جامعه پیرامونی منتقل می‌شود. البته این حمایت نباید به رانت یا قراردادهای غیرشفاف تبدیل شود، بلکه باید بر پایه کیفیت، توانمندسازی، آموزش استانداردها و پرداخت به‌موقع مطالبات باشد.

پرداخت به‌موقع مطالبات پیمانکاران و تأمین‌کنندگان کوچک نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی شرکت‌های بزرگ پرداخت‌های خود را با تأخیر انجام می‌دهند، فشار مالی به پایین زنجیره منتقل می‌شود و در نهایت ممکن است کارگران، فروشندگان خرد و خانواده‌های وابسته به آن‌ها آسیب ببینند. بنابراین نظم مالی شرکت‌های بزرگ، فقط یک موضوع اداری نیست؛ بلکه می‌تواند اثر مستقیم بر معیشت خانوارها داشته باشد.

حمایت از آموزش کودکان و نوجوانان مناطق محروم، یکی دیگر از مسیرهای اصلی قطع فقر بین‌نسلی است. اگر کودکی به دلیل فقر از تحصیل باکیفیت محروم شود، احتمال زیادی وجود دارد که در آینده نیز وارد مشاغل کم‌درآمد و ناپایدار شود. شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی، به‌ویژه آن‌هایی که در مناطق صنعتی، نفتی، معدنی یا کمترتوسعه‌یافته فعالیت دارند، می‌توانند با تجهیز مدارس، حمایت از هنرستان‌ها، بورسیه دانش‌آموزان مستعد، کمک به بازگشت بازماندگان از تحصیل و توسعه آموزش‌های فنی، فرصت آینده را برای نسل بعدی افزایش دهند.

در حوزه سلامت نیز نقش این شرکت‌ها مهم است. بیماری و هزینه‌های درمانی می‌تواند یک خانواده را به‌سرعت وارد فقر کند یا فقر موجود را عمیق‌تر سازد. برنامه‌های پیشگیرانه سلامت، پوشش بیمه‌ای مناسب برای کارکنان کم‌درآمد، حمایت درمانی در موارد خاص، ارتقای ایمنی محیط کار و کمک به زیرساخت‌های درمانی مناطق محروم، می‌تواند از سقوط خانوارها به فقر درمانی جلوگیری کند.

مسکن نیز یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر خانوارهای کم‌درآمد و حتی طبقه متوسط است. شرکت‌های بزرگ می‌توانند با ایجاد صندوق‌های ودیعه مسکن، حمایت از تعاونی‌های واقعی و شفاف، مشارکت در ساخت مسکن اجاره‌ای برای کارکنان کم‌درآمد یا همکاری با نهادهای محلی برای کاهش فشار سکونت، بخشی از این بار را کاهش دهند. چنین اقداماتی باید با دقت و شفافیت انجام شود تا به امتیاز ویژه برای گروه‌های خاص تبدیل نشود.

در نهایت، همه این برنامه‌ها باید با شفافیت و سنجش اثر همراه باشند. شرکت‌ها باید مشخص کنند چه گروهی را هدف قرار داده‌اند، چه منابعی اختصاص داده‌اند، چه نتیجه‌ای به دست آمده و چه میزان از آن واقعاً به کاهش فقر کمک کرده است. گزارش مسئولیت اجتماعی نباید فقط فهرستی از هزینه‌ها باشد؛ باید نشان دهد چه تعداد شغل ایجاد شده، چند نفر مهارت آموخته‌اند، چند کودک به تحصیل بازگشته‌اند، چند خانوار از فشار درمان یا مسکن نجات یافته‌اند و چه تغییری در کیفیت زندگی گروه‌های هدف رخ داده است.

جمع‌بندی

قطع چرخه تولید فقر در جامعه نیازمند عبور از نگاه کوتاه‌مدت و خیریه‌ای به سمت نگاه توسعه‌ای و توانمندساز است. فقر زمانی کاهش پیدا می‌کند که خانواده‌ها به فرصت‌های واقعی برای کار، آموزش، سلامت، مهارت و امنیت اقتصادی دسترسی داشته باشند. شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی در ایران به دلیل گستره فعالیت، منابع مالی، ظرفیت استخدام، زنجیره تأمین و اثرگذاری منطقه‌ای، می‌توانند نقشی مهم در این مسیر ایفا کنند. این شرکت‌ها اگر مسئولیت اجتماعی خود را به‌صورت هدفمند، شفاف و قابل‌اندازه‌گیری تعریف کنند، می‌توانند به جای کمک‌های پراکنده و مقطعی، در ساختن مسیر خروج پایدار از فقر مشارکت کنند. نقش اصلی این شرکت‌ها باید تولید فرصت باشد: فرصت یادگیری، فرصت کار شایسته، فرصت دسترسی به سلامت، فرصت ماندن در مدرسه، فرصت رشد کسب‌وکارهای کوچک و فرصت زندگی با کرامت. در چنین رویکردی، شرکت بزرگ فقط یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بلکه نهادی اثرگذار در توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور است.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا