
ایمان زاغیان پژوهشگر حوزه خدمات سلامت روان در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت نوشت:
در حال حاضر در میانه جنگی هستیم که به ما تحمیل شده و ما شروع کننده آن نبودیم. اما جنگ مانند بسیاری دیگر از چالشهای زندگی است که انسانها هیچ نقشی در به وجود آمدن آن ندارند و از این رو میتوان آن را رخدادی غیرمتقربه در نظر گرفت. مشکلاتی مانند مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و هزاران چالش دیگری که میتواند برای هر فردی به وجود آید. اما سوال این است که آیا باید در برابر این چالش خود را آسیب پذیر قرار داد یا اینکه تلاش کنیم خود را چنان تقویت کنیم که احساسات و هیجانات خود را به بهترین شکل مدیریت کنیم.
مرحله اول: پذیرش؛ مقدمه آرامش
همان طور که ذکر گردید انسان در زندگی خود با چالشها و مسائل مختلفی مواجه میشود. همچنین بدیهی است انسانهای توانمند با چالشهای خود به خوبی و با هوشمندی روبرو میشوند و آنها را از سر راه برمیدارند. بنابراین نکتهی مهم این است که این چالشها را بپذیریم. پذیرفتن خود مقدمه آرامش است. افراد در وقایع مختلف زندگی خویش دچار شوک میشوند. این شوک ناشی از غیرمنتظره دانستن اتفاق است. اما اگر پس از مدتی سعی کنند آن را بپذیرند به راحتی میتوانند موانع را از سر راه بردارند.
در ارتباط با جنگ در کشور ما نیز همین موضوع وجود دارد. یعنی تا زمانی که اصل چنین اتفاقی را نپذیریم بخش زیادی از استرس و تنیدگی با ما همراه خواهد بود. اما با پذیرش این اتفاق زمینه اینکه چه کاری انجام دهیم تا این مانع از سر راه ما برداشته شود فراهم می شود.
مرحله دوم: سازگاری؛ راه خروج از انفعال
ویژگی اتفاقات شوکه کننده مانند جنگ این است که افراد را در حالت انفعال قرار میدهد. وقتی افراد از شوک اولیه خارج شوند و واقعه را بپذیرند و آن را انکار نکنند میتوانند سازگار شوند. سازگاری یعنی اینکه مسئله را کنار یکی از اجزای زندگی خود قرار میدهند و آن را به رسمیت می شناسند. یعنی ضمن اینکه زندگی عادی خود را ادامه میدهند، به آن هم توجه کافی میکنند؛ توجه کافی یعنی دوری از بیش توجهی و توجه افراطی و همین طور اجتناب از بی توجهی و سرکوب مسئله.
وقتی انسان بحرانها را بپذیرد و آن را انکار نکند، وجه هولناک بحران کوچک میشود. زیرا بسیاری از اتفاقات ناگوار با این وجه که اگر بیایند چه ها که نمیشود انسانها را اذیت میکنند. اما وقتی پذیرفته شدند انسان راه سازگاری با آن را در خود پیدا میکند.
مرحله سوم: امید به آینده
این یک اتفاق خیلی مهم است وقتی انسان تلاشی انجام می دهد در نظر بگیرد این تلاش با یک انگیزه و امید همراه است. اگر امید وجود نداشته باشد انسان تلاشی انجام نمیدهد. در همین راستا باید در نظر بگیریم هر یک از ما ایرانیان وظیفه ای داریم و با تلاش برای انجام وظایف خود میتوانیم کاری کنیم. از این رو بدانیم که با انجام هر کاری میتوانیم اتفاقات مثبتی ایجاد کنیم. در این راستا دو موضوع به افزایش آرامش کمک میکند: اول بدانیم همین که کاری انجام میدهیم و از انفعال خارج میشویم و دوم توجه به اثربخش بودن همین موضوع در جامعه و نگاه به آینده درخشان. سطح بالایی از تنش روانی را کاهش میدهد.



